با خودم چند چندم
#تزکیه #خود_شناسی

با خودم چند چندم

نویسنده : هادی حسن زاده

از این قبل‌تر شاید مثل بعضی دیگه از آدم‌ها هیچوقت نمیتونستم بدی‌های خودم رو ببینم، شاید دلیلش این باشه که ما همیشه واسه کاری که می‌کنیم دلیل خاص خودمون رو داریم، دلیلی که بقیه نمی‌بینن و فقط اثرش رو متوجه میشن. مثلا یه صندوق داری داشتیم که یه مقدار پول از صندوق برداشته بود، همه گفتن این کار دزدیه اما خودش می‌گفت من طلب و حقم رو برداشتم.

این ساده‌ترین مثالی بود که میتونستم بزنم اما تمام این کارهای خوب یا بد ما شاید از انواع تفکرات مختلفی باشه که ما رو بالاخره مجاب به انجام دادنش میکنه.

این چند روز به نقد خودم فکر کردم، خودمو گذاشتم وسط و مثل یه آدم دیگه از بیرون بهش نگاه کردم. یه چیزای جالبی دستگیرم شد.

مثلا فهمیدم آدم بی‌اراده‌ای هستم در برابر عملی کردن تصمیم‌هام و در حال حاضر خیلی تنبل و تن پرور، شاید خودم واسه خودم (بهونه اش رو) یأس فلسفی و بی‌انگیزه بودن بزارم ولی به نظرم حقیقت همون چیزیه که بقیه میبینن.

پیش خودم می‌گفتم آدم قوی‌ای هستم که خیلی راحت می‌تونم یه عده رو فراموش کنم اما حقیقت اینه که من آدم بی‌معرفتی هستم.

فهمیدم خیلی توی ابراز دوست داشتن ترسو هستم، ترس از این‌که نشه و غرورم بشکنه، فهمیدم که مغرورم.

با یه نگاه کلی به وبلاگ خودم فهمیدم غالب متن‌هام در مورد مسائل جنسی و روابط دختر و پسریه، پیش خودم فکر میکردم مبرا از این مسائلم ولی آدم توی تنهایی به خودش که نمیتونه دروغ بگه، به نظرم فقط موقعیتش برام پیش نیومده، به نظرم آدم هوس رانی باشم.

فهمیدم که در عین حالی که می‌خوام فروتن باشم می‌خوام به بقیه بگم که من خیلی میفهمم، فهمیدم ریا کارم.

همیشه سعی کردم بگم من آدم معمولی هستم، اما توی دنیای خاص‌ها، ادعای معمولی بودن خودش یه جور تلاش واسه خاص شدنه .

جوری رفتار می‌کردم که حرف آدم‌ها برام مهم نیست ولی واقعیت این نیست، مهمه.

همیشه زیاد شوخی می‌کردم و یه وقت‌هایی که یه چند نفری ناراحت میشدن، پیش خودم میگفتم بی ظرفیت بودن اما واقعیت اینه که من زیاد روی کردم یا شایدم شوخی نبوده و صرفا برای خندیدن چند نفر یکی رو مسخره کردم.

توی این همه اعترافی که از بدی‌هام داشتم باید قبول کنم که یه وقت‌هایی با کمرنگ کردن بقیه خودمو پر رنگ کردم.

فک می‌کردم آد‌م‌ها‌ رو راحت می‌شناسم و میتونم هر جوری که هست باهاشون ارتباط برقرار کنم و به چالش بکشونم، اما کار من فقط قضاوت اشتباه بوده حدس و گمان و دو رویی که یه وقت‌هایی شانسی درست از آب در میومد.

فهمیدم که نداشتن پول و خونه و ماشین و شغل و آینده مشخص، هرچند مهمه ولی همش بهونه بوده واسه فرار از تعهد و مسئولیت پذیری برای یه زندگی متاهلی و مستقل...

این چند وقته خیلی به پیدا کردن اشتباه‌های رفتاریم فکر می‌کنم، واقعیت اینه که تا قبول نکنیم و نفهمیم که خودمون اشتباهیم، نمیتونیم بفهمیم باید چه جوری درستش بکنیم و هر لحظه تقصیر رو گردن بقیه می‌ندازیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٦
١
٠
واقعا همین طوره ما بعضی هامون نمیخوایم باور کنیم که پر ایرادیم و باید خودمونو درست کنیم و همیشه این ما نیستیم که درست میگیم و حق مال جدی مون نیست ... چقد عالی بود این نوشته ... ممنون بابت تلنگر :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٦
١
٠
کاملا با گفته های شما موافقم. معمولا همین بوده که ما ایرادات بقیه رو بزرگ میبینیم اما ایرادات خودمون رو یا نمیبینیم یا کوچیک میبینیم
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
به نظرم یه جور توهینه وقتی جیم متن رو دستکاری میکنه و بد تر از اون وقتی که دیگه تیتر رو عوض میکنه ، از این حرکت این سایت واقعا ناراحت میشم... واقعااااا آزادی بیان در همه جا مووووج میزنه!!!!!!!!
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
طاقت بیار برادر. جیم کاملا داره موازین حرفه‌ای مطبوعاتی ایران رو تو چش و چالمون می‌کنه :))) حرص نخور وی افزود: تازه این همه دست می‌بره غلط غولاطای آبرو بر من رو درست نمیکنه ؛)))
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
من فکر می کنم این موارد رو مشخص کنید و به info@jeem.ir ارسال کنید. رسیدگی می کنیم.
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
تیتر اصلی متن : تزکیه با خودم چند چندم !؟ :/
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
این متن خوب اگر واقعا تیترش تزکیه بوده تقریبا می تونم بگم اشتباهه حتما... حتی تیتر الان هم شاید جذاب نباشه... بماند که فکر می کنم نوشتن این متن با لحن گفتاری اون رو از جذابیت و زیبایی انداخته
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
شکسته نویسی یکی از روش های بسیار خوب و جذاب برای نوشتنه و اصلا به متن ضربه نمی زنه. این روزا خیلی این روش مرسوم شده حتی در میان رمان و داستان کوتاه نویسان. به نظرم حتی به جذابیت متن هم کمک می کنه.
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
ببینید منظور من درست یا غلط متن نیست،اصن متن من به لحاظ فنی غلط ترین، قبول، بحث سر اینه که چرا یکی متن رو یا تیتر رو تغییر میده ، اقا خوششون نمیاد مثل خیلی از نوشته های قبلی بنده که همه رو به خاطر منشوری بودن حذف کردن ، حذف کنن ، چرا تغییرش میدن آخه؟
admin
admin
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
جناب حسن زاده مسئله ای برای ما نیست. هدف اینه که نوشته های دوستان حتی الامکان منتشر بشه. زین پس نوشته های شما یا منتشر نمی شن یا بدون تغییر منتشر میشن.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥