خوش زبان باش، در امان باش
#یادداشت #حرف_دهنت_رو _بفهم

خوش زبان باش، در امان باش

نویسنده : صالح یعقوبی زابل

زبان و ادبیات فارسی در هر زمینه‌ای که دوست داشته باشید راه قلم فرسایی را برای شما باز گذاشته است. البته از قدیم تا کنون در این ادبیات شگفت انگیز اصلی‌ترین موضوع برای نویسندگان «عشق» بوده، اما این حقیر قصد گفتن از عشق ندارم، زیرا یک بار جناب مولوی این کار را کرد و این‌گونه شد «چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت/ چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت/ چون قلم در وصف این حالت رسید/ هم قلم بشکست و هم کاغذ درید»  پس به ناچار از عشق نمی‌گویم و باب نیکو سخن گفتن را می‌گشایم، زیرا اگر کسی یاد نگیرد که خوش زبان باشد، هزاران دشمن پیدا می‌کند و پیش محبوبش آن‌قدر زیر آبش را می‌زنند که بین‌شان صنعت «کات» یعنی جدایی برقرار می‌شود، پس اول برویم حرف زدن یاد بگیریم بعد عاشقی پیشه کنیم تا کلاه رقیبان را پس معرکه بیندازیم.

مردم دو گونه‌اند، اکثَرَهُم ایراد گیر و تو ذوق زن، أقَلَّهم نیز متبسم و خوش زبانند، ما باید از نوع دوم باشیم که با زبان‌مان اژدهای منفی‌های نوع اول را هم برای خودمان مثبت کنیم. اصلا از حضرت حافظ که به لسان الغیب شهره است یاد بگیریم، یک دوستی که احتمالا «داف» بوده سر حافظ داد و بیداد می‌کند که تو بسی گنهکاری و بی شک اهل دوزخی، ببینید جناب حافظ چه جواب رقیقی داد: «گر من آلوده دامنم چه عجب؟/ همه عالم گواه عصمت توست!» این‌جا طرف خلع سلاح می‌شود و می‌رود پی کارش، قطعا حافظ می‌توانست بگوید «گر من آلوده دامنم اما/ تو خودت اصل و فرع شیطانی!» و دیگر طرف کوتاه نمی‌آمد و کار به کلانتری می‌کشید!

این مدل رفتار را می‌شود در موقعیت‌های روزمره به کار برد. مثلا: سوار مترو شده‌ای، یک آدمی که از صبح زیر آفتاب داغ کار کرده، عرق ریخته و بوی خوبی از نمی‌دهد، از قضا کنار شما ایستاده و دستش را به میله بالای سر گرفته، طوری که زیر بغلش در مجاورت دماغ شماست، واکنش انسان اولیه‌طور: هی عامو خیلی خوش بویی در مسیر باد هم وا می‌ستی؟ این دست وامونده تو ببر اون طرفتر... و خب آن عامو هم اگر از نوع انسان اولیه باشد، لیچارهای فراوانی در آستین دارد، حالا ببینیم شاگرد مولوی که از نوع انسان‌های پیشرفته است چه واکنشی دارد، اگر بشود جایش را عوض می‌کند، اگر نشود چند درجه‌ای زاویه گردن را عوض می‌کند و اگر این هم نشود به آن عامو چیزی رقیق می‌گوید تا طرفدارش شود و خودش با مهربانی کنار رود. «عامو جون من تنگی نفس دارم، کمک میکنی دورم یه خورده خلوت شه؟» مردم هم عاشق کمک‌های مجانی هستند و آن عامو ناگهان کلی از شما حمایت می‌کند.

نگارنده مجرد در زمینه رقیق صحبت کردن زوجین  از حضرت حافظ پندی نقل می‌کند، حضرت حافظ می‌فرماید: «چون یار ناز کند، شما نیاز کنید» قربان حافظ بروم که همیشه با یارش رفیق بوده، حرف حافظ این است اگر همسرت خودش را لوس کرد و زد توی فاز قهر، برو ناز بکش، خصلت لوس شدن و ناز کردن در آفرینش زن قرار گرفته و در مرد هم خصلت ناز کشی و قربان صدقه گذاشته شده، تا بین زن و مرد توازن و تنوع ایجاد شود، حافظ محبوبی داشته که زیادی خودش را لوس می‌کرده و حافظ هم که فرصت نداشته صبح تا شب ناز بکشد و می‌بایست غزل هم می‌سرود اینچنین گفت: «عروس جهان گرچه در حدِ حُسن است/ ز حد می‌برد شیوه‌ی دلربایی» ببینید چه قشنگ، تمیز و رقیق از دلخوری‌اش حکایت می‌کند، می‌گوید: تو از بس خوشگلی دلرباییت بیش از حد طاقت من شده، داداش مرگ من یواش!

حرف از حافظ زیاد شد، از سعدی هم یادی بکنیم، حضرت سعدی به محبوب مهاجمش می‌گوید: «گر سر صلح داری، اینک دل/ ور سر جنگ داری، اینک جان» یعنی میخوای رفیقم باشی این دل، میخوای جنگ کنی این جان، و باز می‌گوید «سعدی افتاده‌ای ست آزاده/ کس نیاید به جنگ افتاده» بابا ما تسلیمیم، بیا بُکش خلاصم کن، از بس عزیزی قول میدم غرامت هم نخوام.

ما آفریده نشده‌ایم که دیگران را با خود دشمن کنیم، همین زبان است که اگر افسار هدایتش دست عقل و سیاست ما باشد بسیار خوب است و اگر دست احساسات ما باشد باعث می‌شود هم حال اطرافیان‌مان گرفته شود و هم حال خودمان. به فرموده پیامبر اکرم(ص): زبان و قول ما باید لَیّن باشد، اگر می‌خواهیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم، باید مودب باشیم، زیرا پرخاش و بی‌ادبی خودش از منکرات است.

جناب مولوی خودمان هم در این باب گفته گفته: «از محبت غول‌ها هادی شوند/ از محبت غصه‌ها شادی شوند/ از محبت خارها گل می‌شوند/ از محبت سرکه ها مُل می‌شوند» مُل یعنی شراب.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
یاسین هستم «)
یاسین هستم «)
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
خیلی خوب بود؛ واقعا موافقم ... حالا گاهی یه عده میان میگن:« این فلانی از دعوا میترسه؛ زود میره سراغ پاچه خواری » و یا « طرف نمیتونه پابه پای مخاطبش بحث کنه، سریع میکشه کنار»! ولی خب باید بدونیم که خیلی وقتا اینطور نیس. ینی طرف واقعا از سرِ درک و شعور، میاد با انتخاب یه روش درستِ بیان، یه قائله یا مسئله رو ختم به خیر میکنه؛ ولو اینکه خودش صاحبِ حق باشه... ممنون از شما :) خدا قوت
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
دقیقا درسته یاسین عزیز، یه عده متاسفانه "حماقت" رو با "شجاعت" اشتباه گرفتن و علاوه بر اینکه خیلی حرفا میزنن، یه اعمالی هم مرتکب میشن که فقط پشیمونی به بار میاره، ممنون از لطفت، خوشحالم خوشت اومده، موفق باشی:)))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
موافقم :)
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
همیشه یکی از آرزو هام این بوده زبونم رو موقع عصبانیت کنترل کنم واقعا اینک آدم مقصودش رو بدون رنجوندن کسی برسونه ی نعمت..!! ممنون..!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
در لحظات عصبانیت فقط سکوت و صبر باعث ميشه آدم حرف تندی نزنه:) و حتی ممکنه حرفاي بهتری به ذهن آدم برسه که طرف با خاک یکسان شه! :دیییییی، ممنون که خوندین :)))
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
در 90 % مواقع بعد عصبانیت یادم میاد ب طرف چی باید مي گفتم...:) سکوت کردن پیشنهاد خيلی خوبی!!
reza
reza
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
سلام جیم. دقت داری چند وقتی همش یادداشت میذاری. بابا مردیم از بس یادداشت خوندیم. به نظرم من یادداشت نویسی راحت ترین سبک نوشتن که البته حرف خاصی هم نداره. ولی خب قدیما 4 تا مطلب متفاوت کار میکردی. مخصوصا گزارش ها. من خودم گزارش گرفتم میدونم چقدر دوندگی داره؛ اتفاقا یاد داشت هم نوشتم تو 40 دقیقه پشت سیستم و خیلی هم خوب و عالی. ولی خب گزارش کجا و یادداشت کجا.
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
١
٠
نظرتون بسیار محترم دوست عزیز اما اینکه یادداشت حرفی برای گفتن نداره یه مقداری کم لطفی هستش در حق تمام دوستانی که زحمت میکشن و یادداشت مینویسند، در رابطه با کم شدن گزارش از داخل پروفايلتون به مدیریت سایت پیام خصوصی بدین، قطعا پیگیری میشه، البته شما که سابقه ی گزارش نویسی دارید باز هم بنویسید تا معضل کمبود گزارش به دست خودتون حل بشه :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
آدم آخر این متن فقط میتونه بگه: به به! خیلی خوب بود و کاش همه یاد بگیریم و انجام بدیم. اتفاقا همین برخورد باعث تامل بیشتر طرف هم میشه، انشاالله. شاعر می فرماد: باشد که پند گیریم!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
یه دنیا سپاس بابت محبتتون، واقعا درسته، باشد که پند گیریم، ممنون که خوندین :)
mamzi
mamzi
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
خیلیم عالی صالح جان ...آفرین..واقعا باید مواظب خیلی چیزا بود..
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
قربون تو داداش همچنان مصدومم :دیییییی، مرسی از لطفت محمد رضا جان :))
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
سلآم؛ باید این یه بیت از شیخ بهایی رو هم الگو کنیم که : عادت ما نیست رنجیدن ز کس/ ور بیازارد نگوئیمش که بس/ ور برآرد دود از بنیادما/ آه آتش بار ناید یاد ما :) مرسی از شما شیک قلم زدید ودغدغه مند (^_^)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
به به چه شعر زیبایی، حتماً در مطالب بعدی ازش بهره میبرم، ممنونم از شما که وقت گذاشتین و خوندین مطلب رو، موفقیات :))))
فریده ام
فریده ام
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
واقعاهمینطوره...گاهی وقتا محترمانه حرف زدن خیلی جواب میده وتاثیرگذاره...ولی خب متاسفانه خیلیا فک میکنن اگه جوابشونوندی وبه اصطلاح بحث نکنی ینی ک کم آوردی....بافرانک موافقم:) فقدمیشه آخراین نوشته بگی به به :) خیلی خوب نوشتین... لذت بردم..
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
دقیقا همينطوره و متاسفانه خودم هم زیاد برخورد داشتم با این افراد اما فقط میشه واگذارشون کرد به شعور محدودشون! اما مودبانه حرف زدن واقعا خلع سلاح میکنه هر فردی، یه دنیا سپاس بابت لطفتون، خوشحالم خوشتون اومده :)) موفقیات :))
ghodsi
ghodsi
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
خيلي عالي بود صالح جان. اين بيت را هم در نظرم هست هميشه. "بي‌ادب تنها نه خود را داشت بد/بلكه آتش بر همه آفاق زد"
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
واقعا خوشحالم که مقبول واقع شد:) برای خودم هم تنوعی شد که فقط ورزشی ننویسم:) خیلی زیبا بود، همه ی دوستان چه اشعار زیبایی رو در این رابطه به اشتراک گذاشتن:) شخصا خیلی لذت بردم :)
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
خیـــــــــــــلی خوب بود صالح خیییییلیییییی:) خیلی کیف کردم بعضی تیکه ها رو خیلی خوب اومده بودی مثل این :تو از بس خوشگلی دلرباییت بیش از حد طاقت من شده، داداش مرگ من یواش:) این بیت حافظ هم خالی از لطف نیست: اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم/ جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را خیلی منو یاد اون مطلب بوسه ات انداخت :) حال میکنم تو هر زمینه و سبکی مینویسی شاهکار مینویسی اگه فقط مغرور نشی خخخخخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
نوکرتم رفیق :) الحمدلله که خوشت اومده، وقتی اون شعر حضرت حافظ رو خوندم دقیقا همین برداشته "مرگ من یواش" رو کردم! خخخخخخ، دادا عجب شعر محشری، زودتر میگفتی واسه اینم یه تفسیری از نوع تفاسیر خودم مینوشتم! خخخخ، البته همونطور که به آقا زهیر گفتم همه اشعار محشری رو به اشتراک گذاشتن، یه مطلب ذهن زیبا در رابطه با خوش زبانی از کامنتا میشه استخراج کرد:))) آقا این تعریفت واقعا شرمنده و البته "پررو م" کرد! خخخخ، چون واقعا لایق این حجم از محبت نیستم، اما دمت گرم که همیشه انرژی مثبت میدی:) دمت گرم...
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
وحید دوتا از کامنتای مطلبم تایید نشده، تو به عنوان يه کارشناس قدیمی و خبره در امور سایت جیم نظرت چیه؟ به نظرت کامنتای کی تایید نشده اون هم در مطلبی که حرفش خوش زبانی بوده! :دیییییی
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٤/٢٤
١
٠
عه راس میگیا خخخخ فکر میکردم فقط مطالب ما کاربرای عادی بعضی کامنتاش تایید نمیشه نگو شامل حال بچه های بالا هم میشه خخخخخ ...این نیاز به تحقیقات زیاد داره صالح :) ولی حدس اولیه ام اینه که احتمالا بنده خدا کلا با خوش زبانی میانه خوبی نداشته و احتمالا دو تا شعر در مضمون بد زبانی کامنت گذاشته که تایید نشده خخخخخخ مثلا شعرهایی مثل این: ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ/ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﺒﺮﯼ/ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﻣﻦِ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ/ ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺍ ﺑﺒﺮﯼ/ و در ادامه : ﮐﺒﮏ ﮐﻮﻫﯽِ ﺧﺮﺍﻣﺎﻥ، ﺳﺮ ﺟﺎﯾﺖ ﺑﺘﻤﺮﮒ/ ﻫﯽ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺻﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺒﺮﯼ/ و باز هم در ادامه: ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮔﻢﺷﻮ/ ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﺮﯼ ﯾﺎ ﺑﺒﺮی..شاعر اعصاب نداشته خخخخ این حدس اولیه بود اما تحقیقات ادامه دارد
mahdi-h
mahdi-h
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
عالی بود آقا صالح آقا :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
نوکرتم جناب آقای مهدی آقا خان جان:دیییییی
ali007
ali007
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
عالی عالی عالی:)) جدای از متن بسیار قوی و خوبی که داشت،من اون لطیفه های ادبی که در متن رو خیلی دوس داشتم و باز جدای از اون من عاشق اینم که کسی تو مطلب از اشعار استفاده کنه که تو به بهترین نحو ازشون استفاده کردی^_^ عالی بود گل من😍😉
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
فدای تو فامیل :) فامیل خوشحالم که مواردی رو که باهاشون حال میکردی رو استفاده کردم :) تو و وحید همیشه محبت دارین و منم شرمنده لطفتون :) خراب این دو صفر هفتتم اصن:))')
رادمهر
رادمهر
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
البته من معنی خوش زبانی و کلا هر نوع "خوش" و "خوب" رو به طور کامل نمیدونم.یعنی به نطرم تمام این خوب و بد ها و زشتی ها و بدی ها زاییده ی ذهن خود انسانِ اما مودب بودن رو قبول دارم.به قول معروف بشین و بتمرگ جفتش یکیه بستگی داره کدومو استفاده کنی.البته همیشه و در همه مواقع هم این نوع رفتار جواب نمیده.گاهی گستاخی خیلی بیشتر جواب میده و لازمه حتی
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
دقیقا باهات موافقم، شخصا هم هیچ چیزی رو مطلق نمیدونم و معتقدم هر چیزی نسبی هست، اما خب اکثرا برای هر چیزی یه استانداردهای شخصی و استانداردهای عرفی هست که رعایتش قطعا خوبه، در مورد استثنائات هم باهات موافقم داداش یه جاهایی عقل حکم میکنه باید گستاخ بود، اما خب فقط يه جاهایی و این نباید تبدیل به یه عذر بدتر از گناه بشه، چون واقعا تاثیری خوش زبانی بیشتره، شاید آنی هم تاثیر گذار نباشه گاهی اما گذر زمان اثباتش میکنه، رادمهر عزیز مرسی که وقت میذاری و میخونی داداش :) ممنون :))))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/٢٤
١
٠
به به، می بینم که مطلب غیرفوتبالی نوشتین و چقدر هم خوب! امیدوارم خصلت کظم غیض رو خداوند در همه ی ما قرار بده ! " با آرزوی موفقیت هر چه بیشتر :) ". راستی تشکر میکنم از دوست خوبمون به خاطر اون هشتک که خیلی هم لطیفانه لب کلام رو گفتن : " حرف دهنت رو بفهم " :)))
Rada_1997
Rada_1997
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
خیلی هم خوب
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
نقدی بر تیتراژ پایانی آخر قسمت از این سریال

هشت و نیم دقیقه

٩٥/٠٩/١٨