رفتن‌ها / شعر

رفتن‌ها / شعر

نویسنده : A_Emadi

چون تمام آن مسافرها، روند از راه تو

رفتنت یک سمت و رفتن‌ها، تمامش یک طرف

یک طرف یک مرد بشکسته ز داغِ رفتنت

غُصه‌ها و دل شکستن‌ها، تمامش یک طرف

کوچه ملی چون به یک سمت و منِ کز شوقِ تو

بر سرِ کویت نشستن‌ها، تمامش یک طرف

رفته‌ای و دل نه خوش باور، چو من کو چون یتیم

هم پِی‌ات در شهر جُستن‌ها، تمامش یک طرف

فحش و نفرینِ دلِ شاکی، به من باشد روا

طعنه از مردم شنیدن‌ها، تمامش یک طرف

یک طرف دل تنگِ آغوشت به صبح و ظهر و شب

تا سحر بی تو نخفتن‌ها، تمامش یک طرف

گفتم آن باید نگفتم‌ها، چه فرقی باز چون

یک طرف گفتن، نگفتن‌ها تمامش یک طرف....

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله رضایی
غزاله رضایی
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
بیت اخرش معرکه بود:)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
ممنونم :))))
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
تمام حرف هایم همیشه نگفته می ماند/ خوشا بحال شما که شاعری بلدید :)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
نفرمایین..مارو چه به این حرفا
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
تمامش يک طرف...:) دلنشین بود:)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
سپاس :)
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود=) لذت بردم واقعا:)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
تشکر ^_^
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
خیلی زیبا بود:) ممنون
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
ممنون از شما :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
شعرهات رو واقعا دوست دارم. این بیت رو متوجه نشدم (کوچه ملی چون به یک سمت و منِ کز شوقِ تو بر سرِ کویت نشستن‌ها، تمامش یک طرف)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
فداتون... اشاره داره به کوچه ملی تو تهران که فک کنم سمت لاله زار باشه و اینکه یه نفر که خیلی سال پیش با معشوقش اونجا قرار میذاره و طرفش نمیاد.ولی اون هر روز میاد سر قرار..البته من چند مدل شنیدم ولی افسانه نیست حقیقته
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
سلام:فکرکنم منظور خانومی که باشنل قرمز منتظر بوده و‌..... باشد.
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
:)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
:)))
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
خیلی عالی بود :))
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
ممنون :-)
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
یک طرف یک زن نشسته چشم بر راه هست هنوز/اشک و آه ... بی وجدانی تو یک طرف... بسیار زیبا جناب عمادی موفق و موید باشید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
سلام برشما:زیباسرودید.درودبرشما.جسارتافقط یک نکته:بیت۵ شنیدبا دیگر ابیات هم قافیه نیست.رفت٬شکست٬نشست و... باشنید همقافیه نیست اگرآنرا اصلاح بفرماییدزیباترمیشود.عذرخواهم.موفق وسلامت باشید.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨