سیلی های یک مادر

سیلی های یک مادر

نویسنده : t.m

حدودا ساعت 3 بعد از ظهر می‌شد، برای سرویس کلاس تکواندو وایستاده بودم، به ساعتم نگاه کردم، هنوز 5 دقیقه‌ی دیگه مونده بود تا سرویس برسه، همینجور داشتم با خودم کلنجار می‌رفتم، یک دفعه یک صحنه‌ای نگاهم را به خودش جذب کرد!

مشخص بود که تازه راه رفتن را یاد گرفته، لباسش تکه تکه بود... آن هم توی این هوای سرد زمستان، هی بلند می‌شد، می‌رفت از مادرش کمک بگیرد، تا شاید بغلش کند، ولی مادرش که مواد گیرش نیامده بود انگار{شاید اینو تو چشماش دیدم}هی بچه‌اش را می‌زد و هلش می‌داد جلوتر...! باز دوباره بچه می‌خورد زمین می آمد پیش مادرش تا شاید این‌دفعه بغلش کند ولی آن نازن باز می‌زد و هلش می‌داد جلو،آخر چرا؟

آن بچه هنوز آغوش گرم مادرش را می‌خواست، بخدا گذاشتن اسم مادر روی این جانورها، گناه است! سرم داغ شده بود...سهم آن بچه از زندگی جز شکنجه‌های آن زن و سیلی‌های سردی که دست بی‌رحم زمستان نثار صورتِ نحیف و لاغرش می‌کرد، چه بود؟

چرا بعضی‌ها حاضرند تمام ارزش‌های انسانی‌شان را با استفاده از مواد مخدر، زیر خاک کنند؟

آخر گناه آن بچه چی بود؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اسمانه
اسمانه
٩١/١١/٢٧
٣
٠
من هم یکبار در اتوبوس با یک چنین صحنه ای مواجه شدم ولی انجا زنهای دیگر طاقت نیاوردند و با او صحبت کردند البته خدا رو شکر او معتاد نبود فقط عصبی بود ولی ما از حکمت خدا بی خبریم که چرا بعضیها با این شرایط بچه دار می شوند و بعضی دیگر نه.امیدوارم خدا اون بچه رو از دست اون زن نجات بده...امین...
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
واقعا درک کردنش خیلی سخته....خیلی...
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
آمین...
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٧
٠
٠
واقعا حقیقته تلخیه!واقعا چرا بچه دار میشن کسایی که مهر مادری رو به ذره ای مواد می فروشن؟!:))
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
١
٠
هی خدا....خیلی ها هستن که آرزوی داشتن یه بچه دارن، اونوقت اینا...
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/٢٧
١
٠
خیلی تلخه...واقعا معضل اعتیاد خانمان سوز و بی رحم است و تمام تار و پود زندگی را به تدریج از بین می برد.
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
١
٠
کاش کساییکه این مواد رو میفروشن یا تولید میکنن، فقط یه لحظه درد و رنج این بچه ها رو تصور کنن...
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٧
٠
٠
منم همیشه میگم آخه چرا اینا بچه دار میشن؟؟؟؟؟ دلم واقعا به حال اون بچه میسوزه.... گاهی حتی تا مدتها تو فکرمه و جلوی چشمم میاد.... بعضی وقتا بغض می کنم..... خداجون حودت کمکشون کن...... آمین......
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
در عدل خدا هیچ شکی نیس...خودش کمک میکنه...آمین...
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٧
٠
٠
اونکه 100 درصد.....
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/٢٧
١
٠
چهمیشه گفت!فقز!وقتی از گیر و دار مشکلات و اصلا برای خوشی دلشان به مواد مخدر پناه میبرند!دیگر فکر بچه نیستند!اصلا وازه مادر برایشان خنده دار است!کم نبودند کسانی که بچه را سر همین موضوع فروختند!
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
خیلی دردناکه...خیلی...
A.hosseiny
A.hosseiny
٩١/١١/٢٧
٠
٠
اسم اون زن رو نمیشه مادر گذاشت ، مقصر اصلی این ماجرا جامعه ایست که اجازه ورود این مواد رو به این کشور اسلامی میدهد....باید یقه پخش کننده اش رو بگیریم... البت از فقر فرهنگی و مالی هم هست خیلی خیلی زیادم هست...
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
گذاشتن اسم مادر روی اینجور افراد بخدا گناهه...
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
وَ چقدر راحت شعارِ"ینی آدم اعضای یک دیگرند، که در آفرنش ز یک گوهرند" را یونسکو معنا می کند...یونیسف هم که ..
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/٢٧
٠
٠
یه بار تو خیابون به زنه رو دیدم بچه 3 سالشو کتک زد و رو زمین کشید
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٧
٠
٠
این جور آدما رو باید 10 بار اعدام کنن و زنده کنن.من فقط دلم اینجوری خنک میشه.وقتی هم چیزی بهشون میگی،میگن به شما مربوط نیست بچه خودمه!
mahshid
mahshid
٩١/١١/٢٧
٠
٠
الهی....
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
همینش خیلی دردناکه....
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
همین که بچه هستنو ...واااای خدای من...
٩١/١١/٢٧
٠
٠
دلم سوخت شدیدا..خاکستر شد..
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
:(
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٢٧
٠
٠
خب شما حقش بود همونجا یه آبدولیو به زنه بزنی حساب کار بیاد دستش!ولی متاسفانه آدم وقتی معتاد بشه همه چیشو از دست میده!غیرت و تعصب و انسانیت دیگه توش دیده نمیشه!من موندم چرا بچه هارو از اینا نمیگیرن!این بچه ها آینده بدیم دارن تو دست اونا!لز بچگی ساقی میکننشون معتاد!اونام میشن یکی مثل خودشون درنهایت متاسفانه!حتی شاید بدتر!چون دارن با اون همه عقده و کمبود محبت بزرگ میشن.
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
آبدولیو؟ ایول شمام تکواندو کاری؟ ینی عاشق آبدولیوم...
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
نمیدونم ولی میدونم از دست تک تکِ ما کاری بر نمیاد..همه باید متحد شن، جلو ورود مواد مخدر رو بگیرن، نظارت ها بیشتر شه...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٢٧
٠
٠
نه من رشتم چیز دیگس!البته رزمیه ولی تکواندو نیست!داداشم قدیما تکواندو کار میکرد!تا دان دو رفت ولش کرد!شاگرد اساد صنمیار بود!
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
وَئوووووووووو...دان دو....ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــول....
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٢٧
٠
٠
باید ریشه های اعتیادو پیدا کرد!اگه اعتیادی نباشه ،مهر ومحبت عطوفت همه چی سرجاش قرار می گیره.
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
اعتیاد...اعتیاد ...اعتیاد....هییییییییییییییییییییییییییی
m-roohangiz
m-roohangiz
٩١/١١/٢٧
٠
٠
بله...متاسفانه حقیقت تلخه...باید بطور کاملا جدی برای این بچه ها تصمیم گیری بشه....!
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
ای کاش گوش شنوایی باشه...
D_masoud74
D_masoud74
٩١/١١/٢٧
٠
٠
خاک وچووک
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
چرا؟
looshi
looshi
٩١/١١/٢٧
٠
٠
واقعا!!!!!!
Milad
Milad
٩١/١١/٢٧
٠
٠
هعیییییی!!
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
[همچین از ته دل بخوانید]
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/٢٧
٠
٠
وقتی فقر فرهنگی و سواد و پول زیاد بشه اینم نتیجشه.........چی بگم جز تاسف
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
٠
موافقم...
نگارا
نگارا
٩١/١١/٢٧
٠
٠
بله فقر محبت رو هم فقیر میکنه!
t.m
t.m
٩١/١١/٢٨
٠
٠
مرسی...
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
گناه اون آدم چی بود....حالا کی مسئوله؟
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠