یخچال ما برند یوهان خوفاییلسون است!
دو کلام حرف حساب

یخچال ما برند یوهان خوفاییلسون است!

نویسنده : H_steven

دیروز یا پریروز یا یک روز دیگه مطلبی خواندم که نوشته بودن دوستان عزیز توی اینستاگرام که یک کمپین بلاک کردن افرادی که فحاشی می‌کنند راه افتاده.

به نظر شخص بنده بلاک کردن آنچنان که باید تاثیر گذار نیست. فلذا تدبیری اندیشیدم و بهترین راه را انتخاب کردم. آقا مگه چی میشه همچین افرادی توی فضای مجازی داشته باشیم؟ مگه بده که تمدن چندین و چندین ساله مون رو توی دنیا به حراج بزاریم؟ حالا اگه چیزی عاید مام بشه که دیگه نوره علی نوره.

مشکلی نمی‌بینم که بخوایم بلاک کنیم این افراد رو شاید این طفلکیا به فکر اقتصاد مملکتمون هستن دیگه. شاید بپرسین چطور به اقتصاد کمک میشه با این کارها؟ جوابش روشنه! وقتی بریم تو پیج افراد مشهور جهان کامنت‌های وقیحانه‌ای پست کنیم کل دنیا می‌فهمن چرا این همه سال ما تحریم بودیم. شاید با تحریم‌های جدید و شدیدتر هم موافق باشن. اینجوری باز یه چند سال ناقابلی رو مجبوریم با داشته‌هامون بسازیم.

راستی از داشته‌هامون حرف زدم. به نظر من پولمون رو به جنس خارجی بدیم بهتره. آخه هر کسی که بیاد خونمون آبرومون میره اگه که بپرسن یخچالتون امرسانه؟ ولی اگه بپرسن ببخشید فلانی جون یچخالتون چی بود؟ بعد شما با فخر فروشی و متانت و کمی ناز و عشوه با گردن بگید" یوهان خوفاییلسون" وای منکه حتی از تصورش هم روحم شاد میشه. خیلی کلاس داره.

 ===========

پ.ن . یا همون پی نوشته خودمون: کمی به خودمون بیایم واقعا برای چی؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/١٢
٠
٠
سلام؛ خوش آمدید در جمع جیمیون :)
H_steven
H_steven
٩٥/٠٥/٢٤
٠
٠
سللم وتشکر از شما
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١٤
٠
٠
سلآم؛ بله اینم در نوع خودش برداشتیه دیگه ؟!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠