مراقب سامسونت هایتان باشید!
#نفیسه#مرد_غریبه#چای

مراقب سامسونت هایتان باشید!

نویسنده : aynaz_sahrivar

از همان بچگی که کیف سامسونت مهدیه خاله را بر می‌داشتم و می‌شدم معلم علوم مدرسه؛ دلم می‌خواست عاشق شوم؛ دلم می‌خواست یک روز بارانیِ سردِ مه آلود که رژ لب کالباسی محوی زده‌ام و دست‌هایم پر از کتاب و ورق است؛ مردی را بیبینم درست شبیه مرد رویاهام؛ تا جایی که به یاد می‌آورم مرد رویاهایم یا سیاه پوش بوده یا خاکستری!

همیشه‌ی خدا دستان قدرتمندی داشته که مرا از زیر بارانی سرد  بیرون می‌کشند و چشمانی که مرا از تمام لحظات حوصله سر بر زندگی‌ام خلاص می‌کنند. نفیسه که می‌شدم دلم میخواست هوا همیشه مه آلود و سرد باشد. آرزو میکردم یک طوری بشود که موهایم تا ابد خیس بمانند. آرزو می‌کردم یک روزی بنشینم روی تنه‌ی درختی و چایی داغی را در هوای مه آلود و سرد، سر بکشم و به مردی که برایم آتش روشن کرده است لبخند بزنم.

نفیسه که بودم می‌گفتم می‌شود من و تو یک جایی، توی یک جنگلی، توی یک هوای سردی نشسته باشیم و منتظر دم کشیدن چایی روی آتش باشیم؟! نفیسه که بودم فکر می‌کردم زندگی آرامی خواهم داشت، فرزند خوانده خواهم داشت و پر از مردی خواهم بود و چایی داغی خواهم نوشید. هزاران ساعت و دقیقه و لحظه از تمام شدن نفیسه می‌گذرد و منی اینجا نشسته و به کیف سامسونت گم شده‌ای لبخند میزد که رویاهایش را با خودش برد...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
نوشته زیبایی بود :)
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
:) چ دلنشین بود یاد رویاهام افتادم..:)
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
:) رویا داشتن چیز خوبیه
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
"رژ لب کالباسی محوی" این الان یک مدل رنگ؟! | خیلی قشنگ نوشته بودید و البته ادبی هم بود
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
محض اطلاع برای خانم ها یه رنگ بسیار آشناست واسه رژ لب!! البته آقایون طبیعیه که خیلی باهاش برخورد نداشته باشن..
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
رژ لب کالباسی رژ لب کالباسیه خوب! ممنون از شما
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
یه سوال؛ من متوجه اون قسمت که نوشته بودید «نفیسه که میشدم» نشدم حقیقتا؛ لطف میکنید یه توضیح بدبد.. ممنون
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
یادم رفت بنویسم. خوب راستیتش من هفت هشت ساله که بودم دوست داشتم اسمم"نفیسه" باشه و اینا همه رویاهای هفت هشت سالگیمه:)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٥/٠١
٠
٠
از رویاهای الانتون هم بنویسید خوشحال میشیم بخونیم// :)
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
:) ممنون ازتون
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
تسلیم نشو

عاشق حرفه ای!

٩٦/٠٤/٢٥
تبلیغات