100%

بلند می‌شوم و شیر دست شویی را باز می‌کنم. یک مشت پر آب سرد به صورتم می زنم بعد توی آینه برای خودم شکلک در می‌آورم . موهایم را آرام شانه می‌کنم . آبی‌ها را ست می‌کنم یا طوسی‌ها یا صورتی و قرمز و سفید و هر رنگ دیگری که آن روز دلم بخواهد در آینه انعکاس لباس‌های من باشد. برای خودم در ماهیتابه قرمز کوچک نیمرو درست می‌کنم. نان‌ها را داغ ِداغ می‌کنم و می‌خورم. در نهایت آماده به آینه قدی جاکفشی لبخند می‌زنم و خارج می‌شوم . 

 

80%

کمی دراز می‌کشم، بعد بلند می‌شوم و شیر دست شویی را باز می‌کنم. یک مشت پر آب سرد به صورتم می‌زنم، بعد توی آینه برای خودم شکلک در می‌آورم. موهایم را کمی آرام شانه می‌کنم. آبی‌ها را ست می‌کنم یا طوسی‌ها یا صورتی و قرمز و سفید و هر رنگ دیگری که آن روز دلم بخواهد در آینه انعکاس لباس‌های من باشد. برای خودم در ماهیتابه قرمز کوچک نیمرو درست می‌کنم. نان‌ها را داغ می‌کنم و می‌خورم. در نهایت آماده به آینه قدی جاکفشی لبخند می‌زنم و خارج می‌شوم . 

 

60%

در رخت خوابم غلت می‌زنم و این پهلو آن پلو می‌شوم، بعد بلند می‌شوم و شیر دست شویی را باز می‌کنم. یک مشت پر آب سرد به صورتم می‌زنم، بعد توی آینه به خودم نگاه می‌کنم. موهایم را شانه می‌کنم. آبی‌ها را ست می‌کنم یا طوسی‌ها یا صورتی و قرمز و سفید و هر رنگ دیگری که آن روز به نظرم بهتر است، انعکاس لباس‌های من باشد. برای خودم در ماهیتابه قرمز کوچک نیمرو درست می‌کنم. نان را از سبدش بر می‌دارم و می‌خورم. در نهایت آماده به آینه قدی جاکفشی نگاه می‌کنم و خارج می‌شوم . 

 

40%

مدت زیادی با ذهن درگیرم در رخت خواب کلنجار می‌روم. بلند می‌شوم و شیر دست شویی را باز می‌کنم. یک مشت پر آب سرد به صورتم می‌زنم. موهایم را کمی با عجله شانه می‌کنم. لباس مناسب می‌پوشم . برای خودم در ماهیتابه قرمز کوچک نیمرو درست می‌کنم. با عجله صبحانه می‌خورم. در نهایت آماده به آینه قدی جاکفشی نگاه کوتاهی می‌اندازم  و خارج می‌شوم . 

 

20%

دقیقه‌ها بی‌حال در تخت به سقف خیره می‌شوم. بلند می‌شوم و شیر دست شویی را باز می‌کنم. یک مشت پر آب سرد به صورتم می‌زنم. موهایم را تند تند شانه می‌کنم. لباس می‌پوشم. یک بیسکوییت و چای یا یک لقمه نان پنیر می‌خورم. در نهایت آماده خارج می‌شوم . 

 

0%

انسان مورد نظر روحیه ندارد. لطفا شارژر را متصل کنید!

===========

منبع:

http://hidik-a.blogfa.com/post/21

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
-20 مشترک مورد نظر میت شده است! از روی زمین بلندش کنید! الان اینم!
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
اون20 یعنی چ؟
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
40%
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
کم کم باید یک نمایشگر میزان شارژ هم برای خودمون درست کنیم :))))
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١٤
٠
٠
سلآم؛ باروحیه بی روحیه از نیمرو متنفرم اصلاحرفشم نزنید :/
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨