بدون ریختن قطره‌ای خون

گرفته تمام دنیا را شب

شبانه

در یک سیاست پیچیده‌تر

برکه‌ای خاموش

می‌کشد شب را در آغوش...

انگشت به دهان حیرت مانده

که چطور

کل زمین در مشت آسمانی شب است؟

 شب اما خودش

ریخته در دل زمینی این برکه!

که چطور

شب مادری ست

که

برای تمام دنیا لالایی می‌خواند؟

عروس خود شب

اما

روی پای این برکه می‌خوابد!

عجب 

در 

عجب

است!

از بلندای آسمان

شب با ستاره‌ی چشمانش

زیبایی‌اش را در رخ آینه‌وار برکه برانداز می‌کند

و

 با خودش می‌گوید:

چه شب سیاهی

عجب برکه ماهی

...

 شب 

از این تصویر

صاحب دو ماه می‌شود...

(حسین خاموشی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
عالی بود.مرسی:)
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
:) قشنگ:)
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
:-) زیبا بود...
b_noori
b_noori
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
WOW خیلی شیک بود و واقعا زیبا. ممنون به خاطر انتشارش تو جیم.
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
ممنونم دوستان
s_azami
s_azami
٩٥/١٢/٠٤
٠
٠
عااالی 😍😍😍
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات