به من حق مرا برگردان!
#عزیز_نداشته_ام(5)

به من حق مرا برگردان!

نویسنده : خاتون گیس گلابتون

این‌ها را درست قبل از شروع اتفاقات مهم زندگی‌ام می‌نویسم. وقتی که هنوز نفس میهمان کالبدم هست و روح، جسم بی‌رمقم را وداع نگفته.

می‌دانی عزیز نداشته‌ام! من هیچ وقت از واژه‌ها نترسیده‌ام، از به حقیقت پیوستن‌شان هم. برای من برعکس خیلی‌های دیگر مرگ هرگز یک کلمه فاجعه بار نبوده، از مرگم باکی نیست. حتی اگر سرانجامم جهنم باشد هم باز از مرگ نمی‌ترسم.

مگر در دنیای آدم‌ها کم در آتش حسد سوختیم؟ کم مُهر داغ بی‌مهری به پیشانی قلب‌مان خورد؟ مگر کم آتش مذاب بجای آب دهان قورت دادیم شب و روز؟

من حتی ذوقی برای بهشت رفتن هم ندارم. بهشت مگر جایی بهتر از جمع مهربان خانواده‌ام است؟ بهشت مگر غیر استواری دست‌های پدر است؟ بهشت مگر غیر مهربانی نگاه مادر است؟ نگاه اطمینان بخش و مهربان برادر و خواهرم چه چیز کمتر از کرور کرور نعمت بهشتی دارد؟

من از مرگ نمیترسم. شاید مسخره بنظر برسد اما من مرگ را دوست دارم. نه برای خلاصی از دنیا و نه حتی برای حرص رسیدن به بهشت. من مرگ را عاشقانه دوست داشتم و تا این لحظه که هنوز روح در کالبد بی‌جانم به سختی در تکاپوست دوست دارم، فقط و فقط به خاطر یک چیز و آن هم چیزی نیست جز رسیدن به آغوش مهربان خدا.

برای من مرگ مترادف است با در آغوش گرفتن خدا و حالا که در یک قدمی در آغوش کشیده شدنم؛ از من دلگیر نباش که چرا غمگین، افسرده یا شاکی از این بازی تقدیر نیستم .

پی نوشت :

من کجا بیشتر از حق خودم خواسته‌ام؟

مرگ حق است، به من حق مرا برگردان ...

(فاضل نظری)

پی نوشت‌تر :

این حقیقت ادامه دارد ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
مرگ مترادف نیس با در آغوش گرفتن خدا،کمال یعنی خدا،هرچی کامل تر یعنی خدایی تر شدی.مرگ کمال نیس گذرگاهه.مثل زندگی که گذرگاهه.ما به اجبار ازین گذرگاه ها عبور داده میشیم ولی به انتخاب خودمون میتونیم سعی کنیم کامل شیم و به خدا برسیم.خیلیام هستن ک عبور میکنن از زندگی و مرگ ولی به خدا نمیرسن.
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
صد در صد من از آرزوی مرگ نمی نویسم چون که حقیقتا معتقدم زندگی ارزش دویدن رو داره حتی با کفش های پاره منتهی وقتی حکمت اون بالایی به رفتن باشه رفتن برای من ترسناک نیست و دوستش دارم ، ازش گلایه مند نیستم و حس نمیکنم با من لج کرده ... و توی دنیای کوچک خودم مطمئنم اگر مقدرش به این هست پس حتما با آغوش باز آماده برای به آغوش کشیدنم هست ... ممنون از نگاهتون :)
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
عالی اين یکی صد هزار برابر ب دلم نشست...!!! :)به من حق مرا برگردان...!!
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
عالی نگاه توست مائده ی مهربونم ، ممنون بابت همراهی همیشگیت عزیزم الهی عمر با عزت داشته باشی :)
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
عـــــــــالــــــــــــــــی... :-)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
عالی نگاه شماست ممنون از وقتی که گذاشتید :)
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
نوشته هاتون دلنشین تبریک میگم . موفق باشید
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
شکر خدا .. همچنین ... ممنون از نگاه مهربونتون :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
شاید این تجربه ی عجیب و دست و پنجه نرم کردن با یه بیماری سخت هست که باعث شده اینقدر نگاهت و حست دلنشین بشه و ارامش مهمون قلب و روحت بشه. آرزو میکنم هر چه زودتر لباس عافیت بپوشی ولی همچنان این نگاه عرفانی رو باخودت داشته باشی و بقیه ی عمرت رو در کنار خانواده ات تو آغوش خود خدا بگذرونی. چون من برعکس تو فکر میکنم توی همین دنیای لعنتی هم میشه پر کشید تو آغوش خدای مهربون:)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
ممنون نسرین عزیز خیلی خیلی زیاد ... صد در صد درست میگی من تقاضای مرگ ندارم فقط به حکمت کسی که منو بیشتر از خودم دوست داره اطمینان دارم و میدونم اگر خواسته برم پس آغوش باز کرده برام و بهترین سرنوشت این راه پیش روم ... ممنون بابت همراهی همیشگیت و نگاه مهربونت :)
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
«همراه» هر سختی آسانی ست، روزگارت شیرین دوست من :))
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
قطعا خدا در وعده ی خود خلاف نمی کند ... ممنون مرجان جانم حال دلت خوب و روزگارت خوب تر عزیز جان مرسی از نگاه مهربونت :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
این مطلبتون یک "علت" کم داشت. اونم اینه که چرا خدا؟! چرا از اینکه خودتون گفتید "خانواده" همون نعمت های بهشتی هستند میخواید دل بکنید و برید پیش خدا. این واسه خواننده گنگِ.
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
خب مسئله اصلی اینجاست که اینجا من هیچ کاره ام ، من فقط به بهترین بودن حکمت خدا مطمئنم همین و میدونم اگر این مسیر رو برای من در نظر گرفته حتما بهترین هست برای همین با تمام وجود پذیرفتمش چون از هر کسی به بنده هاش مهربون تره ... ممنون بابت نگاهتون :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
همچنان اصرار بر این دارم که جواب کامنت ها رو دادن خوب است حداقل هر یکی دوتا مطلب یک بار!
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
چشم :)
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
قشنگ بود مثل یه باریک نور تو تاریکی حس قشنگی بود :)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
خداروشکر که دوست داشتی الهام جانم و ممنون که خوندی :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
خوبه که از مرگ نمیترسی!من که مثل بلا نسبت ازش میترسم!ولی برات آرزو میکنم سلامتیت رو به دست بیاری و توی بهشت دنیاییت سالها با آرامش زندگی کنی.واسه گرفتن این حق هنوز زود به نظر میاد عزیز جان:-)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٩
٠
٠
ممنون عزیز جان بابت دعا های خوبت ... هرچی خیر پیش بیاد ان شاء الله ... ممنون تر بابت نگاه مهربونت و وقتی که گذاشتی :)
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

بزهکار

٩٦/٠١/٠٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید پس از آیت الله فقید

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

مِهر هایی که به آبان آورد

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساندویچ همبرگر

٩٦/٠١/٠٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

تکذیب های پادری‌ها راست بودند

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات