دنیای من، دنیای تو

دنیای من، دنیای تو

نویسنده : saleheh_3274

دنیای من و تو جایی شبیه وارونگی دو طرف یک ساعت شنی ست! تو از روزمرگی‌هایی می‌گویی که من آرزویم داشتن یکی از آن‌هاست.  تو آنقدر دردهایم را درک نمی‌کنی که اگر دلت زبان باز می‌کرد تنها یک به درک حواله‌ام می‌کردی. گرچه گفتن همه چیز درست می‌شود هم سوزشی کمتر از نمک روی زخمم ندارد. و تو چه می‌دانی زخم یعنی چه؟ تویی که با خراش روی دستت عالمی را از خواب و خوراک می‌اندازی، چه تصوری از زخم داری؟

ولی من نگرانم که جنازه‌ام تا کی باید تنها نفس بکشد، ببیند، راه برود و مصنوعی بخندد. من گوشه‌ی صفحه‌ی شطرنج، سربازی بی‌دفاعم و تو شاه یکه تاز. اگر بخواهی می‌توانی مرا با یک حرکت از صفحه زندگی‌ات بیرون بیندازی. دنیای من و تو جایی مثل نگاه خیره‌ی غریبه‌ای در آینه است، که هر روز صبح، سرد به من خیره می‌شود.

تو از سرزمین صفرهای زیاد می‌آیی، نمی‌ترسی از خرج کردن‌ها. اما من مدت‌هاست چشم به قلک سفالی‌ام دوخته‌ام و روزهای بدم را پشت سر هم می‌گذرانم، راستش، منتظر روز مبادا هستم! همان روزی که در تقویم تو نیست. تویی که آستانه تحملت در آجر اول دیوار بی‌انتهای صبر من تمام می‌شود. من اما پشت به دیوار نشسته‌ام، پشت کرده‌ام به سیاهی‌اش.  دارم به افق‌های دور فکر می‌کنم، جایی شبیه چند قدمی تو. تویی که حوصله خواندن نوشته‌هایم را هم نداری. پس من برای چه کسی می‌نویسم؟ برای خودم؟ یا برای آدم‌هایی که مرا نمی‌فهمند، آدم‌هایی که تنها به من می‌خندند، آدم‌هایی که فقط بلدند اسم مرا از پای نوشته‌هایم پاک کنند و اسم خودشان را بنویسند، آدم‌هایی که نوشتن مرا در حاشیه بودن می‌بینند، برای چه کسی می‌نویسم؟ تو می‌دانی؟ من که نمی‌دانم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
واای پایان بندیش عالی بود، باشد که روزی بداند ..
saleheh_3274
saleheh_3274
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
ممنون که خوندین:))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
چرا باید دنیا ها اینقدر متفاوت باشه ؟!
saleheh_3274
saleheh_3274
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
اونم زیر یه اسمون!!!!! خیلی عجیبه!!!!!
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
سلآم؛ بله خب...رسم دنیا همینه :/
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
دنیاهای متفاوت! و جالب اینکه خیلی وقت ها هرکدوم افراد این دو دنیایها آرزوشون داشتن و بودن تو دنیای اون طرف دیگس.شایدم بهرته بگم دردناک!اینکه ما هیچ کدوم از دنیای خودمون راضی نیستیم و بنظرمون مرغ همسایه غازه
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
ایول:-)
saleheh_3274
saleheh_3274
٩٥/٠٥/٠٨
٠
٠
به به لیلی خانوم:))))))
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات