از صبح مشغول نوشتن یک مزخرفی بودم، یاد خانم «نون» افتادم که می‌گفت اوایل بیست و هشت سالگی‌اش چقدر خام و چرند می‌نوشته.

به سن ایمان بیاوریم. اعجاز راستینی است خود انگیخته. روی پای خود استوار شده‌ای که بی‌پیامبر مانده است. مثل تو در تویی که پایانش سرآغاز یک پیچ و خم مبهم دیگر است.

به هر سنی که می‌رسیم انگار نمی‌رسیم، هرچه جلوتر می‌رویم عددی توی دستان‌مان می‌گذارند. که هیچ نشانی از عاقل‌تر شدنمان درآن دیده نمی‌شود، و این... این فهم عجیب دانستن در ندانستن معجزه نیست؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
برادر ویراستار، من خودم یک عمر ویراستاری کردم دست توی نوشته‌های ملت بردم فحش شنیدم ولی انصافا هیچ وقت برنداشتم عنوان طرف رو توی متن بچپونم براش خودم فسفر بسوزونم تیتر بزنم :| وات د فاز بقول دوستان ؟! معجزه سن آخه؟
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
دست بردن؟؟وا؟پس تیترت چی بوده مهشید؟
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
تیتر شما چی بود؟
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
ولی جالب بود... ;-)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
معجزه هم باشه معجزه ی بدیه
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
مهم نیست که معجزست یا نه! مهم اینه که چرا نمیدونیم؟ چرا هرچی میریم نمیرسیم؟
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
هوووم ... این راه ته نداره تا بی نهایت میشه رفت و هنوز جا برای بزرگ تر شدن هست :)
احد آتشروان
احد آتشروان
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
خسلس ممنون از ملب زیبلتون/راستی اسم تیتر انتخابی خودتون چی بوده؟
S_AHEL
S_AHEL
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
چ تلخ که بگذره و هیچ فرقی نکنیم....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات