میزِ کارِ خیالی
#دمنوش#رشته_مهندسی#آینده_نگری

میزِ کارِ خیالی

نویسنده : فرانک باباپور

از بچگی آرزوی داشتن یک میزِ کار تمیز را داشتم. یک میز قهوه ای که یک گوشه اش گلدان است، وسطش مانیتور یا لپ تاپ، گوشه دیگرش چراغ مطالعه، زیر پایم از این یاروهایی که پایشان را می گذارند رویش، توی کشوی سمت راست پر از تنقلات برای وقت بیکاری و مخصوصا یک بسته از انواع دمنوش های طبیعی، کنار دستِ چراغ مطالعه یک جامدادی که تویش پر از خودنویس های رنگی و ماژیک فسفری است. بعد یک ماگ بزرگ و خوشگل و رنگی هم داشتم که تویش دمنوش میگذاشتم دم بکشد و شروع می کردم به کار با کیبوردی که تق و تق و تق صدا می داد.

البته حالا که فکر می کنم، این آرزوها از خیلی بچگی هم نبوده اند، مال همین تازگی است! والا اگر من همچین تصوری از میز کارم داشتم، عمرا پایم را به دانشکده مهندسی و رشته مهندسی برق و گرایش الکترونیک نمی گذاشتم. چون هیچ جای این میز قهوه ای، جایی برای بِرِدبُرد و جعبه قطعات الکترونیکی نیست. میزم شلوغ می شود اصلا!

حالا خیلی دلم میخواهد روزی برسد که پشت این میز خیالی بنشیم و یک لیوانِ پر شکلات داغ بخورم، جای همه تان خالی. بهرحال همیشه که نمی شود دمنوش خورد، بعضی روزها می شود شکلات داغ یا نسکافه هم خورد! بعله :)

این هم از یک نمود عینی میز خیالی بنده که مال یک خبرنگار است! روزمان هم مثلنی مبارک :)

***

پی نوشت: از همین حالا به میز خیالی یا اتاق خیالی یا هر جای خیالی تان خوب فکر کنید که پس فردا یکهو نبینید ای دل غافل، ما چه فکر می کردیم و اینجا کجاست؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
ینی الان احساس اشتباه بودن همه زندگی تون رو دارین؟؟؟؟
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
نه دیگه همه زندگی! یه چند سالی رو میتونستم مفیدتر کار کنم و از کارم لذت هم ببرم :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/١٨
١
٠
این که چیزی نیست فرانک جون ، ایشالله به همه ی آرزوهای بزرگ و کوچیکت برسی " هممون برسیم " ^_^ راستی هیچ وقت برای رسیدن به چیزایی که می خوایم " دیر نیست "
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
١
٠
آره واقعا دیر نیست و ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه است... میترسم به این امید هی درجا بزنم! :(
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
میز کار من شاید ی چیزی شبیه همین عکسه اما مهم اینه که علاقه ای به این شغل و کار کارمندی نیس
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
هوم... علاقه که نباشه، چیزای قشنگ هم دیگه قشنگ نیستن...
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
خخخخخ واای منم همش تو ذهنم از این میز کارا میخواستم :)) روزت مبارک :دی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
ایشالا تو هم بهش برسی. یه جاهم باشه برا چوب بستنی و گوشی پزشکی و اینا :))
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
اسم پزشکی اون چوب بستنی ها «آبِسلانگ» هستش خخخخ
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
اوه چی باکلاس! :))) همون چوب بستنی بهتره ولی :دی
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
هیییییییییییییع
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
میز کار من دقیقا چیزی شبیه همانی است که توصیفش را کردی و کمی شیک تر و زیباتر از این عکس:) خوبی معلمی این است که میز کارت فقط مختص مدرسه نیست توی خانه هم یک میز کار داری که بیشتر اوقات روز را پشت آن سر میکنی برای نوشتن و تحقیق و ....
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
خدایی بهتون غبطه خوردما! معلمی هم شغل خوبیه اتفاقا و دوسش میدارم. موفق باشید :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
من اصلا نمیخوام کار کنم که بخوام میز کار داشته باشم! خانواده اصرار دارن!!;-)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
ای بچه تنبل :)) ولی خونه داری هم خوبه. واسه خونه هم باید یه میز مخصوص خودت داشته باشی حتی :) وای من عاشق پارچه و دوخت و دوز و رنگ کردن و ... ام! :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
من خونه داری هم نمیخوام بکنم! نمیشه تا آخر همینجوری بخور و بخواب؟!نمیشه واقعن؟!
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
نه جانم نمیشه. خجالت بکش پاشو یه فکری برای میز کار و کار آینده ت بکن! حجابتم رعایت کن! عه! :))
خورشید
خورشید
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
ر.زت با کلی تاخییر مبارک
خورشید
خورشید
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
روزت
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
خیلی ممنون عزیزم :*
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
میز کارتون پر رونق:)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
منم همین کامنت :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
خدا از دهنتون بشنوه. تشکرات بسیار :) ان شاالله برای شماهم زندگی و کار و همه چیتون پر رونق :))
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
میز من از بدو تولد شلوغ بوده و هست:| کل کتابام دورم هرکدوم رو میخوام باید بلند شم بین ستون کتابای رو هم چینده پیدا کنم اصن میز تمیز چیست ديگر:)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
منم میزم تو خونه برای همه چی استفاده میشه جز اون چیزی که باید! :دی / یکسره ولو روی زمینم! :))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠