چه شود! / شعر

چه شود! / شعر

نویسنده : A_Emadi

با ذلالت شما اگر برنده شوی...

بازیِ عشق، سرفرازی‌اش چه شود؟!

تو ذلیلی و خار اگر برنده شدی

و شما فکر کن ببازی‌اش چه شود !

عشق با ملیح و راضی‌اش آن شد!

با اَفی، یا کَتی و نازی اش چه شود!

عشق حتی حقیقی‌اش، کشک است!

و تو حالا ببین مجازی‌اش چه شود !

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
شعر جالبی بود که در وصف دنیای مجازی عٌشاق سروده شده بود :دی دقیقا هم ماجرای عشق و عاشقی مجازی همین ها
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
D:
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
من همیشه باهات صادق بودم پس بازم هستم! خوب نبود! توقع نداشتم ازت! زوری بوده نوشتنش؟؟
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
میدونم .... زوری نه اینو یادمه نصف شب قبل خواب نوشتم. واسه اون موقع قابل قبوله :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
عه ! کاش تهش پی نوشت می دادی که واسه آخرشب بوده دم خواب! اونجوری قابل قبول
غزاله رضایی
غزاله رضایی
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
فقط مصرع اخر:) خخخخ کیه ک درس بگیره؟
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
اره.آخه از آخر به اول بوده
ناشناس
ناشناس
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
وزن مشکل داشت. اصلاح: با ذلیلی اگر برنده شوی- عشق ما سرفرازی اش چه شود؟/ تازه این مال موقع بُرد است- موقعی که ببازی اش...چه شود!/ با ملیحه وَ راضیه و آن شد- با کتی یا که نازی اش چه شود؟/ عشق حتی حقیقی اش کشک است- تو ببین پس مجازی اش چه شود!/++++ آیدیِ "محسنِ شگفت انگیز" - موقع خواستـــگاری اش چه شود؟؟
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
خیلی خیلی سپاس ... گرفتم ولی چرا اینجوری ؟!
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
خیلی خیلی سپاس ... گرفتم ولی چرا اینجوری ؟!
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات