در پیچ و خم زندگی گیر کردم
دستم را بگیر

در پیچ و خم زندگی گیر کردم

نویسنده : h_sadat

در پیچ و خم زندگی می‌پیچم و می‌پیچم. ناگهان تو به سراغم می‌آیی و عطرت را رویم می‌پاشی، ناگهان زندگی مستت می‌شود و من آزاد در حالی که می‌دانم تو با من هستی، بلند می‌شوم و می‌دوم. ناگهان پیچکی، مچ پایم را می‌گیرد، می‌افتم. بستگی دارد در آن حال من با تو باشم یا نه؟ اگر باشم، دستم را می‌گیری تا زمین نخورم اما اگر با تو نباشم، زندگی‌ام زمین می‌خورد. خوشحال از این‌که دستان‌مان را گرفته‌ایم، آرام آرام راه زندگی‌ام را می‌روم تا بیشتر با تو باشم و حرف بزنم. آخر هیچ‌وقت ازت سیر نمی‌شوم.

به یک چاله می‌رسم و تو مرا به هوا می‌بری، حس می‌کنم در دلم پروانه‌ها در حال پرواز کردنند. و آرام آرام مرا به پایین می‌گذاری تا راهم را ادامه دهم. هنوز هم با همیم. دست در دست هم. من که عاشقت هستم، تو هم همینطور. بعضی اوقات، پیچ و خم‌ها زیاد می‌شود و ما هم را گُم می‌کنیم. درِ دلم را می‌زنی و مرا هشیار می‌کنی که بی‌وفا نباشم. شرمنده و گریان به سراغت می‌آیم با دستانی دراز کرده تا گرفته شوند. و در آخر مسیر، با هم، پیروزی و عشق‌مان را جشن می‌گیریم!

============

پ.ن: خدایا. مسیر زندگیم داره پیچ و خمش زیاد می‌شه... دستمو می‌گیری؟ واسه همیشه؟ خدایی چاله‌ای که سر راهمه بزرگ و عمیقه، دستمو ول کنی، میمیرم. تنها امیدم، کمکم کن. نه تنها به دستت نیاز دارم، به خودت هم سخت محتاجم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٥/١٧
١
٠
بد نبود... ولی پی نوشتش قشنگیش رو کم کرده بود....
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
موافقم
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
منم موافقم
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
این پیچ پیچ ها تو زندگی همه هست و اگر خدا دستمون رو ول کنه که هیچی. به نظرم خدا همیشه دستمون رو گرفته ولی خب شدت این گرفتن رابطه مستقیم داره با میزان ارتباط و نزدیکی که خود ما با خدا داریم.
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات