از این‌جا که منم به آن‌جا که عطر تو را دارد

از این‌جا که منم به آن‌جا که عطر تو را دارد

نویسنده : mansooreh_houshmand

یک روز پاییزی که تو لم داده‌ای به کاناپه، اخم‌هایت را کشیده‌ای توی هم و داری روزنامه می‌خوانی و زیرلب به خاطر باخت تیم محبوبت گله می‌کنی؛ من با یک سینی حاوی چینش عشق و هنر آشپزی بیرون می‌آیم. تکه کوچک چیز کیک را که با دقت بریده‌ام می‌گذارم رو برویت. بعد فنجان چای‌ات را. نگاهت می‌کنم ناخودآگاه لب‌هایم کش می‌آیند.

صفحه روزنامه را می‌بندی و متوجه نگاهم می‌شوی. تو هم لبخند می‌زنی، چایی‌ات را با دقت کمی هورت می‌کشی، داغ بودن چایی تو را نا امید می‌کند. با چنگالت مشغول چیزکیک می‌شوی، دوباره لبخند می‌زنی، انگار معذب و خجالت زده باشی از نگاهم، رو به من می‌گویی شبیه دلتنگ‌ها نگاه می‌کنی. 

لبخندم بیشتر کش می‌آید، چشم‌هایم را می‌بندم، توی دلم کلمه‌هایی را که می‌خواهم بگویم ردیف می‌کنم، می‌خواهم بگویم دلتنگت بوده‌ام همیشه. شب‌های طولانی تابستان وقتی هنوز نمی‌دانستم تو هستی یا نه، روزهای سرد زمستان وقتی به انگشت‌هایم ها می‌کردم و حتی اسمت را نمی‌داستم. دلتنگت بودم و تمام دلتنگی‌هایم به این ختم می‌شد که از خدا می‌خواستمت.  از خدا می‌خواستم شانه‌هایت سهم من شوند . تو کسی باشی که غمم را می‌خورد، دلیل لبخندم می‌شود.

چشم‌هایم بسته است. صدایت مرا هشیار می‌کند. دوباره تکرار می‌کنی، این بار سوالت کمی رنگ نگرانی گرفته است.  کلمات را گم می‌کنم. با همان چشم‌های بسته نفس ِعمیقی می‌کشم. انگشت اشاره‌ام را توی هوا تکان می‌دهم و به جای تمام جملاتی که توی ذهنم ردیف کرده بود  به تو می‌گویم دوستت دارم.

لبخند می‌زنی، حالا چایی‌ات کاملا آماده نوشیدن است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
:-)
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
D:
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
زیبا بود، عالی
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
🙏 تشکر
خورشید
خورشید
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
حس خوبی داشت . پایدار باشه این حس و حال دوست داشتنی
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
متشکر:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
متن قشنگی بود مخصوصا «تو کسی باشی که غمم را می‌خورد، دلیل لبخندم می‌شود.»
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
:) این ماهیتِ عشقه
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
از اون متنایی بود ک با هر خطش لبخند آدم عمیق تر مي شد چ آرامشی داشت:) ممنون:)
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
:) ممنون از شما بابت وقتی که گذاشتید و لطفی که دارید
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
عاشقانه قشنگی بود :)))
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
ممنونم:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
تبلیغات
تبلیغات