چه می‌کنه این فرهنگستان زبان!
زین پس به جای واژه غریب نوتلابار، بفرمایید نان داغ شکلات داغ

چه می‌کنه این فرهنگستان زبان!

نویسنده : حکیمه بالال

اگر با دیدن تیتر فکر کردید با یک مطلب ورزشی آن هم از نوع فوتبالی‌اش روبه‌رو هستید و فرهنگستان هم نام یک پدیده جدید در دنیای فوتبال است، باید خدمت‌تان عرض کنم که خیر! نه خبری از فوتبال و یورو و فینال است، نه بازیکن جدید. البته اهمیت موضوع چندان کمتر هم نیست. چرا که به خودی خود کلی بار طنز و شوخی به جامعه تزریق کرد و چشمه‌های ذوق و طنازی مردم را فعال. بله احتمالا درست حدس زدید. قضیه همان نون بیار کباب ببر، نه ببخشید نان داغ شکلات داغ است. هنرنمایی و پیشنهاد جدید فرهنگستان زبان فارسی یا بهتر است بگوییم «اداره انبساط امور و شادی خاطر» به عنوان معادل جایگزین واژه «نوتلا بار».

چند روز قبل بود که خبر ابلاغیه‌ای از طرف فرهنگستان زبان و رئیس محترم آن جناب حدادعادل به نیروی انتظامی روی خبرگزاری‌های مختلف قرار گرفت. ابلاغیه‌ای که طبق آن و بر اساس قانون ممنوعیت استفاده از نام‌های بیگانه، مغازه‌هایی که از نام تجاری Nutella bar استفاده می‌کردند ملزم به تغییر نام شدند و پیشنهاد فرهنگستان نیز برای آن‌ها اصطلاح «نان داغ، شکلات داغ» بود. همین خبر کافی بود تا سیل شوخی‌های مردم با این واژه پیشنهادی شروع شود.

و البته خیلی زود پای حداد عادل هم به شوخی‌ها کشیده شد.

 البته این اولین بار نبود که واژه‌های پیشنهادی فرهنگستان دستمایه شوخی‌های مردم قرار گرفت. واژه‌هایی که گاهی آن‌قدر خنده‌دار و نامفهوم بودند که برای فهم خود آن‌ها نیاز به توضیح اضافه بود و اکنون نیز جز در همان شوخی‌ها جای دیگری استفاده نمی‌شود. سه بر (مثلث)، خویش یار (سلف سرویس)، دو گوشی (هدفون)، برگک (چیپس)، دندان آبی (بلوتوث) و خمیراک (پاستا) نمونه‌هایی از این دست کلمه‌ها بودند و انصافا توی جوک‌ها جایگاه بهتری دارند تا زبان روزمره مردم.

مثلا روزنامه شرق در مطلبی طنز آمیز نوشته بود: «امروز تو را در خویش‌یار دیدم و در دل گفتم کاش یار خویش با من در خویش‌یار بودی. کاش با تو ماست و برگکی بخورم.»

شوخی‌های مردم با واژه‌های پیشنهادی محدود به همین‌ها نمی‌شود و بعضا حتی شاهد واژه‌سازی از طرف خود مردم هستیم. واژه‌ها سازی‌هایی که البته بالاخره صدای آقای حداد را هم در آورد و ایشان در گفتگویی اعلام کردند خیلی از واژه‌هایی که به فرهنگستان نسبت می‌دهند را خود مردم ساخته‌اند و کار فرهنگستان نیست. کلماتی مثل کش لقمه (پیتزا)، دراز لقمه (ساندویچ)، دراز آویز زینتی (کراوات)، دو ور پف زینتی (پاپیون) و یا رایانک مالشی (تبلت) از جمله کلماتی هستند که مدت‌ها ورد زبان مردم بودند و اسباب شوخی و خنده آن‌ها را فراهم می‌آوردند. این کلمه‌ها گرچه از روی شوخی ساخته شدند اما می‌توان گفت یک جور اعتراض نرم به این روند معادل‌سازی بود.

 

چرا مردم نمی‌پذیرند؟

اما چه چیز باعث می‌شود مردم بعضی واژه‌ها را بپذیرند و به راحتی از آن در گفتگوهای روزمره خود استفاده کنند و بعضی را نه؟ چیزی که در مورد «یارانه»، «پیامک»، «پایانه» به خوبی اتفاق افتاد و می‌بینیم که تقریبا همه جا و همه مردم به راحتی آن‌ها را به کار می‌برند اما در مواردی مثل نمونه‌های ذکر شده نه.

عبدالله کوثری (مترجم) در این باره می‌گوید: در بحث پذیرش واژه‌های جدید و جا افتادن آن، تبدیل شدن کلمه به مسئله روز مردم بسیار مهم است. مثلا در مورد کلمه یارانه بعد از بحث یارانه‌ها دیدیم که مردم به راحتی آن را پذیرفتند و حالا هم استفاده می‌شود یا همین طور در مورد پیامک که استفاده در رسانه‌های مختلف تقریبا به فراگیر شدنش کمک کرد.

نکته دیگر در این مسئله، سازنده بودن است. وقتی شما تولید کننده و سازنده علم یا صنعتی باشید دست‌تان برای ساخت واژه‌های آن نیز آزاد است و وقتی نه، تنها ترجمه می‌کنیم. در همین ترجمه کردن هم وقتی می‌توان واژه‌ای را به واژه‌ای دیگر در زبان فارسی برگرداند که واژه معادل آن را داشته باشیم. مسلما اگر به مغازه‌ای برویم و یک پاکت برگک بخواهیم هیچ کس متوجه منظور ما نخواهد شد. گاهی کلمات جدید نه خوش‌آواتر است و نه کوتاه‌تر و حتی گاهی پیچیده‌تر هم است و استقبالی هم از آن نمی‌شود.

 

واژه‌های نو؛ مایه حفظ یا تمسخر؟

در این‌که کار فرهنگ‌ستان کار ارزشمندی است و در راستای ترویج زبان فارسی و حفظ آن شکی نیست. اما سوالی که این‌جا پیش می‌آید این است که آیا حفظ یک زبان فقط وابسته به معادل سازی برای تک تک کلماتی که در زبان‌های دیگر وجود دارد، است؟ و این‌که آیا باید برای کلماتی که تقریبا در تمام جهان به طور یکسان استفاده می‌شود هم جایگزین پیدا کرد؟ مثلا کلماتی مثل اینترنت، وب سایت، بلوتوث و یا برندهای معروف مثل نایک، آدیداس یا همین نوتلا ... کلماتی‌اند که برای همه جا افتاده‌اند و واژه‌های جایگزین بیشتر اسباب مسخره شدن را فراهم می‌کند تا حفظ و گسترش زبان فارسی.

(وقتی جناب خان به واژه‌های فرهنگستان گیر می‌دهد!)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٤/١٩
١
٠
http://7sobh.com/content/توضیح-فرهنگستان-اسم-نان-داغ،-شک/
Vania
Vania
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
ممنون بابت لینک:) البته ما هم نگفتیم فرهنگستان واسه مکان اسم تصویب کردن.ولی تو ابلاغیه ای که صادر شده بود صراحتا گفته بودن پیشنهاد میشه به جای واژه نوتلا بار از نان داغ شکلات داغ استفاده کنند. یه جورایی نوتلا رو اومدن ترجمه به فارسی کنن انگار.. http://www.persianacademy.ir/fa/X1404951.aspx ///ممنون بابت ابراز نظرتون:)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٢٠
١
٠
سلآم؛ داریم دیگه... باید معادل ها روانتر وساده تر باشه تا جابیافته.... فعلن که این فرهنگستان بیشتر از هر چیزی سوژی خوبیه برا طنز پردازی :)))
Vania
Vania
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
هومم این روون تر بودن و ساده تر رو فرهنگستان هم یه کم دقت کنه عالی میشه:) //سوژه خوبیه و مردم هم همیشه منتظر فرصت:)///تشکر بابت حضورتون:)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
نوشته ی خوبی بود خانم وانیا ولی من نمی دونستم نوتلا چی هست ! مجبور شدم برم سرچ کنم تا بفهمم بعد اومدم متن شما رو خوندم منظورم این هست که اگر شروع مطلبتون رو با توضیح اینکه اصلا نوتلا چی هست شروع می کردین بهتر بود و اینکه اصلا تو مشهد شعبه داره یا نه ؟ و ذکر اینکه تا کسی نفهمه نوتلا چی هست اصلا متن رو نمی خونه و مطلب براش گنگ هست .
خورشید
خورشید
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
حتی تصور زندگی بدون نوتلا برای من غیر ممکنه :|
Vania
Vania
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
ممنون بابت توضیح:) والا ازونجا که خیلی شوخی ها و جوک هاش زیاد شده بود فکر می کردم احتمالا بدونن تقریبا همه.البته که خودمم نمیدونستم دقیقا چیه و اسمش رو شنیده بودم فقط و بعدا سرچ کردم. و اینکه اگه توضیح می خواستم بذارم مطلب طولانی می شد کمی. اما بازم حق با شماست.انش االله دفعات بعدی این رو در نظر می گیرم:)//تو مشهد هم شعبه دارن که خب چون تبلیغات میشه ما آدرس نمیدیم برین سرچ کنین:دی///ممنون از حضورتون و نظر خوبتون:)
Vania
Vania
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
خورشید میگم من که دارم زندگی می کننم بدون نوتلا اونم یه عمر.مستر بهمنی هم گویا همین طورن.مشکلی هم پیش نیومده. یعنی ما زندگی نمی کنیم آیا؟:دی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
خخخخ من تاحالا نخوردم: )
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٢١
٠
٠
هرچند منم معتقدم شکلات زیادیش خوب نیست... ولی زندگی بدون نوتلا (خاصه شکلات های فندقی ) غیر ممکنه :))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
حالا چرا یاد فوتبال بیوفتیم ؟ / من نمی دونم این ملتی که توی این فرهنگستان کار میکنن برا چی حقوق میگیرن؟ برا ساختن اسامی مزحک؟ / راستی اگر گفتی " گرد گردان " چیه ؟ :ی
Vania
Vania
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
چون این جمله ی « چه می کنه فلانی» رو معمولا تو گزارشا میگن:دی///خب همه اسامی که می سازن هم مسخره نیست اسم های خوب هم بوده توشون. دیگه بعضیاش اینجوری میشه روحیه ملت رو شاد کنن خخخ//گرد گردان؟اوممم ازین میزای گرد که می چرخه آیا؟//سپاس از حضورت الهام جان:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/٢١
٠
٠
سی دی رام :ی
بیخیال
بیخیال
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
یه سوال میپرسم فقط نخندین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مغازه‌هایی که از نام تجاری Nutella bar استفاده می‌کردند............................................ این چجور مغازه هایی هستند
Vania
Vania
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
چرا بخندیم؟ اصلا هرچی دلتون می خواد بپرسین:) مغازه هایی که توش نوتلا میفروشن..یا به قول فرهنگستان شکلات داغ با نون داغ:دی ...نوتلا یه جور شکلاته ..اسمشم یه اسم تجاریه که از شرکتش گرفته شده.واسه همین میگن نوتلا بهش
Vania
Vania
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
از حضورتون هم ممنون:)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٢١
٠
٠
خود نوتلا هم یه شکلات فندقی که دیگه الان 50 سالش شده :)) بطور رسمی در 75 کشور دنیا فروخته میشه و تقریباً بطور غیر رسمی در همه جای دنیا مشتری داره ... یه چیز ناجور دوست داشتنییه :))))
Vania
Vania
٩٥/٠٤/٢١
٠
٠
متشکر از توضیحات تکمیلی فاطمه ی جان:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
خخخخخخخخخخ خداي من... نظر خاصي ندارم جز همون خخخخخخخخخخ
Vania
Vania
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
ممنون از خخخخخخخ هات زهرا:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨