بخت مرا سیاه چو گیسوی خود مخواه
شعر

بخت مرا سیاه چو گیسوی خود مخواه

نویسنده : s_alavi

این هدیه را اگر نپذیری کجا برم

جان است جان! اگر تو نگیری کجا برم

یار عزیز! یوسف من کم تحمل است

این برده را برای اسیری کجا برم

بخت مرا سیاه چو گیسوی خود مخواه

موی سفید را سر پیری کجا برم

ای قلب زخم خورده بیمار، من تو را

گر پیش پای دوست نمیری کجا برم

جان هدیه ایست پیشکش آورده از خودت

این هدیه را اگر نپذیری کجا برم؟

(فاضل نظری)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٥/٠٤
٠
٠
هعییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
دوست من! باز نشر اشعارِ یک شاعر خوب، کار ارزشمندی است ، به شرطیکه بتوانید از ابزاری که در دستتان هست استفاده کنید و این شاعر و سابقه و سبکش را هم برای مخاطبتان محبوب کنید. امتحان کنید. همین الان با خودتان مرور کنید که من چرا فاضل نظری را دوست دارم؟ چرا این شعرش را دوست داشتم؟ و همان را به زبان ساده بنویسید در چند خط و بگذارید بالای این متن. من میگویم حتی درخواست بدهید متنتان را با آن اضافه منتشر کنند. به شعرها ارزش افزوده بدهید. مشتاقم که آن متن را بالای نوشته تان ببینم! پیگیر خواهم بود.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
به به :) فاضل و غزل و شعر :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
شعر زیبایی انتخاب کردید
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
فاضل نظری عالیه:-)ممنون از انتخابتون.
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
انتخابتون خیلی خوب بود:) ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
به قول شاعر: خدا درد عشق رو زیادش کنه :))
n.dahji
n.dahji
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
این که نفرین بود:) خدا بهترینو برای بنده هاش میخواد،پس منتظر بهترین باشید;)))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات