آقای شاملو! برادر من، منجی مرده است، سعی کن بفهمی!

آقای شاملو! برادر من، منجی مرده است، سعی کن بفهمی!

نویسنده : مهشید_دانش

و فکر می‌کنم که یکی از معضلات زندگی دقیقا آن نقطه‌ای‌ست که آقا فرهاد می‌خواند: یه شب مهتاب، ماه میاد تو خواب، منو می‌بره از توی زندون، مث شب پره، با خودش بیرون...

چه نگاه‌هایی که بعدش به آسمانِ غبار زده‌یِ شب ِدلگیر آویزان نمی‌شود، نگاهِ چشم‌هایی که یک یک‌شان اعجاز واژه‌ها را در روح‌شان کاشته‌اند و ایمان دارند بالاخره یک شب سروکله‌ی ماه منجی پیدا می‌شود، کنج پنجره‌ی محبوس‌گاه جسم‌شان.

شاملو خیانت کار است، دنیا هیچ وقت با کلمات موزون جای قشنگ‌تری برای صاحبان‌شان نشد که حالا بخواهد ناجی آدم‌های معمولی بشود که با شوق فراوان زیر لب زمزمه می‌کنند:

یه شب مهتاب....

امید حاصل‌ از ایمان نسبت به این ترانه وحشتناک است، وحشتناک!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٥/٣١
٠
٠
مرسی :) البته جالب نبودش خیلی
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
پس چرا از چیزی که جالب نبود تشکر می‌کنی؟ آها یادم اومد کامنت گذاشتن امتیاز داره :) خواهش
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
عالی بود/مرسی
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
ممنونم
احد آتشروان
احد آتشروان
٩٥/٠٦/٠٣
٠
٠
کاملا با حرفاتون موافقم/امید یه چیز فریبنده است که انسانها به خودشون میدن
s_ghorbani
s_ghorbani
٩٥/٠٦/٠٣
٠
٠
یعنی قبلا زنده بوده حالا مرده ؟ نوشته تون که میگه اصلا وجود نداره
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣