سه سوته تابستان خود را بسازید
نیمه دوم تابستان را چگونه بگذارنیم

سه سوته تابستان خود را بسازید

نویسنده : محمدرضا ناصری نژاد

+ امروز چندمه؟

_ یک مهر ...

+ ِانا! یک مهر؟  تابستون کی تموم رفت؟

مطمئنم افراد زیادی این دیالوگ یا شبیه به آن را در روز یکم مهر ماه خواهند گفت یا خواهند شنید، مثل بازیکن فوتبالی که تیمش در مسابقه‌ای پنج بر صفر عقب است و در دقیقا 91 بازی از هم تیمی‌اش زمان باقیمانده را می‌پرسد و آه از نهادش بر می‌آید که حتی ایمون زاید هم نمی‌تواند نتیجه بازی را برایش تغییر دهد. حالا اگر ما هم تابستان را مثل یک مسابقه فوتبال در نظر بگیریم و روزهایش را دقایق بازی بعلاوه سه دقیقه وقت اضافه، می‌توان گفت الان در نیم اول بازی تابستان هستید و هنوز دقایقی برای عوض کردن نتیجه بازی، برنامه ریزی و جبران دارید و حتی اگر بهترین مهره خودمان را مثل تیم فوتبال پرتغال که به اجبار رونالدو را در نیمه اول فینال یورو2016 به خاطر مصدومیت تعویض کرد را از دست داده باشید، می‌توانید به بازی برگردید و قهرمان لحظات خود بشوید که در روزهای آخر تابستان در صفحه انشای «تابستان خود را چگونه گذارندید» فقط این عبارت را ننویسید که: «زیر باد کولر و تلفن همراه به دست و غرق در دنیای مجازی». البته در صورت بودن پدر در آن حوالی، زیر باد کولر را هم حذف شده بدانید.

پس شما یا می‌توانید دست‌هاتان را روی سرتان بگذارید و از سنگر بیرون آمده و تسلیم روزهایی شوید که بی هدف خواهند رفت و تابستان را به پایان می‌رسانند و یا مثل فیلم‌های اکشن با اسلحه‌ای در دست به بیرون پریده و به بقیه روزهای فصل گرما، هیجان ببخشید. اما خب هیچ‌وقت نمی‌توان به همه گفت که تابستان خود را چگونه بگذرانند ،چون سلیقه‌ها و علایق متفاوتی وجود دارد، اما حتما در طول سال، فکر انجام کارهایی به سرتان زده که آن‌ها را در همان فکرتان به تابستان منتقل کرده‌اید که البته امیدوارم آن فکرها درباره‌ی خوابیدن نباشد. پس شما می‌تونید با سه سوت تابستان خود را بسازید:

 

سوت 1 : لیست کردن برنامه ها 

 خب برای شروع بهترین کار لیست کردن برنامه‌هایی ست که علاقمند به انجام دادن‌شان هستید. البته دقت کنید برنامه‌هایی باشد که توانایی انجام دادنش را داشته باشید نه که برنامه‌ای بنویسید در حد کودتای ترکیه که در سه سوت نسخه خودتان و جمع بسیاری را بپیچید و نه طرحی باشد در حد طراحی لباس‌های المپیک که داد همه را در بیاورد، حتی همان اشخاصی که لباس‌های اِند خوش سلیقه‌ای‌شان را روی دیوار مهربانی هم بگذاری کسی رغبت به برداشتنش ندارد.

سوت 2: اولیت بندی 

 حالا بعد از نوشتن برنامه‌ها آن‌ها را برای خودتان اولیت بندی کنید و آن‌هایی را که برایتان مفیدتر است یا علاقه بیشتری به آن‌ها دارید را در رتبه اول قرار دهید، البته سعی کنید این اولیت بندی‌ها مثل برنامه ریزی کارلوس کی‌روش برای اردوی تیم ملی که صدای مربیان لیگ برتری را در آورد نباشد و همه جوانب قضیه را بسنجید، مثلا اگر یک برنامه تفریحی دارید و دل‌تان یک مسافرت به شمال و البته به همراه خانواده می‌خواهد طوری تنظیم نکنید که کنکور برادرتان بیفتد دقیقا وسط زمانی که دارید کنار ساحل برای خودتان قدم می‌زنید.

سوت 3 : انجام دادن برنامه‌ها 

دیگر نوبتی هم که باشد نوبت شروع بازی و انجام دادن آن فعالیت‌هاست، پس لطفا در مصرف توانایی، شور و هیجان صرفه جویی نکنید و با تمام قوا به مصاف علاقه‌مندی‌های‌تان بروید و سعی کنید از این روزها بهره کافی را ببرید و مثل تیم فوتبالی که بعد از باخت، کجی پرچم کرنر، کچل بودن داور و... را عامل شکست خود می‌دانند نباشید و کم کارهای خودتان بهانه تراشی نکنید. 

 

راستش اصلا دوست ندارم این یادداشت شبیه به یک «نصیحت نامه» باشد ولی انگار شد و البته بعضی وقت‌ها بعضی حرف‌ها را باید گفت تا گفته شده باشد، برای مثال اگر فردا روزی از من بپرسند در تابستان برای خودت و بقیه چه کار مهمی انجام داده‌ای بگویم یادداشتی با موضوع گذراندن تابستان برایشان نوشتم که روزهای به ظاهر بلند تابستان را که با آهنگ «بزن بریم به سرعت برق و باد» می‌گذرند را چگونه سپری کنند و بعد از خستگی زیاد از تفکر در این موضوع سه روز خوابیدم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٥/٠٥/١٠
١
٠
:).مرسی.عالی بود.اون تیکه ایمون زاید اصن داغونم کرد .زنده باد پرسپولیس :)
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
ممنون :D
جانانه
جانانه
٩٥/٠٥/١٠
١
٠
من بااونتازشم اصن مگ سه روز خوابش موافقم. تااصن اصن مگه تو بلدی بدون لهجه بحرفی؟
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
ممنون..ها که بلدُم :))
چغک کش
چغک کش
٩٥/٠٥/١٠
١
٠
ممدرضا جان، برار گلم، حلالت... خیلی خوب بود... بازم ازی کارا بکن... مو هم جزو همو یرگه هایی هستم ک تا اینجه تابستون تلف کردن
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
چاکر دداش.لطف درن..ان شالله از ای به بعدش تلف نره
zahra
zahra
٩٥/٠٥/١٠
١
٠
عالی... ینی عااالی... دلم اول مهرو مدرسه خواست ولی😢
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
ممنون..ممنون.. ما که دیگه نه مدرسه ای داریم نه دانشگاه نه ..
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٥/٠٥/١١
١
٠
سلام...خوب نوشته بودین...خداقوت و احسننت
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
سلام . متشکرم :)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١١
١
٠
سه خط اول عالی:)
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
ممنـون
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١١
١
٠
سلآم؛ برنامه رو که همه میچینن ولی کیه که اجراش کنه؟! اینجانبمان در تمام عمرمان یک بار هم پیش نیامده بابرنامه ریزی قبلی کاری رو انجام بدهیم...اصولا برنامه داشتن سخت است....پس ناچاریم بگیم: زنده باد بی برنامگی :))))))))
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
سلام.به نکته خوبی اشاره کردین :)) ولی خب به این فکر کنید که با بی برنامگی چقد خوش میگذره حالا اگه برنامه هم باشه که عالی میشه بیشتر خوش میگذره :D
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
بله :) ولی سخته .
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/١١
١
٠
من قول میدم از شنبه همه این کارارو انجام بدم! :دی / اِنا! تابستون کی تموم رفت؟! :((
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
این شنبه هیچوقت نمیاد من خودم زیاد تست کردم :)) اِنا :| :))
لیلامداحی
لیلامداحی
٩٥/٠٥/١١
١
٠
عالیه....ازاین به بعدحتمااجراش میکنم.....
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
متشکرم . ان شاالله
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/١١
١
٠
سلام؛ چی بگم رفیق، عالی! اما از ما که گذشت، کل ایام برامون تابستونه. یه دونه «گذارندید» هم از دستت در رفت، چیزی نیست ها، منتها تو باید همه چیز تموم باشی.
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
سلام میرزا جان . ممنونم. از ما هم کل ایام تابستون شد از امسال :D متشکرم . دیگه از دستمون در رفت ..ممنون که گفتین
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٥/١١
١
٠
سعی می کنیم اجرا کنیم
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
خیلیم عالی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٥/١١
١
٠
مثال زدنات خیلی خوب بود مخصوصا کودتا :)))
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
قربونت :D
arezoo
arezoo
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
Jaleb bud ;) ,dam tan garm
Vania
Vania
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
خب الان تا سه سوت بزنیم که تابستون تموم شده:(...ما هم میریم بعد از خوندن این مطلب بخاطر افسردگی حاد رفتن نصفه تابستون بخوابیم:دی...ممنون از مطلبتون.مثال های خوب و جالبی هم زده بودین:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات