نامه‌ تازه رسیده به ترامپ
طنزیات

نامه‌ تازه رسیده به ترامپ

نویسنده : s_a_taheri

قسم به تلالو خورشید و روشنایی مهتاب و نور لامپ، قسم به نون و قلم و جوهر استامپ، قسم به خداوند برادر عزیز و ارجمند دونالد ترامپ، این سوگلی انتخابات و نامزد جمهوری خواه، همان افتخار دموکراسی و انسان شریف و آزادی خواه، که سربلند روزگار و رئیس جمهور آینده است خواه ناخواه.

بر کسی پوشیده نیست ایالات متحده‌ی آمریکا مظهر استعمار و قدرت، پدربزرگ دلیری و جسارت، پسر عموی شیطان است و باجناق شرارت. از کسی پنهان نیست خداوند آمریکا را محض نمونه آفرید، همان که کاخش طوسی است و زرد مایل به سفید، همان که شکستش امری محال است و ناکامی‌اش بعید. اما آمریکا برای پرواز پر و بال نداشت، خسته بود و اصلا حال نداشت، بهانه‌ای برای قیل و قال نداشت، ساعت نه شب بود و این خانه آشغال نداشت. همه ناامید بودند که تو احساس تکلیف کردی، در گوش جمهوری خواهان زمزمه کرده و ماجرا را برای‌شان تعریف کردی، نقشه‌ی دشمنانت را نقش بر آب نموده و جبهه‌ی بدخواهانت را تضعیف کردی. همه در خواب ناز بودند که تو فریاد برآورده و بیدار کردی، چمدانت را برای عزیمت به کره شمالی بستی و هوس دیدار کردی، شادی را به ارمغان آوردی و دموکرات جماعت را بیزار کردی.

تو آمدی درسی به سیاستمداران انگشت نما دهی، درسی به خوش خیالان خواب نما دهی، درسی به جنگ طلبان زور آزما دهی، قربان روحیه‌ی ورزشکاری‌ات شویم حالا که درس می‌دهی از بان‌کی‌مون هم میان ترم بگیر خدایی ناکرده در خدمتگذاری قصور نکند. تو وارد نمی‌شدی به این بازی‌های سیاسی، جوابت دندان شکن بود و حال‌شان را گرفتی اساسی، حضور قدرتمندت درس خوبی بود برای عمری ناسپاسی، همانطور که می‌دانی سیب زمینی واشنگتن کِرم و بادمجان بم آفات ندارد، دست لابی صهونیسم نمک و پول بلوکه شده‌ی ایران مالیات ندارد. توافق هسته‌ای بدون امضای مبارک شما وجاهت قانونی و ورود مسلمانان بجز شهردار لندن به روح دموکراسی ارتباط ندارد. با حادثه ساختگی باشگاه فرهنگی ارزشی اورلاندو می‌خواستند متمم دوم قانون اساسی(1) را زیر سوال برده و کنترل اسلحه را حاکم کنند اما هنوز تو را نشناخته‌اند. با عمل زشت و ناپسند ترور می‌خواستند زیر پایت را خالی کنند اما به کاهدون زده و بنای گور خویش را از پیش ساخته‌اند. با شایعه‌سازی می‌خواستند وجهه‌ات را خراب کنند اما خراب کردند و خود بیش از پیش قافیه را باخته‌اند. وقتی خبر ترور نافرجام تو به گوش ما رسید، قلب‌مان درد و جگرمان آتش و معده‌مان ته گرفت، هر چند دست‌های غیبی تو را از گزند بدخواهان دور کرد و تو را از چنگال مرگ باز پس گرفت. در عجبیم عده‌ای خدانشناس بیکار، غیبت می‌کنند پشت سر مرد میدان و پیروز این پیکار، الهی بشوند رسوا و خفیف و خوار.

ای ترامپ تو شکست ناپذیری خواه رقبیت کلینتون باشد از نوع بیل یا کلنگ یا هیلاری، خواه کروز باشد از نوع موشک یا تام یا تد، خواه اوباما باشد یا با اینا یا با اونا یا با ایشون. تو مورد حمایتی از جانب پوتین، دایی(داعش) و اسی (اسرائیل)، مورد قبول آحاد مردم و مورد تائید دموکراسی، مورد اتکا و همه فن حریف در امور دیپلماسی.

ترامپ جان هر چند می‌دانیم دست از مال دنیا شسته‌ای، هر چند می‌دانیم در راه بودی و بسیار خسته‌ای، اما دلیل نمی‌شود حمایت کنی از توافق هسته‌ای، اصلا همه‌ی گزینه‌ها روی میز است، موز زیر پای آمریکا و زمین بسیار لیز است، با این وجود گزینه‌های مطرح چند چیز است. اول آنکه توافق را پاره کنی و ساعت نه نیمه شب بگذاری دم در کاخ سفید، دوم آن‌که تولید زباله نکنی و با توافق موشک درست کنی و از بالای برج سازمان ترامپ به پائین پرتاب کنی ، سوم آن‌که به همه بگویی گم شده است و توافق را زیر تخت خوابت پنهان کنی. چهارم آن‌که توافق را بگذاری در جیب نتانیاهو و بگویی شتر یا گاو دیدی ندیدی. خلاصه گزینه زیاد است نگران نباش، ما پشتیبانت هستیم پریشان نباش، چین عددی نیست مضطرب از گرمای جهان نباش. بگذار از رقیبت هیلاری بگویم شهر که شلوغ شود قورباغه ابوعطا می‌خواند، بی‌سواد را هر چه عینک دهی بازهم خطا می‌خواند، رقیبت ایمیل شخصی می‌دهد و آن سوی دنیا ایمیلش را پلیس فتا می‌خواند. بر اوباما هم خرده نگیر آرزو بر جوانان عیب نیست، حالا یک چیز به زبان آورده او که لسان الغیب نیست، شکست را پذیرفته و اعصاب ندارد دوایش چیزی جز سنبل الطیب نیست. اوباما روزی آمده روز دیگر هم می رود نگران نباش باد آورده را باد می برد، خودش می‌رود و نامش را از یاد می‌برد، طوفانی به پا می‌کنی و او را این تندباد می‌برد. او محکوم است به فنا و نامش دیر یا زود می‌شود محو، فرقی نمی‌کند چه خطایش عمدی باشد چه سهو، او از پای در می‌آید و شانسی ندارد به هر نحو. خلاصه دست‌مان به دامنت ما از بی کفنی زنده‌ایم، تو نیایی بدون تردید بازنده‌ایم، بیا که امیدوار به پیروزی تو و آینده‌ایم.

امضاء جمعی از مظلومان کشور زورکی اسرائیل

=================

پ.ن: متمم دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا از حق مردم برای داشتن و حمل اسلحه محافظت می‌کند و در ۱۵ دسامبر ۱۷۹۱، به عنوان بخشی از ده متمم گنجانده شده در منشور حقوق ایالات متحده آمریکا تصویب شده است

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
مرسی ... خلاقانه بودش ها :)))))))))))))
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
محبت دارین شما نیمچه خلاقیتی بیش نبود بزرگوار:))))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
جدی ترامپ گفته از توافق حمایت میکنه؟! آخرین بار یادم گفته بود روز اول پارش میکنه و اینا!! این خارجی ها تعادل گفتاری ندارن ها :))))
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
نه از توافق که حمایت نمی کنه، منتها اونها خیلی روی نظر سنجی حساب می کنن الان ترامپ تو نظر سنجی عقبه واسه همین بعضی مواضعش رو تغییر داده تا آمارش بره بالا:)))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
قلم شما من رو یاد مناجات نامه ی خواجه عبدالله انصاری می اندازه :)) " بسیار بامزه تشریف داشت " :)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات