آی عشق... چهره‌ی اهلی‌ات پیدا نیست

آی عشق... چهره‌ی اهلی‌ات پیدا نیست

نویسنده : مهشید_دانش

از آنجایی که همیشه عشق یک پالس مثبت دو نفره را شامل نمی‌شود و آدمی گاهی ابلهانه زیر بار کاریزما و رفتار کاملا اجتماعی یک نفر که قصدش تنها تعامل است و بس، ناخواسته باردارِ رام‌ شدگیِ عجیبی می‌شود، می‌توان گفت که حالا خود اگزوپری هم کما بیش قبول دارد که یک جای کارِ  اهلی شدن و از پس آن، مسئله‌ی مسئول بودن رام‌کننده، می‌لَنگَد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
مرسی عکس مرتبط :)))
b_noori
b_noori
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
کوتاه و مفید؛ ممنون بابت به اشتراک گذاری نگاهتون.. :)
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
ممنون از شما که توجه داشتید
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
به انضمام یک لبخند فراموش شده
علی آقا
علی آقا
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
ناجور خوشم اومد مخصوصا "مسئله‌ی مسئول بودن رام‌کننده، می‌لَنگَد."
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
ممنون از حسن نظرتون
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
فایل صوتی شو گوشیدم و عالی بود و شما هم خسته نباشید:)
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
مرسی که متن رو خوندی و دیدی که درمورد شتزده کوچولو نبود :))))
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
کوتاه بود اما عالی بود...خیلی خوشم اومد...
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
ممنونم گیسو جانم :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
این تیکه آخرش «می‌توان گفت که حالا خود اگزوپری هم کما بیش قبول دارد که یک جای کارِ اهلی شدن و از پس آن، مسئله‌ی مسئول بودن رام‌کننده، می‌لَنگَد.» یکمی گنگ بود به نظرم به دو دلیل یک اینکه این "اگزوپری" رو شاید خیلی ها از جمله من نشناسند و ندونند داستانش از چه قرار. علت دومش هم این جمله «یک جای کارِ اهلی شدن و از پس آن، مسئله‌ی مسئول بودن رام‌کننده» کلا لنگ میزنه از نظر معنی و مفهومش! من معنیش رو نفهمیدم حقیقتا! اما خب میشد فهمید کلیت موضوع در مورد چیه و چی میخواد بگه.
ثمین
ثمین
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
برای فهمیدنش باید کتاب شازده کوچولو نوشتهء آنتوان دوسنت اگزوپری رو خونده باشید. در اون کتاب نوشته شما تا ابد نسبت به کسی که اهلیش کرده اید مسئول هستید.
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
کتاب خوندن پز نیست اما ساده‌ترین و مشهورترین کتاب‌ها رو نخوندن (بازهم عیب نیست) اما افتخار کردن به این وضع و اعتراض واقعا عیب هست. بیشتر کتاب غیردینی و درسی بخونیم لطفا :)
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
ممنونم از روشنگریت ثمین جان :*
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی از کتاب ها مشهور هستند و ممکنه ما نخونده باشیم. من ایراد کار ایشون رو گفتم. مثلا میتونستند آخر مطلب یک پا نویس بزنند که این "اگزوپری" از کتاب فلان است. افتخار هم نکردم! نمیدونم شما افتخار رو از کجای متن من دیدید اما فکر میکنم همه آزاد باشند که چه کتابی بخونند و چه کتابی نخونند!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات