نور؛ صدا؛ تصویر؛ طلاق!
گسترش طلاق های سال‌اولی

نور؛ صدا؛ تصویر؛ طلاق!

نویسنده : m.attari

این روزها در بسیاری از جمع های دوستانه یا مهمانی های خانوادگی که قرار میگیریم صحبت از طلاق است و دختران و پسران در آستانه ازدواج و خانواده‌هایشان نسبت به افزایش چنین مساله ای ابراز نگرانی میکنند.

این در حالی است که اگر چنین دیدگاهی رواج پیدا کند بسیاری از جوانان از اقدام کردن برای ازدواج پشیمان شده و با نگاه بدبینانه ای که نسبت به این ازدواج پیدا میکنند ترجیح میدهند به زندگی مجردی خود ادامه بدهند تا این که درگیر مسائل و مشکلاتی که از زندگی دیگران دیده و شنیده اند بشوند.

اینطور که مشاهده میشود نیز بسیاری از طلاق ها در سالهای اولیه ازدواج صورت میگیرد و در همان چند سال اول که از ازدواج میگذرد افراد به این نتیجه میرسند که نمیتوانند با یکدیگر زندگی کنند. این مساله چند دلیل عمده دارد که یکی از آنها که باید به آن توجه شود و اغلب خانواده ها از آن غافل می مانند این است که افراد از لحاظ شخصیتی باید به بلوغ رسیده باشند و توانایی تحمل مشکلاتی که در راه زندگی جدید وجود دارد را داشته باشند. اگر افراد به درجه ای از رشد شخصیتی نرسیده باشند که بتوانند با مسائل گوناگون زندگی روبه‌رو شده و به جای حل آن فقط به فکر فرار باشند تنها راهی که هنگام برخوردن به اختلاف نظر با همسرشان به ذهنشان میرسد جدا شدن از اوست.

مساله دیگر که در این قضیه دخیل است این است که انتخاب اولیه افراد درست باشد. هنگامی که افراد و خانواده ها از شخصی که قرار است با او وصلت خانوادگی پیدا کنند شناخت درستی نداشته و صرفا به توضیحات شخص معرف یا اطلاعات کمی که از او دارند بسنده میکنند در آینده وجوه شخصیتی و خانوادگی از او برایشان روشن میشود که ممکن است اختلاف زیادی با آنچه مطلوب آنهاست داشته باشد.

هم‌رده بودن از لحاظ فرهنگی، از لحاظ خانوادگی، اقتصادی، مذهبی و اعتقادی، تحصیلی و شخصیتی از موارد مهمی است که خانواده ها باید به آن توجه ویژه داشته باشند و یک برابری نسبی در این زمینه بین آنها برقرار باشد.

در مواردی نیز که مشکلی به وجود آمد و زوجهای جوان به مشکل برخوردند باید با کنار گذاشتن خودسری، با کمک گرفتن از بزرگترها و افراد معتمد خانواده و با مراجعه کردن به مشاوران و کمک گرفتن از متخصصان با روشهای مختلف به حل معضل پرداخته و بدانند که تنها راه موجود این نیست که به سرعت به دادگاه‌های خانواده مراجعه کرده و درخواست طلاق بدهند.

دکتر سیما فردوسی، روانشناس و استاد دانشگاه

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
مرسی. با امید کم شدن و نزدیک به صفر شدن طلاق
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
فعلا که ارقام طلاق دارن بهمون قاه قاه می خندن !
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
الان مشکل اساسی همین! اینکه طلاق اون قبحش شکسته و دیگه انگار نه انگار که اگر حلال اما جزو بدترین حلال هاست پیش خدا. اصلا صبر، ازخود گذشتگی و اینها هم که معنا نداره!!! (البته بین جماعت معلوم الحال طلاق جو منظورم بود این موارد رو)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١٤
٠
٠
سلآم؛ اینقدر خودخوااهی های زیاد شده که ...چی بگم :(
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨