کنکور غم دارد
این روزها دوباره یاد تو می افتم

کنکور غم دارد

نویسنده : i_banu69

نمی‌دانم چرا؟ اما هرسال موقع کنکور، نتیجه‌های اولیه و نتایج نهایی، دلم بی‌هوا می‌گیرد. این‌که وقتی تلویزیون این همه دختر و پسر جوان را نشان می‌دهد، یاد خودم می‌افتم. یاد کنکورم، یاد عذابش، یاد صبح شنبه خنک تابستانی. یاد حیاط خیس و معطر دانشگاه پیام نور. تست‌های زبان عمومی و صدای زنگوله‌ی سگ گله‌ای که از زمین‌های سبز پشت دانشگاه می‌آمد! کارنامه اولیه دوست داشتی‌ام با آن درصدهای امیدواره کننده. نتیجه نهایی که با مربی آموزشگاه رفتیم کافی‌نت و اولین تبریک را او گفت و شیرینی خامه‌ای از مغازه بابای آتوسا برای قبولی در دانشگاه و گواهینامه در یک روز.

جشن جدید الورودی‌ها، این‌که به اشتباه رفتم ترمینال آن سرشهر و برای برگشت مجبور شدم همه پولم را بابت کرایه ماشین به راننده تاکسی بدهم و پکر و توی ذوق خورده برگردم به خانه. اولین بار دوست داشتنت و یاد ثانیه به ثانیه این هفت ترم شیرین که گذشته و خاطره شد. این‌که تک تک این بچه‌های کنکوری توی این چهارسال یا هفت سال دانشگاه چه چیزهایی در انتظارشان است؟ این‌که شاید توی ورودی امسال رشته و دانشگاه ما یک دختری مثل من باشد که عاشق پسری مثل تو شود. ولی دعا می‌کنم که آن دختر از من شجاع‌تر و آن پسر از تو با وجدان‌تر و انسان‌تر باشد تا به هم برسند. خواهش می‌کنم تو هم دعا کن!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
چ غمگین بود:)
Far!de
Far!de
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
چقد خط آخرش غمگین بود و یه جورایی محال ... !
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
تا حالا اینجوری به کنکور نگاه نکرده بود؛ خیلی خوب بود.
sunrise_gh
sunrise_gh
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
قشنگ بود... منم دعا میکنم/('_')\
amiralidoost
amiralidoost
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
کنکور بیشتر واسه دهه 60 غم داشت که احتمالا شما هم هستین الان کسی اهممیتی به کنکور نمیده .بیخیالش شدن همه میدونن چه خبره
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
ای بانو..
f_ghr
f_ghr
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
کنکور کم هم دارد:)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات