با این دنیای پلید چه کنم؟!
#یادداشت #در_کدام_طرف_جنگ_هستیم #نبرد_خیر_و_شر

با این دنیای پلید چه کنم؟!

نویسنده : نجمه عرفانیان

تا به حال فکر کرده‌اید، که درمقابل این همه ظلمی که اطراف‌مان اتفاق می‌افتد چه باید کرد؟

 دیگر خسته شده‌ام. در طول هفته که کانال خبری تلگرامم را چک می‌کنم دست کم سه پیام با کلمه‌ی «حادثه ای تروریستی...» شروع می‌شود و بعد پشت سرش آمار کشته‌ها و زخمی‌ها و اطلاعاتی که حاضران در محل حادثه می‌دهند منتشر می‌شود. راستش یک جورهایی برایم عادی هم شده است. اگر تا پارسال همین موقع می‌شنیدم کامیونی بی‌دلیل از روی جمعیت رد شده یا چندین نفر که داشتند مثل هر روز در خیابان‌های شهرشان راه می‌رفتند به ضرب گلوله‌ای کشته شدند و دیگر به خانه برنگشتند، بیشتر از حالا تعجب می‌کردم. انگار کشته شدن آدم‌ها کمتر برایم عجیب است. الان دیگر پیام‌هایی که مربوط به کشتن مردها، زنان و کودکان بی‌گناه و حمله‌های وحشیانه است را سرسری رد  و چندلحظه با خودم سکوت می‌کنم. ذهنم می‌رود سراغ این‌که چه باید کرد؟ در توییتر یا اینستاگرام نفرتم را از این درنده خویی‌ها ابراز کنم؟ یا نه، به دعا کردن بسنده کنم؟ فقط دعا کنم که خدا صلح و آرامش را به کره خاکی‌مان برگرداند؟ دعا کنم که منجی‌مان را زودتر برساند. همین جاست که ذهنم به بن بست می‌خورد. از دوستان دغدغه‌مندم هم پرسیده‌ام که  با این فریادهایی که بعد از هر ظلمی، در سینه‌مان خفه می‌کنیم چه کار باید کرد؟ پای صحبت یک روحانی فعال اجتماعی هم نشسته‌ام اما....

همکلاسی 27ساله ام می‌گوید: «باید ببینی چه کارهایی از دستت ساخته است. در هرزمینه‌ای. مثلا اگر قلمت خوب است می‌توانی در نشریه بنویسی. می‌توانی تشکل راه بیندازی.»

یکی از دوستانم علوم سیاسی می‌خواند و حرفش این بود که باید مسلمان‌های سراسر دنیا را برای مقابله با تروریست همراه کرد. ما مسلمان‌ها باید برای خودمان هویت مشترک بسازیم. باید هنرمندان‌مان روی شخصیت‌های اسلامی ناشناخته کار کنند، آن‌ها را معرفی کنند و حافظه تاریخی برایمان بسازند. در نهایت هم نمی‌شود که آدم یک روز عراق باشد، یک روز کشمیر. اما می‌شود با همین ابزارهای رسانه‌ای مردم را آگاه کرد و تحلیل‌های منطقی و حق طلبانه نوشت.

 بقیه دوستانم هم که هرکدام در تشکل‌های اسلامی فعالیت دارند یا انسان‌های دغدغه‌مندی‌اند، چیزی مشابه این‌ها را می‌گویند. ما می‌توانیم درشبکه‌های اجتماعی علیه ظلم و جنایت موضع بگیریم اما انگار در وضعیت فعلی، باید هفته‌ای دست کم سه-چهار بار موضع گرفت و دوباره روز از نو، روزی از نو. می‌شود به کارهایی مثل راه اندازی تشکل و کارهای فرهنگی از این دست فکرکرد اما همه این‌ها بلند مدت است و من می‌خواستم بدانم همین حالا چه باید بکنم؟

خلاصه در فکر بودم بی هوا زمزمه کردم، دیو چو بیرون رود فرشته درآید. بعد دیدم همین بیت خودش گویاست و  به همین سادگی باید گفت که فقط خوبی‌هاست که می‌تواند بدی‌ها را ازبین ببرد. برای از بین بردن سیاهی‌ها باید سپیدی ساخت. آن‌قدر رنگ سفید ساخت که سیاهی‌ها را در خودش محو کند. همه کشتارهای تروریستی جهان، همه آدمکشی‌ها مربوط به هر نقطه کره زمین، یک سیاهی است، یک شرّ است که جز با خیر از بین نخواهد رفت. آیه‌ی «جاء الحق و زهق الباطل» هم همین را می‌گوید. حق می‌آید و باطل را می‌برد. تک تک خیرها و نیکی‌های عالم، بسیج می‌شوند تا شرور را محو کنند. این‌که من جایی به مادرم احترام بگذارم، روزی قید تقلب را بزنم و نمره واقعی خودم را بخواهم، کینه آن دوستی که در حقم بدی کرده است را از سینه به‌در کنم، همه و همه نیکی‌ها و رنگ‌های سپیدی است که این قدرت را دارد تا تمام این نفرت‌ها و جنگ‌ها را از بین ببرد. تنها چیزی از جنس خوبی می‌تواند به جنگ با بدی‌ها برود. پس هیچکدام‌مان کارهای کوچک اما خوب‌ را دست کم نگیریم. می‌شود با نگاه‌هایی پر محبت به چهره پیر و خسته مادر، به جنگ با اسلحه به دستان رفت. می‌شود با کم فروشی نکردن در مغازه یا ساعت‌های‌کاری، طناب‌دار را از دست داعشی‌ها بیرون کشید و تمامی انفجارها را خنثی کرد. هر کار خیر، نوری است که تاریکی‌ها را از بین خواهد برد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فکرالود
فکرالود
٩٥/٠٥/٠٩
٠
٠
سلام. ممنون از متن. ولی من هنوز برام گنگ است که چطور با کم فروشی نکردن میشود طناب دار را ازدداعشي ها بیرون کشید!! به همین سادگی?
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
هرعمل ما تاثیری بر عمل های دیگر خودمون و دیگران داره.مثلا احترام من به مادرم باعث یادگرفتن همین احترام توسط فرزندم میشه ،فرزندم با مال حلال بزرگ شده پس همه اینها درکنارهم براینکه او فرد راست کردار و درستی بشه تاثیرداره و فرد حق طلبی میشه و همینطور الی آخر....
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/٠٩
١
٠
هر کس رسالتی داره و هر رسالتی وسیله ای ... و رسالت نویسنده نوشتن ...
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
بله درسته ممنونم
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٥/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون.بله . تو نیکی میکن و در دجله انداز // که ایزد در بیابانت دهد باز
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
ممنون از قرابت معنایی؛)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١٠
٢
٠
سلآم؛ بله...به قول مولانا : این جهان کوه است وفعل ما ندا/ سوی ما آید نداها را صدا.... بیاد خوبی هارو وسعت داد و بدی هارو کمرنگ کرد...شیک نوشتی ودغدغه مند...قلمت مستدآم.
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
عجب شعرهای خوبی در چنته داشتن دوستان:))ممنونم:)
i.forouzan
i.forouzan
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
دنیا بینی جالبی بود، مرسی
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
ممنونم:))
b_noori
b_noori
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
کانال خبری تلگرامو بخیال بشید که اعصاب خورد میکنه!
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
الان دیگه فقط کلمه های انفجار،انتحار،بمب،تروریست،حمله ،و...رو میبینم پیام رو رد می کنم و میگم بهرحال آدم یا آدم هایی کشته شدند و این واقعا محکومه و من جز عادی شدن برام نتیجه ای نداره پس بجای پیگیری صرف اخبار اندکی و کمی سعی می کنم همون حرفی که توی متن هم نوشتم رو پیاد کنم.ممنون:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
درسته هر كسي شايد از خودش شروع كنه كم كم اين سپيدي به سياهي چيره ميشه. اما خيلي عملي نيست شايد در حد يك ارزو بمونه. يك دست صدا نداره. خداقوت ميگم بهت نجمه عزيزم:)
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
این قانون و سنت جهانه که طبق ادیان مختلف هم نیکی ها بر بدی ها پیروز میشه:)منکه اصلا درحد آرزو نمیبینم و اتفاقا عملی ترین روش میبینمش چون اینکه بگیم من برم سوریه یا آلمان یا عراق با داعش بجنگم کمی آرزومانند میشه:) ممنونم که وقت گذاشتی:))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
قلمت مستدام بانو نجمه ^_^
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
متشکرم:))))
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات