سر به سر یک مرده!
تجربه یک شب اتراق در قبرستان

سر به سر یک مرده!

نویسنده : f_maveddat

اپیزود اول:

وقتی قرار باشد یک شب را در قبرستانی که وسط یک دشت بزرگ قرار دارد سپری کنید، حتما فکر و خیال مرگ، ذهن شما را تسخیر می‌کند. البته نه مرگ به وسیله ارواح سرگردان، مرگ به خاطر ترس از این‌که ملخ توی پاچه‌تان نرود یا مارمولک وارد حلق مبارک‌تان نشود. یا مورچه‌های زحمتکش شما را با زیر انداز و رو انداز به سوراخ‌های‌شان نبرند. یا ترس از خیل کثیر پشه‌ها که می‌توانند با تلاش بی‌وقفه نهایتا در 4 الی5 ساعت تمام خون شما را نوش جان کنند. و شرایط سخت‌تر می‌شود وقتی شما کلا  2 چادر مسافرتیِ  4 نفره داشته باشید، در حالی که اکیپتان 23 نفر است.

 

اپیزود دوم :

خوابیدن زیر سقف آسمان این مزیت را دارد که نگاه کردن به حجم ستاره‌ها در تاریکیِ مطلقِ محیط، وجود شما را غرق شادی کند البته نه وقتی که مجبورید برای منحرف کردن ذهن بچه‌ها از کیفیت و متراژ قبرها و مردگان درون آن‌ها، هر چی صورت فلکی را که می‌شناسید و نمی‌شناسید به آن‌ها نشان دهید و زیر و زبر کائنات را تشریح نمایید. و هر بار با گذشتن یک شهاب، هرگونه اطلاعات علمی تخیلی را از  سرگذشت زمین در زمان دایناسورها و اصابت شهاب سنگ به آن تا نیروی گرانش و گریز از مرکز و خلاصه علت وجود دنباله‌ها را بلغور کنید و هیچی سخت‌تر از آن نباشد که مدام تکرار کنی نقطه‌های نورانی که حرکت می‌کنن ستاره نیستند، ماهواره یا هواپیمایی چیزی هستند. و همه این‌ها قابل تحمل‌تر بود اگر مجبور نبودید برای غلبه به صدای جیرجیرک‌ها و زوزه گرگ‌ها بلند بلند صحبت کنید.

 

اپیزود سوم:

مهم نیست چه عاملی شما را مجبور می‌کند که یک شب را در قبرستان سپری کنید. مهم این است که مسبب آن را در همان قبرستان زنده به گور کنید. و اگر زورتان نرسید، حداقل اجازه ندهید جای خواب شما را درون چادر مسافرتی غصب کند. و اگر باز هم زورتان نرسید، حداقل سهم کله پاچه و کیک هویج او را، صبح روز بعد، دو در کنید. و اگر باز هم زورتان نرسید، می‌توانید بابت تمام اجحافی که در حق‌تان می‌شود، نفس عمیق بکشید و چند لحظه سکوت کنید. چون خروج هرگونه صدای نامتعارف که متعاقبا منجر به ایجاد رعب و وحشت شود، فقط و فقط یک پس گردنی را عاید شما می‌کند.

 

اپیزود چهارم:

اگر مقاومت‌های شما جواب نداد و سرما حجت را برای شما تمام کرد و مجبور شدید 10 نفره توی یک چادر 4 نفره بخوابید حداقل شرط کنید هرکس در جای خودش بمیرد! چون هرگونه تکان اضافی منجر به این می‌شود که دست‌تان تا آرنج در چشمان بغل دستی‌تان فرو برود یا پای‌تان نهایتا تا زانو درون حلق کسی که عمود بر شما خوابیده است، برود. درضمن احترام مرده‌های قبرستان را حفظ کنید و حواستان را جمع کنید که نه روی قبر کسی بخوابید نه سر به سر آن بگذارید. که اگر خدایی نکرده مرده محترم درون قبر پیچی به گردن شما، یا تابی به مهره‌های کمرتان بیاندازد، هیچکس جوابگو نیست. والسلام.

=======

پی نوشت: اینجانب از طرف خودم و قاطبه مردگان توصیه می‌نمایم یک بار هم که شده یک شب را در قبرستان اتراق کنید. قطعا این اتفاق یکی از تجربه‌های فراموش نشدنی عمرتان می‌شود .

پی نوشت2: برای جلو گیری کردن از طولانی شدن مطلب بیخیال 20، 30 اپیزودی می‌شوم که نصفش راهکار ترساندن و ترسیدن است و نصف باقی هم افکار فلسفی که شما را احاطه می‌کند. در نهایت من کسی هستم که بهتان می‌گوید می‌شود توی قبرستان هم کیف کرد و خوش گذراند .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
منم شب قدر با خانواده تو قطعه شهدا سر مزار دایی م کلی کیف کردم! بابت پی نوشت دوم کاملا حق داری! در مورد بقیه متن هم که:)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
سلآم؛ خدارحمتشون کنه.... مرسی از کلیک حضورت عزیز جان :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
قربانت!ممنون:-) رفتگان شما هم قرین رحمت الهی!
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
حرفی نیست. انقدر نوشته های شما، علی الخصوص اخیرا خوب هستن که جای حرفی نمیذارن. از همین تریبون هم از عکس هایی که میذارین تشکر می کنم. ممنون از شما با آرزوی موفقیت
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
سلآم؛ مرسی از شما وکلیک حضورتون... امیدوارم که همیشه رضایت بخش باشن (^_^)
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
علیکم السلام؛ خواهش می کنم، ان شاءالله همینطوره :)
Anis
Anis
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
ما یه دفه نصفه شب رسیدیم گرگان! چار تا درخت دیدیم رو همونا خوابیدیم! خیلیمم راحت و شیک! بعد صب پا شدیم دیدیم تو قبوستونیم! 😐✌
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
سلآم؛ دم شما گرم :)))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
تجربه جالب و البته خاصی باید باشه با این توصیفات شما. ولی این اقوام ما از شب های قبرستون اینقدر قدیما خاطرات ترسناک و البته به قول خودشون واقعی تعریف میکردند که من جرئتش رو ندارم الان که فکر میکنم
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
سلآم؛ خب اونا که همش حرفه :) باید برین از نزدیک ببینین من قول میدم خیلی هم ترسناک نیست :)))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
منم یکی از آرزوهامه تو قبرستون بخوابم یه شب! حتی حاضرم روح ببینم! فقط جن نبینم از جن میترسم! :دی خیلی هم خوب تعریف کردی، دمت گرم :))
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
سلآم؛ اتفاقا ما اون طرف یه جنگیر دیدیم که خیلی هم جذاب بود :))) مخصوصا وقتی با گوشه ی چشمش بهت خیره میشد :)))) دل قبرستون یه امام زاده ای بودش که یه اتاق 3در چهار داشت.... 9نفر از 10 نفری که اونجا بودن جن زده شده بودن... اونوقت نصف همراهای من شب پیش اونا سحر کردن :)))))
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
یه چیز دیگه... فک میکنم جن تا زمانی که ندیدیش ترس داره...بعد اینکه یه بار بببینی حالا هرچقدرم ترسناک، دیگه ازشون نمیترسی :)) یعنی منکه چند نفری رو دیدم اینجورین؟!
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
یه چند تا نکته که از دستم در رفتو تقدیمتون میکنم :) توی قبرستونی که آشنا دارین نخوابین....
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
قبل خواب نوشته های روی سنگارو نخونین :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
اصلا به موش ها فکر نکنید... خودشون غالبا طوری رفت وآمد میکنن که به چشم نیان :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
دیگه اینکه اگه خواستین میتونین نور گوشی تونو از پایین بندازین تو صورتتون تا میتونین جیغ دریافت کنین...فقط لطفا اینجور شوخی هارو با اهلش کنید که مورد داشتیم لنگ کفش تو حلقش کردن بابت این شوخی :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
دیگه اینکه میتونین وقتی بقیه خوابن به بهانه ی آبی چیزی هی تو تاریکی رژه برین ...در این صورت تضمین میکنم که اگه لنگ کفش دم دست نباشه، حتما فلاکسی گوشیی جسم سخته دیگه ای دردست رس هست که به سمتتون پرتاب بشه :))
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
زیاد وقتتونو نمیگیرم ....یه توصیه خیلی جدی که فراموش کردم...از بردن اطفال... خانوووم های باردار....افراد دیگه خیلی سن بالا به این مکانها جدا خودداری کنید.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
در ضمن به جن زدگی اعتقاد دارم...نمونه ی بارزشو از نزدیک دیدم....به قبرستانهایی که قدمت طولانی دارن هم نرین که پر از دعا وطلسمه که امکان داره واقعن آدمو زمینگیر کنه ؟!!!
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٠٤
٠
٠
آقا اون راهکار های ترساندن چه بود؟ من ب شخصه خوابیدن زیر سقف آسمون رو خيلی دوست میدارم...:)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٤
٠
٠
سلآم؛ خیلی ساده ست...چیزای ترسناک تعریف کنید...الکی به یه سمتی اشاره کنید بگید یه چیزی دیدی و از این دست شلوغ کاری ها :) 2سه تا کار خفن دیگم بلدم چون بدآموزی داره نمیگم :))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤