وقتی در کلاس بحث می‌کنیم به محض این‌که حرف از آزادی می‌شود، دیگر کسی نمی‌گوید چه اندازه سواد و دانش و شعور و فرهنگ و روشن فکری و کتاب و ... تاثیر دارد، انگار تنها مانع آزادی همین چادر است و تنها راه خلاصی از آن یک کبریت است تا آتشش بزنند و خود را خلاص کنند! دیگر می‌شوند آزادِ آزاد! مدت‌ها بود به دنبال ریشه این اندیشه غلط بودم. این‌ها فلسفه چادر را نمی‌دانند؟ از دین زده شده‌اند؟ از افراد چادری خوششان نمی‌آید؟ به چادر اعتقاد ندارند؟ یا هزار دلیل دیگر که چادر آزادی را از ما گرفته است!

 

وقتی خوب در جامعه دقیق می‌شوی می‌فهمی که هیچ‌کدام نمی‌تواند باشد. وقتی خوب دقت می‌کنی، می‌فهمی که در بیان آن‌ها چادر اشاره دارد به دین. دینی که با اجرای نادرست آن در جامعه دوستان من آن را مانع آزادی می‌دانند. دینی که در آن همه چیز متعلق به مرد است و زن حقی ندارد. اگر هم دارد زیر سایه مرد است. انگار مرد سالاری را دین در جامعه ما تزریق کرده است.

 

در دوران جاهلیت، اعراب دختران خود را زنده به گور می‌کردند تا ننگ آن‌ها دامن گیرشان نشود یا با توجه به آیات قرآن نان خور اضافی نداشته باشند. وقتی فردی در قبیله‌ای می‌مُرد زن او هم همانند اموالش بین مردم قبیله تقسیم می‌شد، درست مثل یک کالا. اما مگر غیر از این بود که پیامبر(ص) در آن زمان تمام قد در برابرشان ایستاد و دخترش فاطمه‌(س) نور چشمانش بود؟ اسلام که وارد ایران شد علاوه بر دین، تفکرات جاهلیت را با خود وارد کرد تا کورکورانه به تقلید از اعراب جاهلیت برخی باورها را از او بگیریم و باورهای غلط را در روح او تزریق کنیم. تا نوحه و روضه و سفره (که اغلب مداح‌ها و سخنرانان بی‌سواد درآن حاضر می‌شوند) مال او شود اما حوزه و منبر و کتابخانه و بحث و سخنرانی و اصل مذهب برای مردان! یا از این طرف بام می‌افتند یا از آن طرف، که قید دین و دین‌داری را می‌زنند و برای نمایان کردن آزادی خود و همگام بودن دختران با پسران و رهایی از نرو، نگو ، نخوان، نبین، نکن، نه، نشناس، نفهم، نخواه و ننویس به خیابان‌ها پناه می‌برند . آن‌جا که عده‌ای روشن فکر بدنبال شریک مُفت جنسی می‌گردند!

 

تا آن‌جا خطا رفته‌ایم که باب کرده‌اند زن از استخوان دنده مرد آفریده شده است! تا جایی که زن و دختر به سبب عدم وجود امنیت برای آن‌ها نتوانند شب برای کار ضروری بیرون از خانه بروند و از کوچه‌های تاریک عبور کنند یا بدون مزاحمت به گردش دسته جمعی بروند. چند روز پیش از کنار پدر و پسری عبور می‌کردم که پسر چند کلمه‌ای مزه پرانی کرد و پدر غرق در خنده بود. انگار که پسرش قهرمان المپیک یا نفر اول کنکور شده است. اما همین فرد اگر چند دختر نوجوان را در گوشه از شهر ببیند که باهم بگو بخند می‌کنند به خودش می‌گوید خانواده‌های بی‌غیرتشان کجا اند؟!

 

چقدر زود یادمان رفته که ارزش‌های اخلاقی که در اسلام بر روی آن‌ها تاکید شده است و می‌شود ثابت هستند. دختر یا پسر فرقی ندارد از دیدگاه قرآن این قهرمانی و بی‌باکی و شهامت و ترجیح منافع دیگری بر منافع خود و تحقیر منافع شخصی و مبارزه برای آرمان‌های انسانی و پرهیزگاری و تسلیم نشدن در برابر زورگویان است که برتری فردی بر فرد دیگر را روشن می‌کنند و این‌ها هیچ‌گاه کهنه نمی‌شوند و تغییر نمی‌کنند. ما برای گرفتن حقمان نیازی به مکتب و انجمن و فمینیسم و هزار مدل دیگر بازی با کلمات نداریم، ما دینی داریم که هوایمان را دارد و ما را کانون مهر و احساس خانواده می‌داند، برای لطافت زن ارزش قائل است و ما را پایه و اساس یک زندگی موفق و باسعادت می‌داند. دینی که نه زن را خاله زنک و عاشق غیبت می‌داند، نه زنان قشر ضعیف و بدبخت بیچاره را چادری می‌داند. دین من خوب می‌داند که زن برابر با نق‌نق و رقابت و تجمل و مصرف و ناز و ادا و دروغ و عشوه و تظاهر و غیبت نیست و نه هیچ کجا به مردان حق داده شده است که خود را برتر از ما ببینند و بتوانند به حریم زن تعرض کنند و امنیت را از او سلب کنند و برایش ایجاد مزاحمت کنند. دین من دین اعتدال و مساوات است، چهره‌اش را خراب نکن! 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
imanhkt
imanhkt
٩١/١٢/١٢
١
٠
زرنگ رو نیگاه مطلب توی بلاگش رو میذاره اینجا ... ای آدم زرررررررررررررنگ...
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/١٣
٠
٠
عارررررررررره ! خخخخخخخخخخ :))))))))))))))
نسیم
نسیم
٩١/١٢/١٣
٠
٠
فکر نمی کرده از خودش زرنگ تر هم وجود داره و موچش و می گیره!!
اسمانه
اسمانه
٩١/١٢/١٢
١
٠
سلام دریا بانو..ممنون از این مطلبت ..دین من دین اعتدال و مساوات است ...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/١٢
١
٠
بسیار زیبا بود بانو.ممنون
Milad
Milad
٩١/١٢/١٢
١
٠
گرچه توی بلاگت گفتم ولی بازم میگم عالی بود
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٢
٢
٠
خیلی جالب نوشته بودید خانوم شیعه زاده،متاسفانه مشکل اساسی ما این است که ما فلسفه خیلی از چیزهایی که اسلام و قرآن گفته اند را نمی دانیم و به برداشتهای شخصی و غلط از این موارد می پردازیم و این جای ریشه یابی دارد که مشکل برمی گردد به خانوادها، وقتی مادری به فرزندش یاد نمی دهد فلسفه ی چادر چیست و چرا اسلام زن مسلمان را به داشتن حجاب و چادر امر می کند و آن مادر و پدر می گویند که همه را مدرسه یادشان می دهد! همین می شود دیگر!! ما خودمان وقتی بچه بودیم در مدرسه حرف معلم های خود را بیشتر قبول داشتیم یا دوستان خود یا حرف مادرمان را !! فرد که به مدرسه می رود با همه قشر آدم برخورد دارد در مدرسه ها و معمولا فرد نسبت به دوستانش حرف شنوی بیشتری دارند تا معلمانش و نتیجه اش می شود این چیزی که الان شاهد آن هستیم... و این بحث را باید به پدر و مادر های جوان یاد آوری کنند که شمایید که وظیفه اصلی تربیت دینی و فرهنگی کودک خود را به عهده دارید نه مدرسه ها! نه معلم ها!و نه هیچکس دیگری...
imanhkt
imanhkt
٩١/١٢/١٢
١
٠
من لایکت کردم ها ... نیگاه چقدر دوست دارم ...
A_lemna
A_lemna
٩١/١٢/١٣
٠
٠
ممنون واسه مطلب روشنت.من خودم احساس امنیت رو بارها و بارها با چادر تجربه کردم و به داشتنش افتخار میکنم.
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/١٣
٠
٠
تو بلاگت نظرمو گفتم اما بازم میگم تحمیل نمی کنم عقیدمو اما دوست دارم چادرمو حالا هر فکری می خوان بکنن !
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١٢/١٣
٠
٠
mamnoon az hamegi.....
mahtab-k
mahtab-k
٩١/١٢/١٣
٠
٠
خیلی خیلی معرکه بود.... خیلی زیاد ممنون
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٧
٠
٠
جالب بو.د!
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
خیلی جالب بود.........
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣