در حکومت امام علی(ع) سهم مردم از بیت المال چطور بود
یک داستان از کتاب داستان راستان

در حکومت امام علی(ع) سهم مردم از بیت المال چطور بود

نویسنده : E.Abedi

سلام یک داستان. از کتاب داستان راستان خواندم، گفتم حیف است برای دوستانم نگذارمش. اسمش برنامه کار بود.

بعد از قتل عثمان و بیعت مردم با امام علی(ع). در روز دوم بیعت، امام بالای منبر رفت و پس از حمد خدا و درود بر پیامبر(ص) و یک سلسله مواعظ به سخنان خود این‌گونه ادامه داد:

ای مردم! من الآن اعلام می‌کنم. آن عده که از جیب مردم و بیت‌المال جیب خود را پر کرده، املاکی سرهم کرده‌اند، نهرها جاری کرده‌اند، بر اسبان عالی سوار شده‌اند، کنیزکان زیبا و نرم اندام خریده‌اند و در لذات دنیا غرق شده‌اند، فردا که جلو آن‌ها را بگیرم و آنچه از راه نامشروع به دست آورده‌اند از آن‌ها باز بستانم و فقط به اندازه حق‌شان -نه بیشتر- برای‌شان باقی گذارم، نیایند و بگویند علی ابن ابیطالب ما را اغفال کرد. من امروز در کمال صراحت می‌گویم، تمام مزایا را لغو خواهم کرد. حتی امتیاز مصاحبت پیغمبر و سوابق خدمت به اسلام را. هرکس در گذشته به شرف مصاحبت پیغمبر نائل شده و توفیق خدمت به اسلام را پیدا کرده، اجر و پاداشش با خداست. این سوابق درخشان سبب نخواهد شد که ما امروز در میان آن‌ها و دیگران تبعیض قائل شویم. هرکس امروز ندای حق را اجابت کند و به دین ما داخل شود و به قبله ما رو کند، ما برای او امتیازی مساوی با مسلمانان اولیه قائل می‌شویم. شما بندگان خدائید و مال مال خداست و باید بالسویه در میان همه شما تقسیم شود. هیچ‌کس از این نظر بر دیگری برتری ندارد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
معلم تارخ مون می گه ولی امام علی هیچ وقت نتونستن این اختلاف طبقانی رو لغو کنن... ینی اون اشرافی که پولدار شده بودن و اختلاف طبقاتی وجود داشت دیگه درست نشد... بنده خدا امام علی همش درگیر جنگ بودش و اینقدر کم حکومت کردن که دیگه کار به این چیزا نرسید...
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
هیچ حکومت بی نقصی با وجود عناصر خیر و شر روی زمین ساخته نمیشه ، هر حکومتی در هر زمانی دچار عیب و مشکلاتی میشه حتی در حکومت امام عصر تمام ادمها شیعه نیستن
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
یادم شد که بگم ممنون :) قشنگ بودش و آموزنده
E.Abedi
E.Abedi
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
سلام ممنون که خوندین. اون موقع که این حرفا رو فرمودند،چند نفر ایراد گرفتن و اعتراض کردن که اسماشون ایناست: طلحه،زبیر،عبدالله بن عمر،سعید بن عاص،مروان حکمِ.بعضی از اینا با امام جنگیدن و بعضی هم گوشه نشینی رو انتخاب کردن.
پربازدیدتریـــن ها
حرمت را ندیده ام...

من به تو وابسته ام، آقا تو راهم می دهی؟

٩٦/٠٧/١٨
همان دختر دوباره به رستوران آمد

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت یازدهم

٩٦/٠٧/١٨
انتظار پیشرفت نداشته باشید

عدالت یا صرفه جویی آموزشی؟

٩٦/٠٧/١٩
شعری سروده خودم

می نویسم تهدید تو بخوان التماس

٩٦/٠٧/٢٠
حرف های تمام نشدنی

دوست های رادیویی

٩٦/٠٧/١٨
تا یادم نرود که...

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

٩٦/٠٧/٢٠
آقا بیا...

قرن تنهایی

٩٦/٠٧/١٩
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
شعری سروده خودم

امید دارم

٩٦/٠٧/١٩
از ظلمی که می شود...

جهان امروز و امید به آینده

٩٦/٠٧/٢٠
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
تبلیغات