در بند و گرفتار بر آن سلسله مویم
دلنوشت

در بند و گرفتار بر آن سلسله مویم

نویسنده : f_ramezanali

تابستان آمده است، تیر گذشت و رفت و حالا مرداد آمده است. ماهی که من در آن متولد شده‌ام. مرداد ماهِ توت و پیله پروانه‌ها، ماهِ آفتاب‌هایِ سوزان. ماهِ عشق، ماهِ بی منت گرما بخشیدن خورشید. می‌دانی دیویدِ من، چند وقتی است از فراسوی فاصله‌ها نگاهت می‌کنم. درست است که مردم می‌گویند دو عاشق مانند دو خطِ موازی هستند که هیچ وقت به هم نمی‌رسند اما... اما حداقل برو عقب‌تر، کمی بیشتر، می‌خواهم خوب نگاهت کنم، بعد آرام آرام می‌آیم و در آغوشت حل می‌شوم. مگر نمی‌گویند زوج‌ها با هم یکی هستند، خب دیگر... من می‌آیم و در آغوشت حل می‌شوم. آن وقت من می‌شوم جزئی از تو، دیگر نمی‌توانند جزئی از وجودی را جدا کنند که... می‌توانند؟

دیویدم! روزگاری بود که وقت‌های تنهایی زیرِ آسمانِ شب دراز می‌کشیدم و تنهایی‌ام را با مرغان آسمان تقسیم می‌کردم. گه گاهی هم آسمان گریه‌اش می‌گرفت و من با بارش باران دلم را نوازش می‌کردم. تا وقتی که نامت را شنیدم و قلبم برای بودن با تو به لرزه افتاد. طاقت نیاورد، نتوانست بی تو باشد. مگر جز این بود که دلیل تپیدنش را پیدا کرده بود؟ قلبم امان نیاورد، هر بار که تو را دید و هر بار که اسمت را شنید مانند معنی اسمت جسور شد و به پرواز در آمد. چشم‌هایت خواب را از چشمانم ربود، تو کم‌کم تمام وجودم را از آنِ خودت کردی. نامت آن قدر بر دلم نشسته بود که جدایِ این‌که قلبم را  تسخیر کرده بود، زبانم را نیز اسیر کرده بود. زبانم برای ادا کردن حروفِ اسمت به لکنت می‌افتاد. اسمت هم همانند خودت بود، همان‌قدر چابک و جسور و آزاد.

چند وقتی است فیلم‌های عاشقانه می‌بینم، دلم یک فیلم بلند عاشقانه از خودمان می‌خواهد که هر لحظه دکمه تکرار را بزنیم و باز هم عاشق شویم یا حتی سطرهایی بلند و بی‌پایان از تو ...

دیوید جانم هر بار می‌آیم خیال‌هایت را کنار بگذارم اما فکر یادِ تو در من ضرب می‌شود و به توان می‌رسد، بعد من تقسیم می‌شوم در «تو». میبینی، عجب دنیایِ بی‌حساب و کتابی است.

کنار پنجره نشسته‌ام و منتظرم باد عطرِ تو را به رقص در بیاورد تا به من برسد. آن وقت است که جانم گرفته می‌شود و از من چیزی نمی‌ماند جز گردی از من. و  آرام آرام در بویِ خوشِ وجودت گم می‌شوم.

تو راه می‌روی و من همپایت نمی‌شوم، میدانی چرا؟ آخر می‌خواهم پایم را جایِ پایِ تو بگذارم. میترسم که خیابان جای پای تو را در آغوش بکشد. تو فقط برای منی و مردِ من، عاقبت یک روز که نزدیک است از این‌جا رها می‌شوم و می‌آیم به سمتت و در آغوشت جان می‌دهم.

حالا دیگر خسته شده‌ام از تو نوشتن، در یک جمله از حالِ خودم برایـت خبر آورده‌ام: «من دوستـت دارم! »

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
دیوید!!!
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
منم سوال شد واسم چرا دیوید!
f_ramezanali
f_ramezanali
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
دیوید ی اسم خیالیه ک برا معشوقه خیالیم گذاشتم ب خاطر معناش ک یعنی جسور و بی پروا
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٣
٠
٠
خدا حفظش کنه دیویدتون رو :))
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/١٤
٠
٠
بکهام یا کاپرفیلد :/ اگه واسه بکهام بود که منم همین احساسات رو بهش دارم :)
f_ramezanali
f_ramezanali
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
ن ن دیوید من کاملن خیالیه
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١٤
٠
٠
سلآم؛ و ایضا تمشــــــــــــــــک :))) تمشک با هیچ چیزی تو این دنیا قابل مقایسه نیست :))) بهله... هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی/ ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی :)
f_ramezanali
f_ramezanali
٩٥/٠٥/١٦
٠
٠
عاره جدن
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات