متاسف می‌شوم وقتی خواهرزاده‌ام می‌گوید می‌خواهد دندان پزشک شود و بعد به خودش تلقین می‌کند که عاشق این رشته است. متاسف می‌شوم که می‌بینم او بدون این‌که یک جلسه هم نقاشی را آموزش دیده باشد آنقدر خوب نقاشی می‌کشد و آنقدر خوب بلد است موهای آدم را ببافد و به شکل‌های مختلف دربیاورد که آن‌قدر خوب نت‌های موسیقی را که در کودکی شنیده به یاد می‌آورد و با هم ترکیب می‌کند و آهنگ تازه‌تری می‌سازد. همه این‌ها را می‌بینم و دلم می‌گیرد از این‌که او با این سن می‌گوید هنر آینده ندارد.

و من به این فکر می‌کنم که یک بچه توی این سن آینده را در چه می‌بیند؟ و آن روز که من شانزده ساله بودم آینده را در چه می‌دیدم که حاضر شدم همه چیز را از دست بدهم تا بتوانم بنویسم؟ تا بتوانم کاری را که دوست دارم انجام بدهم؟ متاسف می‌شوم که یک بچه شانزده ساله می‌داند در جایی که زندگی می‌کند هنر هیچ ارزشی برای هیچ کس ندارد و همه سرسری از کنارش خواهند گذشت و باید به یک شغل دهان پر کن برسد و بنابراین اگر می‌خواهد خوش‌بخت شود باید دندان پزشک شود. متاسف می‌شوم از این‌که نقاش و شاعر و نویسنده و ... دهان پر کن نیست و هیچ کس توی فرم‌هایی که روزانه پر می‌کند جرات نمی‌کند جلوی شغل بنویسد شاعر! یا مثلا نویسنده؟! و البته که جرات نمی‌کند چون شغل، کاری نیست که ما انجام می‌دهیم و از آن لذت می‌بریم. شغل کاری ست که انجام می‌دهیم و در مقابلش پول می‌گیریم.

نمی‌دانم این جور وقت‌ها باید چه بگویم؟ آدم نمی‌تواند راه بیراهه‌ای که خودش رفته را به یک نفر دیگه نشان بدهد و ادعا کند از زخم‌هایی که برداشته خوشحال است! می‌دانید؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٥/٠٥/٠٩
٠
٠
کاملا موافقم.اگه عشقی نسبت به کارت نداشته باشی انگار هر روز تو جهنمی
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٩
٠
٠
متاسقانه جریان غالب داره کار خودش رو میکنه ..جایی که باید اول بفکر تامین اتیه بود دیگه علایق سرکوب شده ست ..توی همین جیم چند نفر دارن از راه نوشتن زندگی اداره میکنن ؟ من خودم از بچه گی نوشتن جزو زندگی م بوده ...اما با جرات بهش نپرداختم ...توی شهر م اصلا کسی من و به این عنوان نمیشناسه و نخواهد شناخت ...
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
چه ميدونم بايد بزاريمش به حساب جهان سومي بودن و عقب ماندگي فرهنگي يا بي سوادي و روي موج مد و احساسات ديگران زندگي كردن. ولي هرچي هست هنوزم هست شايدم تا زمان بچه ي خودمونم هست كه فلان رشته خوبه كلاس داره فلان رشته بازار كاري نداره اما موضوع اينجاست كه افرادي بايد جلوي اين نوع تفكر را بگيرن كه پدر و مادرن كه البته اين روزها خلاف اين عمل ميكنن.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
سلآم؛ بله خب... الان همه چی تو پول خلاصه میشه....هر چی که هست اول باید دهان پر کن باشد بعد هم چشم کور کن :///
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
دقیقا، نمی تونیم ادعا کنیم از این زخم ها خوشحالیم ولی نمیشه فکر کرد اونها هم همه این صدمه ها رو ببین. شاید اونا دارن درست فکر می کنن این بار
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

درد شادی

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
تبلیغات
تبلیغات