فردا دیر است؛ همین امروز شروع کنیم

فردا دیر است؛ همین امروز شروع کنیم

نویسنده : mohammad_p

تا حالا به لحظه تحویل سال 1450 فکر کردید؟! همه بلند میشن، روی همدیگر رو می‌بوسن و فرا رسیدن سال نو رو بهم تبریک میگن و ... اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و  قاب عکسی را می‌بوسه و روش دست می‌کشه و میگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ.  

می‌دونید اون عکس کیه؟ اون عکس من و شماست! تبدیل شدیم به یک خاطره ... آن هم شاید اگر خیلی خوش شانس باشیم. این واقعیت روزگار من و توست. 50 سال دیگر فقط یک خاطره‌ایم  توی یک قاب عکس خاک گرفته. شاید هم نه عکسی و نه قابی. همین و واقعا همین.

پس چرا حرص؟ چرا دل شکوندن؟ چرا تظاهر؟ چرا چاپلوسی؟ چرا دروغ ؟ چرا تعصبات بیهوده؟ چرا ادعای جاهلانه؟ چرا بی‌مهری؟ چرا...؟

 بیاید مهربون باشیم، شاد باشیم، به مردم‌مون بیشتر برسیم، کینه‌ها رو دور بریزیم، همین الان دلی بدست بیاوریم، اون سال‌ها چه بخواهیم چه نخواهیم بزودی فرا خواهند رسید.

با خواهرت شوخی کن، ماچش کن، بغلش کن، حمایتش کن و احترامش رو حفظ کن.

 داداشتو محکم بزن به سَر شونش و بگو مخلصیم، هواشو داشته باش، خصوصا وقتی تنهاست و کمک نیاز داره .

مامانتو کاری کن پیش دوستاش پُزتو بده، کیف کنه از داشتنت، واسش هدیه بخر، ازش بخواه دعات کنه و گاهی یواشکی پاهاشو ببوس.

 باباتو  بغل کن، چاییشو بده دستش، بگو برات از تجربه‌هاش بگه، بشین پای حرفش وخاطره‌هاش، گاهی هم دستاش رو ببوس .

 دوستت اگه تنهاست، اگه غم داره تو دلش، اگه مشکلی داره، تو هواشو داشته باش و تنهاش نذار.

باور کنیم، روزی هزار بار میمیره، کسی که فکر می‌کنه برای کسی مهم نیست. هوایِ هم رو داشته باشیم . حتما بهتر می‌شه. شاید یه روز دیگه وقت نباشه. شاید ما نباشیم. شاید اون نباشه و دیدنش آرزومون بشه‌. وقت کمه. زندگی کوتاهه .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
خیلی خوب بود .. خیلی ..کاش به فکر باشیم..کاش یادمون نره ...کاش
محمد
محمد
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
کاش...
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
بسیار عاااالی! ولی یه چیزی!سال 1450 زود نیست واسه مردن؟؟؟ هنوز جوونیم که...!
mohammad_p
mohammad_p
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
ایشالا شما 120سال عمر کنید
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
آره واقعا کاری کنیم که وقتی مردیم واسمون گور ب گوری لعنت به روحت نفرستن....آدم باشیم و آدم بمیریم....
mohammad_p
mohammad_p
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
دقیقا موافقم
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
امیدوارم بیشتر قدر همدیگه و داشته هامون رو بدونیم :)
mohammad_p
mohammad_p
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
امیدوارم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
سرد و بی تفاوت

وقتی به زمین رسیدم

٩٥/٠٩/٠٩