من یک بارکُد دیده‌ام!

من یک بارکُد دیده‌ام!

نویسنده : زهرا- خسروی

آدمای زیادی خوش‌شان آمده بود، راضی برشان گردانده بود، می‌گفتند کلی خندیدیم، کلی کیف کردیم! حال‌مان را جا آورد. آنونس فیلم را توی چند تا سایت دیده بودم و همین تعریف‌ها و تمجیدها و چه کردند کیایی‌ها وسوسه‌ام می‌کرد بروم ببینم چقدر حلوا خیرات کرده‌اند این دو برادر! خلاصه به خودم گفتم موبایل دستت هست، بگذار زمین و بپر بلیط بگیر برویم سینما! دوکَم برویم جلوتر، حالا من یک «بارکد دیده‌ام!» و قرار است برایتان «نگاهم » -نه نقدم- را روایت کنم.

جهت فیلم از آخر به اول جلو می‌رود و کیایی قرار است به خیال خودش با این سبک ما را از اول فیلم میخکوب کند. در نظر من فلاش بک یک «بی نظمی در یک نظم گم شده» است، یعنی هدف دارد، یعنی این روایت غیر خطی از یک جای فیلم کلید می‌خورد و به فیلم هدف می‌دهد! در صورتی که هر چه می‌خواهم خودم را وادار کنم کار درستی را انجام داده باز پا پس می‌کشد، مغزم را می‌گویم، زیر بار نمی‌رود از نظرش یک جور ساختار شکنی در اصل فلاش بک رقم خورده است و می‌گوید مگر ما نامحرمیم؛ خوب از اول بگو چه مرگت است، چرا قضیه را «الکی» سختش می‌کنی. میگوید اگر روایت خطی هم به جلو می‌رفت فرقی نمی‌کرد ولی از آن طرف دلم می‌گوید این یک نوع میزانسن و ایده است، یک فکر و خلاقیت حالا بماند که هنوز هم نمی‌توانم مغزم را قانع کنم!

ریتم فیلم بالا ست و فکر می‌کنم نقطه قوت جذب شدن پای فیلم‌های کیایی همین ریتم تند باشد. پس برای بارکد معنی راکد بودن تعریفی ندارد، ضرباهنگ فیلم با فیلمنامه جور در آمده. صحنه‌ها پرجنب و جوش و پر تحرک جلو می‌روند. یک ایده دیگری که کیایی پیاده کرده است  یک دسته از شوخی‌هایی است که احتمالا می‌خواسته آزمایشی ببیند، مخاطبانش تا چه حد با این شوخی‌ها کنار می‌آیند وگرنه از دید من منظور دیگری نداشته، به شخصه اگر  بپرسند با چه کسی برویم فیلم را ببینیم، می‌گویم هر که باشد به جز خانواده! نه تا این حد ولی تا این حد!

مصطفی کیایی گفته می‌خواهم مخاطبانم از این فیلم لذت ببرند و درست هم زده است به هدف، و یک جورهایی خط و نشان کشیده برای مخاطبان خاص و ایراد بگیر بالاخص فراستی این‌ها! بگذریم؛ توی راه برگشت چندصد بار از خودم پرسیدم نقطه اوج فیلم کجا بود، وقتی حامد از نامزدش جدا شد؟یا وقتی حامد انتقامش را از رئیس آن شرکت گرفت؟یا شایدم کیایی از دستش در رفته کل فیلم را در اوج روایت کرده! از بازیگران بگویم؛ بهرام رادان در کل فیلم نمی‌چسبید و همه‌اش احساس می‌کردم کل بارِ دیالوگ گویی برعهده محسن کیایی ست، با «اَدا و اطوارهایش و مثل همیشه  تند صحبت کردن و تمرکز» از محسن بودن فاصله گرفته بود و یک شوخِ درجه یک اجتماعی را روبرویم می‌دیدم و بهرام رادان خودش بود خود بهرام رادان «شعاری و شعاری و فقط شعاری»  دلم می‌خواست حامد داستان بود و خودش را بیشتر به آب و آتش می‌زد! نمی‌دانم ولی در کل بهرام رادان مشکلش همان «خودش بودن» بود.

تِم داستان کاملا با همان دسته شوخی‌ها مرتبط بود یعنی به نظرم همان شوخی‌های باب شده و فسادهای اخلاقی جوان‌ها محوریت اصلی داستان بود یا شاید باز هم به قول کیایی صرفا یک فیلم سرگرم کننده! یک سری چیزهایی هم هنوز برایم سوالند، علت حضور نامزد حامد را نمی‌فهمم یعنی اگر نبود به فیلمنامه خدشه وارد می‌شد؟یا میلاد چطور به آن سادگی حاج آقا منطق الطیر شد؟ چطور دختر معتاد قصه شده بود منشی شرکتی که حامد برای انتقام از رئیسش رفته بود آنجا! چطور به این راحتی یک نفر نامزدش را به یک مرد پولدار ترجیح می‌دهد آن هم بعد از این همه سال و...

کمی از بازغی بگویم. متفاوت بود و دوست داشتنی یک پلیس که علاقه دارد به پای مضنون‌ها شلیک کند، بازغی کارش را خوب بلد بوده هر چند کمرنگ ولی خوش درخشید و بچسب بود، از کیانیان نگویم یعنی نمی‌شود که بگویم، کاش نبود، همین. با همه اشکال‌هایش و ایرادهای شخصی که به آن گرفتم قبول دارم طلا که نبوده، «فیلم» است دیگر! ولی یک مَته دارد مغزم را سوراخ می‌کند و اگر نگویم با صداخفه کن می‌زنم دخلِ خودم را در میاروم، چرا روایت را غیر خطی ترسیم کرده بود؟ چرا!

دلم سر تیتراژ پایانی هم خون است و نگویم بهتر که یک تنه جورِ فیلم را می‌کشید و بس، در هر صورت اگر به قصد لذت می‌روید بروید!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٢١
١
٠
بالشخصه// مظنون// نگاهتون رو مطالعه کردم خانم خسروی؛ باید بگم نوع روایت خوب بود و صمیمی، مثل یک دوست. فیلم رو هنوز ندیدم، اگه دیده بودم شاید به مباحثه می نشستیم :)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
فیلم بدی نبود خوب هم نبود ! کل نظرات افراد دیگه رو هم در مورد فیلم میخوندم بیشتر توی همین حول و حوش بود! ولی حتما ببینید ، ممنون از دقت و نظرتون:)
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
تا وقتی فیلم رو نبینم نمیتونم نظر خاصی بدم ولی خوشم اومد و معلوم شد از ته دل فیلم رو دیدید:) سینما هم نیست که برم ببینمش/به هر حال خسته نباشید.
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
از ته تهِ دل! در کل بخوام بگم برادران کیایی فیلماشون خوبه ، بشه که برید یه روز ببینید ، ممنون از شما:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
منتظرم یه سه شنبه روزی که بلیط ها نیم بهاست برم ببینمش:)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی هم کار خوووب:))
محمد
محمد
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
چه فایده...صدای یاس را که برداشتن..:((
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
حیف واقعا!
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
من جنس روایت و همچنین شوخی‌هاشونو دوست داشتم. یه منتقد بیسوادی که البته نام و نشان چندانی نداره گفته بود فیلم تقلید از هالیوود بود اما بنظر من کاملا این سبک اکشن هالییوودی رو به هجو کشیده بودن. بجز سحر دولت شاهی که تصنعی بازی میکرد اما کیایی تونسته بود از بازیگراش به خوبی بازی بکشه. چیز دیگه ای رو هم که تو فیلم دوست داشتم قهرمان داستان بود. من میخواستم نقدی روی این فیلم بنویسم از این منظر که از ابتدایی پیدایش هنر بطور کلی همه چیز نبرد بین خیر و شر بود بعد کم کم ابر قهرمان ها پیدا شدن و بعدش فکر میکنم با فیلم فارست گامپ این قهرمان سازی از ابر انسان به سمت آدم های کند ذهن تغییر مسیر داد اما توی بارکد قهرمان ها فقط احمق بودن. انواع و اقسام خطاها رو انجام داده بودن اما تونستن الگو باشن و انتقامشون رو بگیرن و من این روند رو بشدت پسندیدم کاش صدای یاس رو حذف نمیکردن :(
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
با قسمت قهرمان های احمق موافقم :)) ممنون که خوندی :)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
ازتون مراتب تشکر رو دارم بابت توضیحات اما چون فیلم دوست ندارم و فیلم نمیبینم اصولا نظر خاصی نمیتونم بدم بازم ممنون بابت بازگو کردن نگاهتون :)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
اصلا نگاه کردن فیلم لذت بخش ترین قسمت زندگی برای منه:) ممنون که خوندی :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
خب چه تفریح یا سرگرمی به جای فیلم دیدن دارید اونوقت؟
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
یادم رفت بگم :))) من دفعه اول این فیلم رو با خانوادم دیدم
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
یا امام زاده بیژن!:))) موفق باشی مهشید جان!!!:))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
فیلم قشنگی در کل. البته یک سری جاهای ابهام ساز داره ولی خب در کل از خیلی از فیلم ها بهترِ . معرفی فیلم خوبی بود. آفرین ادامه بدید
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
من بیشتر فیلمای قبلیشو ترجیح میدم ؛ افت شدیدی داشته کیایی:) ممنون که خوندید:)
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
من فیلم رو ندیدم...اما ممنون بابت توضیحاتی که دادی...یا همون نــــگــــــــاهــــــــت... :-)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
خواهش میکنم گیسو جان:) ممنون که خوندی:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٤
٠
٠
سلام:شادمان باشید.هنوز موفق به پیدن فیلم نشده ام.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨