مسئول محترم لارج خرج کن،ملت راضی اند
بالاخره دیوار پادگان ثامن الحجج رو سفید شد!

مسئول محترم لارج خرج کن،ملت راضی اند

نویسنده : translator

مسیرم طوری است که هر روز از کنارش عبور میکنم و نگاهی حرص خورنده ناک به اینجا میکنم. آخر به این هم می‌گویند هنر؟ خدایا چقدر دوست دارم دیداری با این فرد و گروه خلاقش داشته باشم. چطور مسئولین محترم حیفشان نیامد این پول‌های زبان بسته را به جیب ایشان و دست‌اندر کارانشان بریزند. اصلا پول هیچ، وجه اجتماعی‌اش خیلی نازیباست(چه کلمه شاعرانه ای).

اینجانب که هرگاه از جلویش رد میشوم در دل جملاتی خطاب به ناظر و بانی پروژه میگویم (حال اینکه این جملات چیست بماند) بقیه ملت محترم را نمی‌دانم. سر درب ورودی‌اش نوشته «نیروی زمینی سپاه پاسداران، مرکز ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات» و دیوار طویلش منقوش از عکس جالب توجه شهدا است. به تازگی نقاشی شده بود اما انقدر هنرمندانه بود که هر بار و دقیقا هر بار که از کنارش رد می‌شدم تا انتها نگاهش می‌کردم. نمیدانم چرا انگار یکی از تصاویر لب کج کرده ودیگری با زمین و زمان قهر بود، یکی محاسنش تقارن نداشت و دیگری اندازه‌ی سرو بدنش با هم جور در نمی‌آمد، کلاه یکی از شهدا کج کشیده شده بود یا چشمان بنده به کلاجی مبتلا شده و خبر نداشتم، دیگری انگار به من و تمام عابران پوزخند پرمعنایی میزد و هم‌رزم کناری‌اش فکر کنم در حال آپسه‌ی دندان کشیده شده بود و آخرین عزیز آنقدر دقیق کشیده شده بود که فکر کنم گمنام و از کشور دیگری بود. چون تحقیقات چهره نگاری اینجانب با اسامی شهدا گویای هیچ شهید عزیزی نبود.

ای کاش به جای دیوار شاهنامه نگار، دیوار این پادگان روسفید می‌شد بلکم مسئولین طرحی دوباره می‌زدند. اما انگار نیازی به روسفیدی و شبیخون زدن نبود، زیرا بعد از چند ماه از تکمیل پروژه شاهد سفیدی و طرح به واقع زیبای شهدا بر روی دیوار این پادگان بودم که کماکان درحال تکمیل است اما با طرح قبلی چیزی به اندازه‌ی عرش تا فرش تفاوت دارد. آن تصاویر کجا و این تصاویر کجا. انگار پادگانیون محترم هم خود متوجه اثر تو ذوق بزن خود شده‌اند. شاید شهدا شرمنده‌ایم را برای این مواقع گفته‌اند؟ شاید این دفعه باید ملت شرمنده‌ایم را هم کنارش جای دهیم. علی ایحال دیوار پادگان ثامن‌الحجج زیبا شد اما با یک دوباره کاری و البته دوباره خرجی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٥/١١
١
٠
سپاه واسه این چیزا بعیده پول خرج کنه؛ سرباز هنرمند کم نداریم :) شایدم دفعه اول دادن سربازا کشیدن خراب شده کار
h_rastegar
h_rastegar
٩٥/٠٥/١١
١
٠
دقیقا سرباز ها هستن این طور کارها رو می کنن حالا بستگی داره چقدر هنر داشته باشه
translator
translator
٩٥/٠٥/١٢
١
٠
نمیدونم شایدم کار سربازا بوده.ممنون جناب نادری
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٥/١١
١
٠
سوژه، حسابی جیمی بود. آفرین. متن مجله ای باید دست بگذارد روی یک مشکل، حس مشترک ما را برانگیخته کند، بعد حرفِ اساسی اش را بزند. تقریبا کاری که شما کردید. البته کاش "آخر به این می گویند هنر؟" ها را می گذاشتید برای بعد از اینکه توصیف دقیقتان از تصاویر را بیاورید... به هر حال ممنون. این هم دردی است واقعا. هم هنر نشناسیِ مدیران، هم بی هنریِ هنرمندان...
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/١١
١
٠
به شدت موافقم، نظر منم دقیقا همین نظر، به علاوۀ اینکه ساختار متن رو هم خیلی پسندیدم البته جمله های اضافی هم داشت. با آرزوی موفقیت!
translator
translator
٩٥/٠٥/١٢
١
٠
بله درسته.ممنون از شما
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١١
١
١
طراحی چهره شهدا روی در و دیوار ساختمان ها هیچ فایده ای نداره وقتی سردمداران کشور از "شهید"بتی ساخته اند برای گریه و عزاداری نه یاد گرفتن فداکاری و متعهد بودنشان
translator
translator
٩٥/٠٥/١٢
١
٠
بعله اینم حرف حسابه بانو به اعصاب خود مسلط باشید :)))
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٢
٠
١
چ ربطی داره؟!:-|
translator
translator
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
:/
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١١
١
٠
توصیف نامه خوبی بود، تا حالا متن و دل نوشته ای درباره طراحی دیوارهای شهر تو سایت ندیده بودم
translator
translator
٩٥/٠٥/١٢
١
٠
نظر لطف شماست دوست خوبم:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٥/١١
١
٠
الان روسفید به معنای واقعی کلمه است یا معنای اصطلاحی؟؟؟ دیوارا سفید شده یا نقش جدید زدن؟؟
translator
translator
٩٥/٠٥/١٢
١
٠
روسفیدی طعنه به اون دیوار شاهنامه نگاری بود ک یه شبه اومدن سفیدش کردن و از طرفی طعنه ب این دیوار که این یکی مستحق این کار بود(به دلیل نقاشی خیلی بدش) نه اون دیوار.الانم که بعداز یک دور طراحی و نقاشی دوباره سفیدش کردن و نقاش ماهرتر اوردن ک دوباره عکس شهدا رو بکشه.که درحال انجام هست.
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٥/٠٥/١١
١
٠
درود بر شما.مطلبی بس تامل بر انگیز
translator
translator
٩٥/٠٥/١٢
١
٠
تشکر ازشما
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/١١
١
٠
خوب گفتید ..
translator
translator
٩٥/٠٥/١٢
١
٠
ممنون ومتشکر
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٥/١٢
١
٠
موضوع خیلی خوبی بود و این که از کنارش نگذشتی و نوشتیش خیلی خوبه :) حرص خورنده ناک الهام ؟:)))))))
translator
translator
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون اکرم جان.اره دیگه حرص خورنده ناااااک کلمه ایست برا خارج شدن متن از جو رسمی خخخ.دوس دارم اینجور ابداعات رو:))))
el_hid
el_hid
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
سلام و درود به شما، آفرین که به همچین نکته ای اشاره کردید، نوشته شما بی نظیر بود.
translator
translator
٩٥/٠٥/٣٠
٠
٠
ممنون مرسی :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١٤
٠
٠
سلآم؛ اوهوم منم زیاد دیدم از این حالتا... باز نقاشی که خوبی...سمت ما هر بار شهردار عوض میشه اگه کل سنگ فرشارو عوض نکنن حتما ترکیب یکی 2تا میدانو به هم میزنن......هییییع چه میشه کرد :/
translator
translator
٩٥/٠٥/٣٠
٠
٠
چه بد:(
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣