تو می‌خندی / شعر عاشقانه + دکلمه
تقدیم به هر کی دوستش دارید

تو می‌خندی / شعر عاشقانه + دکلمه

نویسنده : mohamad_s

تو می‌خندی 

چراغون می‌شه این دل 

ببین این دل چه مجنون می‌شه این دل 

تو می‌خندی 

رگای خشک و بی روح 

مثه شب‌های هامون میشه این دل 

تو می‌خندی لباس مرده توو تن 

یهو مرغ غزل خون می‌شه این دل 

تو می‌خندی و خنده‌ت توو چشامه 

نباشی بی‌ تو داغون می‌شه این دل

مثه یک ساحل دزدیده «ماه»ی 

که با تو مد چه آسون می‌شه این دل 

تو می‌خندی حواس گنگ و گیج‌م 

برات شب‌های کارون می‌شه این دل 

تو می‌خندی سکوت خسته توو تن 

شبیه داد فرمون می‌شه این دل 

============

دکلمه این شعر رو هم می‌تونید از این‌جا دانلود کنید

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٤
٠
٠
چه دکلمه زیبایی:)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
ممنونم از حضورتون
غزاله رضایی
غزاله رضایی
٩٥/٠٥/١٤
٠
٠
خیلی خوب بود:))
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
وقتی ایشون بفرمان خوبه که دیگه حرفی برای ما نمی مونه...
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
خواهش میکنم اقا میرزا:) این چه حرفیه :))
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
ممنونم خانوم رضایی ..لطف کردید
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
قشنگ بود :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
لطف دارید خانوم حبشی
فکرالود
فکرالود
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
سلام. این شعر چیز خاصی نداشت که باعث جذابیتش بشه! خیلی ابتدایی بود البته از نظر من. در ضمن این قسمت که "ببین این دل چه مجنون میشه این دل" به دلیل دو بار به کار بردن( این دل) نادرست است
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
شعر عاشقانه حتما که نباید نکته خاص داشته باشه، گاهی وقتا شعر فقط بیان احساسه و از دل میاد :) مثل این شعر
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
سلام ممنونم بابت وقتی که گذاشتید ...و البته نظر تون ...
فکرالود
فکرالود
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
این شعر از خودتون بود نه?
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
بله ..ببخشید که مورد پسند واقع نشد
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
همراه با دکلمه مرور کردیم و لذت بردیم، دست شما درد نکنه! :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
ممنونم از حضورت جناب میرزا ...لطف کردید
پربازدیدتریـــن ها
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
دوباره عاشقش...

بی جهت نیست دلش شوق تو در سر دارد

٩٦/١١/٣٠
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
ترانه ای سروده خودم

چقدر دلگیرم از بهمن

٩٦/١١/٢٩
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
چرا این کابوس‌های بیداری تمام نمی‌شود؟

این شبیخون بلا باز چه بود

٩٦/١١/٢٩
می خواهم توی لاک خودم باشم

در ستایش گم شدن

٩٦/١٢/٠١
زمان می‌گذشت و من همچنان می‌نوشتم

مرا بخوان

٩٦/١١/٣٠
معجزه کربلا است

پایان غم عشق

٩٦/١١/٣٠
جشن امضای رهش امیرخانی

لطفا در صف بمانید!

٩٦/١٢/٠١