این نیز بگذرد
دلنوشت

این نیز بگذرد

نویسنده : f_s

گاهی در اعماق وجودت احساس خفقان می‌کنی. خفقانی که طی چندین سال به وجود آمده و تبدیل به یک عقده شده. خفقانی که از درون تخریبت می‌کند و تو حتی با فریادهای پی در پی نمی‌توانی آن را از خود دور کنی.

گاهی دلت می‌گیرد از این‌که باورهایت به آتش کشیدنت. آری گاهی به جنون می‌رسم از این همه ترک باورهایی که یک روزی با من همخوانی داشت و حال نیز تنها خاطره‌ای تلخ در کنج دلم شده و یا شاید هم عقده.

عقده سال‌های اخیر. سال‌های به ظاهر نزدیک اما دور. خسته‌ام. خسته‌ام از ترک باورها. خسته‌ام از به گند کشیده شدن باورهایی که حتی فکرش تا اعماق وجودم را می‌سوزاند.

خسته‌ام خسته...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
خسته نباشی
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
منم همین طور..😢
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
امان از این زودباوری های خام و الکی که کاری جز گرفتن دوران طلایی زندگی ما ندارن
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات