به چشم من تو خورشیدی!

به چشم من تو خورشیدی!

نویسنده : سجاد رفائی نیا

نجات چشم خیسم بود

آن لبخند پنهانی

میان پچ پچ سرد و فجیع دایه‌های مرگ

میان گریه‌های ساکت و غم بار دلتنگی

میان رقص حزن انگیز و زشت سایه‌های مرگ

هرآنچه هستی و باشی

به چشم من تو خورشیدی

که به پاییز قلب من، بهارانه تو جان دادی

طلوع سبز دستانت در این دستان بی یاور

چو ساحل بود کاین جان را، ز نابودی امان دادی

تو از نسل کدام اسطوره عشقی؟

که چشمانت چنین با عشق زیبنده است!

تو بانوی کدامین قصر رویایی

که آهنگ کلامت شامل سحری فریبنده است

توان صبر در عشقت،

برایم سخت آسان است!

که از هر گوشه لعل‌ات می مستی به من دادی.

ز انتظار بی‌پایان دگر در من هراسی نیست؛

که با لبخند به شعرم،

می هستی به من دادی.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
:) بح بح خیییلی قشنگ و احساسی
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
لطف دارین :)
خورشید
خورشید
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
چقدر قشنگ و با احساس . جون میده برا دکلمه شدن
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
ممنونم، لطف دارین..دوستان دکلمه کنن برا منم بفرستن :)
خورشید
خورشید
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
شواهد نشون میده شعر خودتونه پس با اجازه دکلمه اش میکنم .
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
صاحب اختیارین :)
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
:) چ قشنگ و لطیف:)
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
خیلی ممنون، لطف عالی مستدام :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
به به قشنگ بود :) آفرین به شاعرش که نمدونم کیه!
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
ممنونم لطف دارین، شاعر مهم نیس شعر مهمه :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
شعر قشنگی بود،مال خودتون نیست ؟
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
ممنون لطف دارین، چرا مال خودمه چطو مگه؟
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
پس چرا به آقای خرسندی شاعر رو معرفی نکردین !؟ :))
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
دیگه شکسته نفسی و حجب و حیا و خلاصه این داستانا :))))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
بله :)) راستی امروز مطلب پیر بودنتون:)) چاپ شده بود! تبریکات!
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/٢٢
١
٠
ممنون، من الان از شما فهمیدم این موضوع رو :) ایشالا همیشه برا همه خبرای خوب و جالب بدین..بازم مرسی
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦