جدال نکونام با ستاره‌های بزرگ دنیا به روایت تصویر
به بهانه خداحافظی جواد نکونام از مستطیل سبز

جدال نکونام با ستاره‌های بزرگ دنیا به روایت تصویر

نویسنده : وبگردی

جواد نکونام برای همیشه کفش هایش را آویخت. این اتفاق بهانه بودی برای یادآوری چند سکانس از زندگی فوتبالی این بازیکن در دوران باشگاهی اش. تقابل با بزرگان دنیا بخش مهمی از کارنامه بازیگری اوست. جواد البته مکثی می کند و می گوید: «اینها مربوط به گذشته است و فقط یک خاطره برایم هستند.»

تقابل با بهترین بازیکن جهان
تقابل با یکی از اسطوره های فوتبال دنیا؛ لیونل مسی. رونالدو بارها و بارها در لالیگا مقابل این بازیکن قرار گرفت و همیشه می گفت: «او بهترین بازیکن دنیاست، خیلی بهتر از کریس رونالدو. کارهایی می کند که خارج از تصور است.»

رودرویی با کریس
تلاش برای مهار کریس رونالدو. در این مسابقه رئال مادرید برنده شد. اوساسونا معمولا به این باشگاه بزرگ می باخت، الا یک بار که با بردن این تیم در آخرین بازی فصل، توانستند در لالیگا بمانند. در آن مسابقه جواد فوق العاده بازی کرد و کاسیاس مقابلش یک سیو فوق العاده داست. جواد درباره رودرویی کریس رونالدو یک بار تحلیل جالبی داشت: «رسیدن به او کار هرکسی نیست. قدرت بدنی اش فوق العاده است و هر مدافعی را دور می زند. ما همیشه می دانستیم چه شکلی رونالدو را مهار کنیم اما مسئله این بود که نمی توانستیم!»

 

آقای ماهی!
یک بازی سخت دیگر در برنابئو. جواد زیر پای مسعود اوزیل تکل می زند تا بتواند ستاره آلمانی را مهار کند. جالب اینجاست که مدیر برنامه های این دو در آن زمان یکی بود و دورادور از هم خبر داشتند. در این تصویر مورینیو هم دیده می شود که نظاره گر کار آنهاست. نکونام یک بار درباره مسی گفته بود: «او مثل ماهی می ماند و مدام از دستت در می رود!»

 

مهار دنی آلوز
جدال نکو و دنی آلوز. جواد در اوساسونا خیلی آزاد بود و معمولا همه جای زمین دیده می شد. به همین دلیل در آن مسابقه به یاد مادندنی که البته با برد بارسا همراه شد، او بارها مقابل اکثر چهره های این تیم ایستاد. جواد می گوید آلوز با وجود جثه کوچکش از نظر قدرتی بدنی فوق العاده بوده و به سادگی نمی شد توپ را این بازیکن گرفت.

 

این کریم فوق العاده
وقتی کریم بنزما در اولین سال های حضور در مادرید، برای درخشش تلاش می کند و جواد هم مقابل او ظاهر می شود تا مانع از گلزنی اش شود. جواد در این صحنه قصد دارد مانع از شوتزنی بنزما شود. او درباره کریم گفته بود: «مهاجم فوق العاده است و 

تحت فشار هم کارش را در زمین می کند.»

دیدار با کابوس آرژانتین!
باز هم یک تکل دیگر. این بار زیر پای هیگواین معروف. کسی که می گویند با موقعیت هایی که خراب کرد مانع از دو قهرمانی اخیر آرژانتین شد. اوساسونا این بازی را با اختلاف گل باخت. جواد هم به خاطر سیستم تدافعی تیم، 90 دقیقه مدام بین ستاره های رئال چرخ می زد تا مهارشان کند. نکونام درباره رودرویی با هیگواین هم گفته بود: «چارچوب دروازه را فوق العاده خوب می شناسد. ما وقتی با رئال بازی داشتیم نمی دانستیم واقعا چه کسی را مهار کنیم.»

 

گلزنی به رئال در برنابئو
به یادماندنی ترین صحنه زندگی جواد و ایرانی ها در زمان حضور او در لالیگا. گلزنی به کاسیاسی در برنابئو و در میان دهها هزار هوادار مادریدی. جواد همیشه این گل را خاطره انگیزترین گل زندگی اش توصیف می کند و می گوید: «در آن لحظات از هیجان هیچ چیز نمی فهمیدم.» البته جواد می گوید در آن دیدار می توانست هت تریک کند چون داور دو پنالتی صد در صد را برای اوساسونا نگرفت. نکو همیشه لبخند می زند و می گوید کاسیاس خوش شانس بود که در لالیگا بیشتر از یک گل از او نخورد.

 

آقا قلدره!
جدال با سرجیو بوسکتس. به دست چپ جواد دقت کنید. او در این مسابقه کاپیتان اوساسوناست. افتخار بستن بازوبند کاپیتانی یک تیم اسپانیایی آن هم مقابل بارسلونا. این بازی در جام حذفی برگزار شد. جواد همیشه درباره بوستکس یک نظر تکراری دارد: «قلدر است و بازیساز.»

 

کاپیتانی مقابل بارسا
عکسی خاطره انگیز در آلبوم شخصی نکونام. بستن بازوند کاپیتانی مقابل بارسا. اتفاقی که شاید دیگر برای هیچ ستاره ایرانی تکرار نشود. آن بازی 3 بر یک به نفع بارسا تمام شد اما برای جواد فقط خاطره خوب دارد. او در این باره می گوید: «به عنوان کاپیتان سوم اوساسونا در آن بازی این افتخار نصیبم شد بازوبند را ببندم. هر چه بود تمام شد و رفت و حالا فقط یک خاطره است.»

 

گلی که پامپلونا را منفجر کرد
این گل برای جواد فراموش نشدنی است. گل به بوردو که باعث شد اوساسونا به نیمه نهایی جام یوفا صعود کند. بعد از این گل، وسط یکی از میدان های بزرگ پامپلونا به فارسی پلاکارد بزرگی نصب کردند: «سلام.» آن شب تا صبح پامپلونا جشن و پایکوبی بود.

 

طعم خطای جواد!
یک تقابل ویژه دیگر. رودرو با داوید ویا. مهاجم فوق العاده بارسا که حالا در لیگ آمریکا توپ می زند. او هم طعم خطاهای جواد را چشید.

 

آرزوی محقق شده
همیشه می گوید در استقلال به یکی از بزرگترین رویاهای فوتبالش رسید؛ قهرمانی با استقلال. البته جواد یک آرزوی بزرگتر هم داشت؛ قهرمانی با آسیا. ولی به دومی نرسید چراکه استقلال در نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا به تیم کره ای باخت و حذف شد.

 

جایزه ای که پرید
حضور در سه کاندیدا نهایی کسب عنوان بهترین بازیکن آسیا در زمان حضور در استقلال. جواد معتقد بود به خاطر سال ها حضور و درخشش در اوساسونا باید یک بار این جایزه را می گرفت ولی کنفدراسیون به دلیل قوانین عجیبش، این جایزه را به بازیکنانی می داد که در آسیا هستند. آن سال هم با وجود صعود جواد همراه با ایران به جام جهانی، جایزه را به یک بازیکن چینی دادند که تیمش حذف شده بود.

 

گل تاریخی
یکی از شب های ویژه عمر فوتبالی نکونام. گلزنی به کره جنوبی در تهران، پس از 10 نفره شدن تیم ملی. این گل نقش کلیدی در صعود ایران به جام جهانی داشت. جواد می گوید: «اینقدر هیجان زده شده بودم که فقط دیدم مردم به آسمان می پرند و نیمکت نشین ها به سمتم می آیند. شما نمی فهمید از چه حسی دارم حرف می زنم.»

 سعید اکبری|خبرآنلاین

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨