حالا که آمدی بمان
دلنوشت

حالا که آمدی بمان

نویسنده : maeadeh_sh72

با آمدنت، امید را در دلم زنده کردی و هوای وهم آلود عشق را به وجودم تزریق کردی. دنیای سیاهم را سفید کردی. و آهنگ حزن آلود زندگیم را شاد نواختی.

یخ دقیقه‌ها و ثانیه‌های زندگیم را ذوب کردی.

و من هستم و تو و رود پر خروش زندگیم.

حالا که آمدی بمان تا بسازم آنچه را که لایق تو است. بمان تا بخوانم برایت قصه‌های پر غصه نبودنت را. بمان تا برایت از لاله‌ها و شبنم‌های روییده در باغ دلم سایبانی بسازم .تو فقط بمان تا با بودنت زندگی کنم و بدان که زندگی نبودنت مردگی‌ست .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
مرگ یعنی همین نبودن تو مرگ بمب اتم نمی خواهد ...
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
ممنون از توجهتون
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
دلنوشته قشنگی بود.
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
ممنون از توجهتون
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
باشه
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
جانم؟
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
خیلی هم قشنگ " ایشالله بمونه " :ی
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
خخخخ اصن مخاطب نداره ها
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
اگه واسه موندن سر راهت قرار گرفته باشه فلک نمیتونه کاری کنه بره... موفق باشی:-)
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
بله صددرصد ممنون از توجهتون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات