معشوقه ها چه ویژگی هایی دارند؟
من احمق نبودم!

معشوقه ها چه ویژگی هایی دارند؟

نویسنده : shamim_mostafazadeh

خودت می‌گفتی معشوقه‌ها با دیگر دختران فرق دارند. تیپشان خوب است. رژ پررنگ می‌زنند و همه‌ی دوره‌های رقص را تمام کرده‌اند. می‌گفتی ورزشکارند و برندهای آدیداس و نایک می‌پوشند. می‌گفتی قهقهه‌های جذاب می‌زنند و با همان‌ها دل می‌برند. به حرفهایت می‌خندیدم و هیچگاه به رویت نیاوردم که تو معشوقه‌ای و معشوقه یعنی تو ... تویی که پیراهن‌های کوتاه چین چینی و پف پفی می‌پوشیدی. همان‌هایی که دور یقه‌اش را خودت مرواریدهای ریز سفید دوختی . همان‌هایی که هیچکدام برند معروفی نبودند و هر کدامشان را از یک گوشه شهر خریده بودی. همان‌هایی که سر آستین‌هایش کش دوزی کرده بودی و زیر دامنش‌هایش تور دوخته بودی. همان‌هایی که اگر هر کس توی مغازه ها می‌دید نمی‌خرید اما تو خیلی آرام می‌گفتی میشه دوس داشتنی باشه... میخرمش :-).

بعدشم همه عاشق لباس‌هایت می‌شدند و باور نمیکردند از ته کوچه یک خیابان فرعی توی تاریک‌ترین نقطه شهر خریدی... تو عکاس نبودی اما یک بار که بردمت کافی شاپ، پرتقال نیم دایره‌ی گوشه لیوانت را برداشتی و روی میز چوبی آبی رنگ گذاشتی و ازش عکس گرفتی. می‌دانی آن عکست غروب دریا بود. پرتقاله خورشید بود و میز آبی، دریا. مثل گردنبند گرد طلایی‌ات روی پیراهن لی‌ات... تو توی ذهنت چیزهایی داشتی که هیچکس نداشت. تو برخلاف آدم‌های دیگه از آسانسور استفاده نمی‌کردی و پله‌ها را دو تا یکی می‌آمدی بالا و پایین. تو به جای بند کفش‌هات روبان می‌بستی و پایین موهای بافته شده‌ات پروانه می‌زدی. اما لعنت به من که هیچوقت این‌ها را به رویت نیاوردم و فکر کردی یک احمقم...

آره کسی که اینا رو نبینه و نفهمه یه احمقه!

راستی هنوزم وقتی می‌ری باغ، تیپ زنبور عسل میزنی راه راه زرد و مشکیه من؟!

 

پ.ن : زیاد حرف زدم. دیگه چیزی نمی‌گم. به نظرتون معشوقه‌ها چه ویژگی هایی دارند؟ :-)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
معشوقه ها رو نمیدونم ولی فرشته های زمینی دقیقا همین شکلی هستن که توصیف کردین. همینقدر بی شیله پیله و بی ادا همینقدر واقعی و دست یافتنی دنیای ما آدم ها معشوقه ی پر زرق و برق زیاد به خودش دیده فرشته های معمولی اصل رو عشقه. متن دلی خیلی دوست داشتنی بود ممنون:) ولی کاش...کاش بهش میگفتید....
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
من... تمام مدت... دارم سعی می کنم همینو بگم... نمیشه... به طرز شگفت آوری متنتون صادق، ساده، صریح و مهربان بود... شاخِ هفته اید... شاخِ سالید... شرمنده ام از هفته هایی که شاخ بودم.../// می دانید؟ من غصه می خورم ، من دارم می میرم از غصه معشوقه هایی که معیارهای بی معنای امروز، منزویشان کرده... و فکر میکنند که هیچی ندارند... این مُد ها که دستمان را با همه ی پر بودنش، خالی نشان می دهد... من دارم می میرم از غصه ی این معشوقه ها، و خودمان ، و همه ... و همه.../// به جیم امیدوارم کردید.../// ارادتمند
شمیم
شمیم
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
وواااااووو چه نظر انرژی بخشی . فکر نمیکردم تا این حد به متن نزدیک بشین . شما هم منو خوشحال کردین و امیدوار . یعنی امکان داره چاپ بشه توی جیم ؟
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
همین الان چاپ شده حسابش کنید...
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
بسیار عالی.ممنون
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
حرفات مثل اسمت خوشگل و شیرینه، هیچ کس از حرفات خسته نمیشه :) ...
shamim_m
shamim_m
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
مرسی لیلی جان . دوست دارم نظراتتو عزیزدل
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود.خیلی...خیلی...خیلی...
shamim_m
shamim_m
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
خیلی خیلی ممنونم بانو
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
زیبا نوشتید و تاثیر گذار
shamim_m
shamim_m
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
شما زیبا خواندید .. نوش روحتان :-)
Vania
Vania
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
:)
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
بسیارخوب بود،ممنون :)
saiideh70
saiideh70
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
اینجور آدما فقط یه بار توی زندگی آدم میان ،وقتی باورشون نکنیم بند و بساطشونو جمع میکنن و میرن ،نه تنها میرن بلکه عوض میشن و میرن و ما میمونیم با یه دل تنگ که تا آخرش بیخ ریش خودمون میمونه...
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١٤
٠
٠
سلآم؛ شاعر محبوب من مولانا میگه : صورتش دیدی ز معنی غافلی/ از صدف دری گزین گر عاقلی...نمیدونم کی باید چه شکلی باشه..معشوقه فرشته رهگذر ... فقط میدونم درایت یعنی از هر کسی هر چیزی میبینیم یا میشنویم باید درس بگیریم :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

نام تو

٩٦/٠٥/١٩
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
آن‌ها از تپش هماهنگ قلب‌هایمان چه خبر دارند؟

نامه هایی به همسرم / نامه سوم

٩٦/٠٥/١٩
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
تا دل به بودنش خوش باشد

کاش دل هم خانه داشت

٩٦/٠٥/١٩
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

عشق و تبسم

٩٦/٠٥/١٩
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات