کابوسی از خاطره
قاطی پاتی نوشت

کابوسی از خاطره

نویسنده : zahra_haghighi

هر شب در 

کابوسی از خاطره

صبحی آغاز می‌شود

که زخمی به عمق

یک دلتنگی

را بر قلبم می‌نشاند

صبح‌هایی که دیگر به خیر نیست

وقتی تو مرا

در جاده انتظار

چشم به راه گذاشتی

و حالا

منتظرم

سوت قطاری

تن خسته‌ام را

از روی ریل‌ها 

به آغوش تو بکشاند

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
ای جان:))
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
بسیار زیبا:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
قشنگ بود
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات