یاد شیرینت
دلنوشت

یاد شیرینت

نویسنده : mojtaba_ghm

نازنینم...

در یاد شیرین لب‌های بهاریت می‌کشم نفس، هر دم چونان اسبی رام نشده و سر کش سر می‌کوبم به هر سو تا تخریب جانانه‌ای کنم ذهن پر آشوبم را. تا بشکنم جمجمه پوچ از هیچم را. تا بمیرم و در انتهای دشت پر از گل‌های صورتی که تو عاشق‌شان بودی و از آسمانش رز سفید می‌بارید گم شوم.

آخرین باری که از تماشای چشم‌های بیمار و خمارت حض کردم را یادم نیست. آخرین باری که مقابلم رژه می‌رفتی، خود نمایی می‌کردی و اندام نتراشیده‌ات را به تماشا نشسته بودم را یادم نیست. آن چایی که سرد و پر رنگ و پلشت با قندهای خیس خورده کنار نعلبکی گلگلی لب پریده برایم آوردی و من در آن هوای سرد با چاشنی صدای گرگر بخاری نفتی و بوی تن و زنانگی‌ات که به بوی نفت قلبه کرده بود، نوشیدم و مست شدم. شاید هیچگاه درک نکرده باشی که رویای داشتنت اندوه تمام زندگی‌ام شد و مردانگی بود یا احمقانگی اما رهایت کردم تا خوشبخت کنم آن‌که لیاقتش را داشت.

نه... نداشت... تو داری... تو...

که نه آرامی و نه چشمان فریبا و غزل خوان داری، نه نگاهت زیبا، نه نجابت داری، تو که نه روی سپید داری و نه طره‌ی مشکین. اما چه کنم تو... خود عشقی. یادش هیچ نیست من را که روزی جان فدایش بودم، ای چرخ فلک، بچرخ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
رویای داشتنت اندوه ِ تمام زندگی ام شده بود این جمله آنِ متن بود
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
دلنوشته خوبی بود ولی دوتا نکته به نظرم امد: 1_ "می‌کشم نفس" از نظر جمله بندی چندان درست نیست. «نفس میکشم» درست تر. 2_ بعد "را" هایی که آخر هر جمله پاراگراف آخر گشتید به نظرم نقطه ویرگول به جای نقطه صحیح تر چون در ادامه بحث قبلی گفته شده ادامه جمله.
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
رویای داشتنت اندوه تمام زندگی‌ام شد ...:(((( خیلی قشنگ بود:(ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات