کاش حس کنی؛ کاش بس کنی

کاش حس کنی؛ کاش بس کنی

نویسنده : shamim_mostafazadeh

من بعد از تو کار دیگری ندارم. فقط دراز می‌کشم روی سرامیک‌های سرد و سفید خانه و به گیتار زدن همسایه بغلی گوش می‌دهم. انگار بعد از تو حتی این دیوارها هم باریک‌تر شدند. ظریف‌تر و حتی شکنتده‌تر.

آن‌ور دیوار نمی‌دانم دقیقا چه می‌گذرد. گه‌گاهی صدای هق هق گریه می‌آید و چند دقیقه بعدش صدای خنده‌های از ته دل. همان خنده‌هایی که اگر دلت را نگیری، میترکی از دل درد. نمی‌دانم. بعضی وقت‌ها هم صدای آموزش زبان فرانسوی می‌آید. این‌ها مهم نیست. مهم وقتی است که آهنگ‌هایش را بلند می‌کند. و مهم‌تر وقتی است که آن آهنگ لعنتی بی‌صاحاب پلی می‌شود.

من آن آهنگ را روز رفتن تو پاک کردم. از لیست هیستوری گوگل که دانلود کرده بودم هم پاکش کردم. تک تک کلماتش را نوشتم روی کاغذ و بعد خط خطی کردم و گاز گرفتم و گریه کردم. من از تمام زندگی‌ام این را پاک کردم. چه خبر داشتم همسایه بغلی می‌خواهد شقی الاشقیا (بدبخت بدبخت‌ها) کند من را؟

وقتی پلی می‌شود این لامصب، تمام موهای بدنم سیخ می‌شود و فرو می‌رود توی تار و پود شلوارم. اشک‌ها‌‌ی داغم هم می‌ریزد روی گونه‌های سردم و تب و لرز و عطسه، سرفه... 

می‌بینی؟ نیستی که ببینی. کاش حس کنی. کاش بس کنی...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
متن رو که میخوندم در حینی که لذت میبردم ناگهان با کلمه بی صاحاب غافلگیر شدم فکرمیکنم مناسب این متن و حس نبود اما جدا از این کلمه خیلی زیبا و روان بود
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
وااااای خیلی حس بدیه، این آهنگ های لعنتی که همش یادآوریه. راست میگن که نباید با کسی خاطره ساخت :(((((((
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
فقط میتونم بگم خیلی خیلی لذت بردم...قلمت مانا..من از خوندنت لذت میبرم همیشه..:-)
محمد ص
محمد ص
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
متن زیبا و قشنگی بود ..اشکال فقط توی همون ( بی صاحاب ) که هم خوانی نداشت ...و کلمه ی (شلوار ) معمولا وقتی حس انگیخته میشه از بازو و موهای بازو فهمیده میشه ...یه کم بنظرم نا متعارف بود .....اما در کل نقاط قوت متن بیشتر بود ..موفق باشی
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
زیبا و پر از احساس... ممنون...
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
ترانه ای سروده خودم

تولدت مبارک عشقم

٩٥/١١/٠٤
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

برخیز و بگو زنده ای!

٩٥/١١/٠٢
غریبانه

خدانگهدار، سفرت بخیر!

٩٥/١١/٠٤
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات