همه چیز این فصل تویی

همه چیز این فصل تویی

نویسنده : Nahid.R.05

بهار وقتی یادت می‌افتم 

باران می‌بارد

انگار می‌خواهد تو را بر آورده کند 

همه چیز این فصل تویی

و باران برایم خداست 

که با بودنش زنده می‌کند،

و به تنه اندوهت 

نور می‌ریزد

و عشق، میوه دل را وصله می‌زند 

و مهر را به عیوق می‌کشد

آینه بندان حضور می‌کند

و می‌تاباند به روی زلالی آب 

تصویرت را، که قاب شده دربطن زندگیم است

ای شکوفه سپید بهاری‌ام،   

ایمان نورسته در خیالم

تمام فصل‌ها به یادت هستم

و تنها خدا در این نزدیکی ست

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
یکی از ارکان شعر گفتن (البته اگر این متن شعر باشه، چون من در شعر صفر مطلق هستم!) داشتن دایره لغات زیاده. و من اینو توی این شعر واقعا حس کردم. زیبا بود :) و خدایی که در این نزدیکی است...
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
سپاس فرانک عزیز هم از حضورت و هم از نظر و اظهار.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
مهر را به عیوق می کشد یعنی چی؟؟ شعرتون خیلی خیلی نو بود!
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
سپاس از همراهی. عیوق (ستاره سهیل).یعنی مهری که از حضور تا ستاره ها میرسد. امید که توضیح کاملی باشه.
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٠١
٠
٠
لذت می بریم از اشعار؛ خیلی سپاسگزارم به خاطر اشتراک :)
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٥/٠١
٠
٠
سلام؛ سپاس از همراهی همیشگی شما.
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
میخواستم منم بپرسم عیوق یعنی چی دیدم پرسیدن قبلا:) با تشکر از پرسشگر و پاسخگو:) ذوقتون مستدام:) و تنها خداست که در این نزدیکی است:))
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
سلام؛ سپاس از همراهی، یک توضیح اینکه درسته بعضی آدم ها حضورشون دارای مهر و لطفه اما مثل ستاره سهیل هستن و کم پیدا و در انتها این میشه که بگی فقط خداست که نزدیکه.ممنون از نظر لطفتون:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
با عرض سلام و ادب .. باید بگم تولدتون مبارک :)
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
سلام. بسیار سپاس :)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات