علت طلاق اسب‌های آبی
دیدیم ارائه آمار طلاق دردی را دوا نمی‌کند پس به سراغ یک درد دوا دار رفتیم

علت طلاق اسب‌های آبی

نویسنده : محمدرضا ناصری نژاد

دیروز داشتم برای اسب‌های آبی گریه می‌کردم! اسب‌های آبی موجودات طفلکی و بی‌چاره‌ای هستند و گیر و گرفت‌های زندگی‌شان بی‌شمار است. از شکار غیر قانونی و تخریب محیط زیست‌شان بگیرید تا بیکاری و اعتیاد و طلاق! تعجب نکنید، اسب‌های آبی در بین حیوانات بیشترین درصد طلاق را دارند. تازه آمارها فقط از طلاق‌های رسمی حکایت دارند و طلاق‌های عاطفی را شامل نمی‌شوند. طلاق اسب‌های آبی برای خودش علت‌هایی دارد که شاید اگر برایش راه حل و پیش بینی‌هایی درنظر گرفته شود اتفاق نمی‌افتد. حالا به صورت موردی به چند دلیل که شاید اهمیت بیشتری در بحث طلاق اسب‌های آبی دارند می‌پردازیم.

 

نداشتن شناخت

اولین و مهمترین دلیل در طلاق اسب‌های آبی نداشتن شناخت پیش از ازدواج است. برای مثال اسب آبی نری که در رودخانه‌های زامبیا زندگی می‌کند برای سفری کوتاه به آفریقای جنوبی می‌رود و در آن‌جا با یک نگاه، قلب چندصدکیلویی‌اش را عاشق و دل باخته اسب آبی ماده‌ای می‌بیند، بدون آن که شناخت رفتاری و شخصیتی از او داشته باشد و بداند در کدام زیستگاه پرورش یافته و چه جور حیوانی است. برای حل این مسئله اسب‌های آبی باید اول از خود اسب‌شان شناخت پیدا کنند و ببیند چطور موجودی هستند و بعدا اگر برای ازدواج تصمیم گرفتند، ابتدای امر با پیدا کردن آگاهی و شناخت از طرف مقابل پا به عرصه عشق و عاشقی بگذارند.

 

امیدی بیهوده به تغییر

اسب‌های آبی نباید زیادی خوش خیال باشند، برای مثال اگر آن‌ها در 2 زمینه با طرف مقابل خود توافق دارند ولی در 101 زمینه هیچگونه توافقی ندارند، نباید به امید آن باشد که شاید بعد ازدواج تغییراتی ایجاد شود و بتوانند کنار هم زندگی خود را در برکه‌ای خوش و خرم سپری کنند، چون شخصیتی که سال‌های سال طول کشیده تا ساخته شود به راحتی عوض نمی‌شود و این باعث ایجاد تنش بین آن‌ها می‌شود و زمینه ساز جدایی‌شان می‌گردد.

برخی اسب‌های آبی جوان قبل ازدواج دنبال پستاندارنی برای شروع زندگی مشترک می‌گردند که مثل خودشان نباشد و متفاوت بودن را می‌پسندند و یا فکر می‌کنند در این صورت مکملی برای خود پیدا می‌کنند و زندگی راحتی دارند اما واقعا زندگی با یک سمور نیم وجبی می‌تواند چه مزیتی داشته باشه، اصلا طبق تحقیقات صورت گرفته خود سمورها 9 گونه مختلف دارند که نمی‌توانند گاهی با هم سازگار باشند، بعد چطور با یک اسبی آبی ازدواج کنند، پس آن‌ها باید اسب‌هایی را متشابه با خود انتخاب کنند و به همان اسب‌های آبی چند تُنی رضایت بدهند و قید گرفتن یه همسر مانکن را بزنند و البته اصلا هم به اسب‌های مسابقات اسب دوانی فکر نکنند، آن‌ها فقط در اسم تشابه دارند نه هیچ چیز دیگری.

 

نبود تفاهم

سومین دلیل طلاق در جامعه اسب‌های آبی نداشتن تفاهم است. مثلا اسب آبی نر دوست دارد در مورد این‌که چرا هزار سال پیش اسب‌های آبی کوچک در ماداگاسکار توسط انسان‌ها منقرض شده‌اند بداند اما این موضوع برای طرف مقابلش اهمیتی ندارد و دوست دارد تمام روز را در برکه در حالی که چشم‌ها، گوش‌ها و سوراخ‌های بینی‌اش از آب بیرون است فقط به منظره آب خوردن آهوها نگاه کند و درست است که اسب‌های آبی قادر به صحبت کردن نیستند اما حتما راهی برای این‌که آن‌ها با هم ارتباط برقرار کنند و خواسته‌های خود را به یکدیگر بگویند وجود دارد و در این موارد باید بدانند که نباید از «منِ اسب آبی» و «منیت» در همان نوع ارتباط خود استفاده کنند و باید این موارد جای خود را به «ما اسب‌های آبی» بدهد تا تفاوت‌ها جای خودش را به تفاهم‌ها بدهد و مسائل به همین راحتی حل بشوند و فکر کردن و تماشا را زمان بندی کنند با هم به انجام آن‌ها بپردازند.

 

تكراري شدن و نبودن هيجان

راستش در این مورد نمی‌شود به اسب‌های آبی خرده‌ای گرفت. حتی اگر من در آن‌جا بودم کاری می‌کردم که همه اسب‌های آبی از همه جدا شده و هر کدام را به راه خود می‌فرستادم! کسالت‌آورتر از این زندگی مگر می‌شود؟ اصلا اگر توانایی‌اش را داشتم چندین هزار دستگاه تردمیل می‌خریدم و شکم‌های عظیم اسب‌های آبی را آب می‌کردم تا بتوانند به جز شنا در آن برکه‌ها و رودخانه‌ها سری هم به جنگل، دشت و کوه‌های اطراف بزنند و به این زندگی خسته کننده اسبی‌شان پایان بدهند تا دیگر دلیلی برای طلاق و فکر ازدواج با یکی از گونه‌های سمور را نداشته باشند، با وجود آوردن تغییرات و آوردن هیجان به زندگی حتی هیچ وقت نگذاشتم فکر طلاق به ذهن شان خطور کند.

 

دخالت خانواده‌ها

این عامل دیگر بستگی به زوج نر و ماده اسب آبی ندارد و تماماً زیر سر خانواده‌های آن‌هاست که به سختی می‌شود روی حرف‌های آن‌ها حرفی زد و اگر کار به دخالت خانواده‌ها بکشد باید برکه عشق را بدرود گفت و به برکه پدری برگشت. اما این موضوع راه حل بسیار ساده‌ای دارد، درست است اسب‌های آبی از ریاضی چیزی نمی‌دانند اما با یک حساب دو دو تا چهارتا می‌توانند به این نتیجه برسند که اگر با گفتمان و همان راه ارتباطی تمام مسائل را بین خودشان حل و فصل کنند و به گوش بقیه نرسانند و تصمیمات مشارکتی بگیرند، می‌توانند کماکان به زندگی اسب آبی وارِ عشقی خود ادامه دهند.

=================

پ.ن: از آنجایی که آمار طلاق به اندازه کافی بیان شده است و مسئولان گفتند ارائه آمار صرف دردی را دوا نمی‌کند، قصد داشتم با این یادداشت موضوعی را مطرح کنم که به هیچ وجه بیان نشده است و ارایه آن شاید دردی را دوا کند، حتی از اسب‌های آبی.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٥/١٦
١
٠
:) نمی دونم چرا نفهمیدم شایدی خستم !
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٧
١
٠
خسته نباشید :D ممنونم که خوندینش
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٦
٢
٥
ادم را به حیوان شباهت ندید:|
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٦
٥
١
به نظرم هیچ مشکلی نداره اینجور شباهت دادن. شما فکر کنید همون اسب آبی این مشکل داره! مگر بده آدم از اسب آبی یاد بگیره :)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٧
٠
٧
اشرف مخلوقات بده از پست تر و پایین تر خودش چیزی یاد بگیره
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٧
٨
٠
در ابتدای خلقت اشرف مخلوقات دفن کردن رو از کلاغ آموخت.از کلاغی هم حیوانه هم از نظر شما پست و پایین، که البته این مورد واقعی بود .در این مطلب سعی کردم با استفاده از اسب آبی بعضی چیزا رو با یک نگاه دیگه برسونم.شاید همین حاشیه دار بودنش بعضیا رو به فکر فرو ببره. در این زمانه بعضی حیوانات از انسان ها هم والاترن و این انسان ها هستن که باعث آزار و اذیتشون میشن و البته اسب آبی اولین موجودی بود که به ذهنم رسید برای نوشتن این یادداشت که شاید اگر آهو یا طاووس یا هر موجود زیبایی بود کسی به این موضوع خرده نمی گرفت.باز هم ممنونم که یادداشت رو خوندین
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٧
٠
٧
الان قرن21مه.زمان پیشرفت اطلاعات و علم و فناوری،زمانی که ادم تونست خالق خیلی ابزار و وسایل بشه.با این گستره همگانی اطلاعات و مثالهای واقعی و منطقی جالب نیست،روابط پست ولی داعم حیوانات را با ادمها مقایسه کرد و اسم ان را دید متفاوت برای طرح مشکلات گذاشت.
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٧
٠
٧
وقتی شما طنز نویس ماهری هستید پس چرا این متن و انتقاد را در قالب طنز ننوشتید؟ این طوری خوندنش راحت تر بود و انتقال مفاهیم بهتر
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٨
٤
٠
این یادداشت هم یک مدل نگاه طنز به این مشکل بود. در همین قرن 21 اتفاق هایی از طرف ما انسان ها میفته که گاهی احساس می کنم که اگر بقیه موجودات میفهیدن گاهی ما خودمون رو به اونا نسبت میدیم ازمون شاکی میشدن.در مورد ماهر بودن هم لطف دارید.
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٥/٠٥/١٨
٢
٠
اينكه به يك پاسخ نشه پاسخ جداگانه داد يك خوبي داره يك بدي: بديش اينه كه نميتوني جداگانه بهش جواب بدي خوبيش هم اينه كه نمي توني بهش جواب بدي. حرف ليلي خانوم منو ياد زن بابابزرگ جد عموزاده ي ناتني مادر شوهر مادر بزرگم انداخت از بس كه حرفشون متعصبانه و متاسفانه اشتباه بود. به زبان حيوانات نوشتن دو دليل داره يكي اينكه ديگه به قشر خاصي برنميخوره دوميش اينه كه جلب توجه ميكنه و اشتياق ايجاد ميكنه تا آخر خوانده بشه. بزرگ ترين و پندآموزترين مطالب به زبان حيوانات نوشته شدن و هر حيوان را به شخصيت انساني ارتباط دادن مثل كليله و دمنه، موش وگربه عبيدزاكاني،قلعه حيوانات جورج اورول و هزاران داستان نوشته و كارتون
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٨
٠
٤
با اصل قضیه که ناممکن بودن غیر ممکن هاست مخالفم( اخه اسب ابی مگه ازدواج میکنه؟ )بحثم سر اینه که چرا شرع مقدس ازدواج که برای انسان ساخته شده را به جد یا نقد به حیوان شباهت میدید! میدونم ادمها بعضی اوقات بی رحم هستن و مردم و حیوانات راعذاب میدن و شاید به یاد کمک حیوانات به هم و بی رحمی ادمها نسبت به هم که موضوع برخی کلیپهای تلگرامی است این مطلب را نوشتید، ولی اگه دنبال ارتباط کاعنات برای طرح نقد هستید، این راهش نیست، البته نظر نویسنده هم محترم است.
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٨
٠
٣
اقای پاتریک، این مطلب در مورد طلاق را با کلیله و دمنه و عبید زاکانی مقایسه میکنید! :-|| افسوس که متوجه منظورم نشدید
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٩
١
٠
فکر کنم اون اسب های آبی با هم آشتی کردند و به سر خانه و زندگیشان برگشتند و ما هنوز درگیر مسئله اولیه هستیم ... و متشکرم از پاسخ پاتریک... من خواستم به مسئله طلاق بپردازم حالا چه با موضوع اسب آبی چه با ازدواج دو تا پنجره...
Atefe_K
Atefe_K
٩٥/٠٥/١٦
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ..ایکون قهقهه..ایکون اون استیکر خنده..ایکون اون استیکر اوه مای مشتبا:دی..عالی=)خ..و تاسف بار!!! ممنون=)
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٧
١
٠
کلا شد همه آیکون ها :D ممنونم
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/١٦
١
١
حالا چرا اسب آبی؟
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٧
٢
٠
خب میذاشتم پنگوئن سوال میشد چرا پنگوئن :D
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٦
٢
١
جالب به در گفته بودی دیوار بشنوه :))) | البته این موضوعی که گفتی رو خیلی ها گفتن و میگن منتها کو گوش شنوا! یعنی یک سری ها رو که کلا عشق کور و کچل و ایضا کر میکنه! یک عده دیگه رو هم هر کاری کنیم دست از سر اعتقادات بیخودشون بر نمیدارند! میمونن یک عده دیگه که شرایط خوندن و دیدن رو دارن منتها حوصلش رو ندارن انگار !!! || فقط این موضوع طلاق اسب آبی و آمار و اینا شوخی بود دیگه؟
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٧
٢
٠
ممنون علیرضا جان .. درسته این موضوع به سبک های دیگه ای گفته شده و شاید باید گاهی به نحوه های دیگه بیان بشه تا شاید ترغیب به خوندن بوجود بیاد و اگر مشکلی رو هم حل کنه چقدر خوب میشه... ما میگیم شوخی نبود شمام بگو نبود :D
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٥/١٧
١
٠
از بچگی به این اسب آبی های مجرد حسودیم میشد خخخ نه غصه اجاره و نه غصه نون شب و نه دعوا و مشاجره ... صبح تا شب توی برکه می چرخن و رفیق بازی میکنن و آهوهایی که آب میخورن رو دید میزنن خخخ //عالی بود محمدرضا جان:)
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٧
١
٠
آخ آخ نگو :D واقعا هااا.. قربونت وحید جان..ممنونم
Atefe_K
Atefe_K
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
خخخخخخخخخ
علی آقا
علی آقا
٩٥/٠٥/١٧
٤
٠
خداییش خیلی عالی بود تو این چند ماهی که میام جیم این اولین پستی بود که مجبورم کرد نظر بدم :)) حالا دقیقا نمیدونم چرا بعضی دوستان گیر های 3 س ص ث به مسائل حاشیه ای دادن شاید خیلی شدید همزاد پنداری کردن :)) ولی خیلی زنده و قشنگ مسائل و گفت خیلی حال کردم دمت گرم
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
چقدر خوب که این یادداشت کاری کنه شما هم نظر بذارید :) امیدوارم بازم ادامه داشته باشه. ممنون که خوندین و نظرتون رو گفتین.شاد باشید
اسب آبی
اسب آبی
٩٥/٠٥/١٧
٣
٠
مطلب جالبی بود. دردناک است وقتی اشاره می کنی و از اشاره تو تنها نوک انگشت می بینند. شک نکنید همینها اولین هایی هستند که در شراکت زندگی به مشکل خواهند خورد؛ چون در عوض توجه به واقعیت های زندگی و اشارۀ تو به مغفول‌ها همچنان درگیر «چرا اشاره» هستند و بیچاره.
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
متشکرم.نه نکته ظریفی اشاره کردید.شاد باشید
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
به*
Somaye
Somaye
٩٥/٠٥/١٧
١
٠
عاالی بود . فقط پاندا 😁
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
ممنونم. مطالب بعدی با پاندا :)) :|
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٥/٠٥/١٨
١
٠
مشعوف شدم متشكر
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
ممنون که خوندین و نظر دادین :)
لاله نیلی
لاله نیلی
٩٥/٠٥/١٨
١
٠
سلام. احسنت! چقدر خوب مثال زده بودید. دلنشین و قابل فهم
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
سلام.متشکرم.ممنون از نظرتون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣