نصیحت‌طور درباره فضای مجازی

نصیحت‌طور درباره فضای مجازی

نویسنده : Kh_mohammad

به نام خدایی که در همین حوالیست.

فضای مجازی یک مقدار با «همین حوالی بودن» در تعارض است؛ این ناسازگاری از دو بخش قابل بیان است. اول فاصله ایجاد شده بین افراد: دور شدن افراد از هم که کاملا هم واضح است و نیاز به توضیح ندارد، فقط یک مثال برایش کافی‌ست، شاید هم دو مثال! یکی از دوستانم در روزهای قریب الوقوع بودن رسیدن یک تعطیلی تپل به دنبالم آمد که برویم فلان جا و حسابی از خجالت و انزوایی که مسببش کنکور بوده درآییم! از آنجایی که بنده فردی با تمام صفات یک آدم خوب و حتی خوب‌ترین افراد تاریخ بشریت بوده و هستم، به گونه‌ای ایشان را ارشاد و سنگ قلاب کردم که خود نیز ای وا... گویان بساطم را برای دیدار اقوام بیچاره که چند ماهی بخاطر مبتلا بودن من به درد بی‌درمان کنکور از دیدن من محروم شده بودند جمع کردم. لازم به ذکر است که دوست بیچاره من فقط به آمد و شد استیکرهای خسته نباشید و خیلی ممنون از عیادت این بنده علیل! و انشاا... کنکور بچه‌تون جبران کنم بسنده کرده و سر در جیب گوشی مبارک‌شان به کار چکینگ فضاهای مسموم مجازی ادامه دادند.

مسمومیت فضای مجازی ناسازگاری دیگر این بیغوله ترسناک است؛ اگر مسمومیت را هرچه که موجب بیماری شود بنامیم به پتانسیل بالای ذخیره سم در فضاهای مجازی پی خواهیم برد.

تقریبا برای همه پیش آمده است که هنگام تخمه خوردن وقتی دانه تخمه‌ای بر روی زمین افتد حتی اگر ظرف پر باشد با ولعی ایکس چندان به دنبال آن دانه خواهیم گشت!

حالا به شرح این نیم بند اراجیف بپردازیم، با معرفی پارامترها یا متغیرها شروع کنیم. برخلاف تصورات شما خوانندگان عزیز، صد در صد ایکس این‌جا متغیر قابل اعتنای ما نیست! بلکه یا بلکم یا بلهم! «تضمین» تخمه خوردن، پر بودن ظرف، گشتن دنبال دانه و چند مجهول دیگر به غیر از ایکس، پارامترهای ما هستند.

خوردن تخمه یعنی گشت و گذار در فضای مجازی، پربودن ظرف ایهام دارد هم به پر بودن وقت، هم به داشتن هنجار، معیار، تقوا و هرانچه که من به عنوان بهترین افراد زمانه دارا هستم. جستوجوی دانه یک مقدار آخر و عاقبت خوبی ندارد و منجر به شکست عشقی، انزوا، روانپریشی، خودملوس پنداری و مهم‌تر از همه خدایی ناکرده فاصله و فراموشی خدا که مهلکترین سم‌هاست.

خلاصه،که اصلا هم خلاصه نبود فضای مجازی خوب نیست، یعنی کنترلش سخت و وری دنجریس! است و هرچیز پر خطر بسته به منافعش قابل ریسک کردن است.

یاد لطیفه معروف رابطه پر خطر افتادم.

در مسلخ عـشـق جـز نكو را نَكُشَند 

روبَــه صفتـان زشت خـو را نَكُشَند 

گر عاشق صادقي ز كشتن مَهَراس 

مُـردار بـُوَد هـر آن كه او را نَكُشَند

(ميرزاده عشقي)

نصیت طور؛ درست استفاده کنیم مراقب باشیم حملات انتحاری ناسزا گویی داعش گونه که زیر مجموعه درست استفاده کردن است نکنیم از یاد دوست غافل نشویم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_khaleghii
m_khaleghii
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
خجالتِ انزوایی ایولا تصورات پوچ و تهی وعبث تغییرات و حذفیات مطلبم!
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات