دلم تنگ شده ...
نوستالوژیک‌های دوران مدرسه

دلم تنگ شده ...

نویسنده : Em Ad

دلم برای خط کشی کنار دفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز

برای پاک‌کن‌های جوهری و تراش‌های فلزی

برای گونیا و نقاله و پرگار و جامدادی

برای تخته پاک‌کن و گچ‌های رنگی پایین تخته

برای سر صف ایستادن‌ها

برای مبصر شدن، برای خوب‌ها و بدها

 

برای ضربدر و ستاره

برای ترس از سوال معلم

کارت صد آفرین

بیست توی دفتر با خودکار قرمز

جاکتابی زیر میزها، جا گذاشتن کتاب و دفتر

برای لیوان‌های آبی که تا میشدن

برای زنگ تفریح

برای دعا کردن برای نیومدن معلم

برای اردو رفتن

برای تمرین‌های حل نکرده و اضطرابش

برای روزنامه دیواری درست کردن

برای دوستی‌هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود

برای کارنامه، نمره انضباط

برای مُهر قبول خرداد

برای جایزه گرفتن از بابام

دلم برای خودم

دلم برای دغدغه و آرزوهای کوچیکم

دلم برای صمیمیت سیال کودکیم تنگ شده!

نمی دونم کدام روز، پشت کدوم حصار بلند کودکیم رو جا گذاشتم!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
fahime
fahime
٩١/١٢/٠١
١
٠
باور کن وقتی خونمش گریم گرفت خیلی قشنگ بود
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٠١
٠
٠
باز منو ناراحت کردین؟؟...چرا همش منو یاد گذشته شیرین ام میندازین؟............نکن
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
چشم ! شاید دیگه تکرار نشه ! شاید ...
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ بود.سوار اسب خیال شدمو رفتم به اون روزا!ممنون بابت مطلب عالی ات عماد خان!:)))
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
قابل نداشت ... خواهش میشه ...
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠١
٠
٠
شما یادتون میاد؟من پرتاب شدم به اون روزا...........مرسی مستر عماد هرچند غایبین!
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
خواهش میکنم پاییز جان !
bye
bye
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
ممنونم دوست خوبم !
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
قررربونت داداش ...
maryam
maryam
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
دل منم تنگ شده است
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
همه دلتنگ میشن ....
یکی از یک جای ایران بزرگ .یک دختر استقلالی
یکی از یک جای ایران بزرگ .یک دختر استقلالی
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
درسته که من تو دورانه دبستانم از این خاطره ها کم داشتم ولی خیلی خوشم اومد اخه من 15 سالمه .مرسی از نوشتتون
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
اینارو دهه شصتیا و اوایل دهه هفتاد میتونن کاملأ درک کنن ...! ممنونم ازت ...
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
یادش بخیر اجب دورانی بود...
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
ینی تک تک ثانیه هاش خاطرست ...
یکی از یک جای ایران بزرگ .یک دختر استقلالی
یکی از یک جای ایران بزرگ .یک دختر استقلالی
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
واقعا که چرا جواب نوشته های منو نمیدین
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
نبودم ، وگرنه حتمأ جواب میدادم . عذر خواهم ...
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
قشنگ....
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
تنکس ....
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
نمی دونم کدام روز، پشت کدوم حصار بلند کودکیم رو جا گذاشتم! /نمیدونی دیگه؟
Em Ad
Em Ad
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
نه والا ، نمیدونم !
ایران
ایران
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
ولی روزایی که معلم نمیومد بی سرو صدا تو صف میرفتیم بیرون عشق بود!!!
Em Ad
Em Ad
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
عشق بود ؟ اصن جزو عمرمون حساب نمیشد ...!!!
دريا
دريا
٩٢/٠٧/٠٢
٠
٠
دلم هواي اين روزاروكرده .مرسي مستر
Em Ad
Em Ad
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
خواهش میکنم ...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٩
٠
٠
سلام ... خوش بحال شما ما كه نسل سوخته هستيم
Em Ad
Em Ad
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
بیچاره نسل بعد ما که میشن نسل پدر سوخته !!!
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
خوش بحالتون به کودکی تون حسرت دارین من گاهی اوقات میشه حتی به روز قبلمم حسرت دارم
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
گدشته ها گدشته ، به فکر آینده باش...
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
آخه گذشته خیلی خوبه نمیخوام ازش بگذرم
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
خوبیاشو فراموش نکن ، اما بدیاش رو بیخیال شو ....
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠