برای چند لحظه حکیم باشید
بیاید داستان بنویسیم

برای چند لحظه حکیم باشید

نویسنده : s_aghagol

«ندیم سلطان، حکیمی را دید که علف می‌خورد! گفت: اگر به خدمت شاهان درمی‌آمدی، نیازمند خوردن علف نمی‌شدی... 

حکیم پاسخ داد: ...»

نوشتن پاسخ حکیم و احتمالا مکالمات بعدی را می‌گذارم به عهده شما دوستان. فکر کنید و ببینید حکیم می‌توانست چه پاسخی به ندیم سلطان بدهد! پاسخی که محکم و سخت باشد! (و البته قابل انتشار خخخخ) و به قول معروف با یک جمله دهان ندیم را بدوزد به هم! (البته می‌تواند یک جمله نباشد! و ادامه‌دار هم باشد)

مثال:

- علف خواری با لذت به از کباب خوردن با ذلت!

- هرکسی نان از علف خویش خورد، منت ندیم سلطان نبرد!

- بدبخت فکر کردی تو غذای سلف ِدربار چی می‌ریزن؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
این اگه انجمن میشد بهتر بود
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٦
موافقم
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
حکیم: مگه من سگم که گوشت بخورم.
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
خوردن مالی حلال به از خوردن گوشت جگر مردمان ظلم دیده است:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٦
افرین;)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٠
سلآم؛ بهله... حکایت انگار برا خود مثنویه :)) مولوی شاعر جون جونیم در این زمینه فرمودن : رو ، ز حکمت خور علف کان را خدا / بی غرض دادست از محض عطا /فهم نان کردی نه حکمت، ای رهی / زان چه حق گفتت« کُلوا مِن رِزقِه»/رزق حق حکمت بوَد در مرتبت / کان گلوگیرت نباشد عاقبت/این دهان، بستی دهانی باز شد / کو خورنده ی لقمه‌های راز شد/ گر ز شیر دیو، تن را وابُری/ در فطامِ او بسی نعمت خوری....بله اینجوریاست :)))
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٠
البته یه احتمال دیگه ای هم که وجود داره اینه که خب همه ی شاها که بد نبودن شاید این حکیم بنده خدا vegetarian بوده خب :))
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٦
باید پشت لباس شاهانش مینوشت:keep calm, im king vegetable
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٦
حکیم گفت:هم نشینی با مال حلال به از حرص و طمع نان حرام است
پربازدیدتریـــن ها
تجربه اولین نمایشگاه کتاب

اردو در نمایشگاه

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

نمی دانست هوای یار به سر داری

٩٦/٠٢/٢٧
برای 30 سالگی ام

هوایی ام به هوای تو

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
فیلتر دوستان

اندر مزایای انتخابات!

٩٦/٠٢/٢٨
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
این کار خطرناک

مردان شیشه ای

٩٦/٠٢/٢٨
گرمی دست هایت

کبریت می فروشم

٩٦/٠٢/٢٧
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
لعنت به خاطرات

راننده تاکسی عاشق

٩٦/٠٢/٢٧
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
برنده مناظرات او بود

بهترین نامزد انتخابات

٩٦/٠٢/٢٧
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
این کتاب را حتما بخوانید

کتابی از آلبادسس بدس

٩٦/٠٢/٢٨
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
بینندگان عزیز با شما هستیم

یک داستان اخباری

٩٦/٠٢/٢٧
تبلیغات
تبلیغات