دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند
# عزیز_نداشته_ام(1)

دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند

نویسنده : خاتون گیس گلابتون

مادر می‌گوید نترس. در حالی که من اصلا از چیزی نمی‌ترسم.

پدر می‌گوید همه چیز درست میشه. درحالی که من اصلا چیز غلطی نمی‌بینم

خواهرم می‌گوید این روزای سخت زود می‌گذره. درحالی که من نه سختی می‌بینم و نه دلم می‌خواهد زود بگذرد.

برادرم در گوشم زمزمه می‌کند نباید ناامید باشم. من به صورت مهربانش لبخند می‌زنم و می‌گویم: کی گفته من نا امیدم؟ من نا امید نیستم پس بخند قرار نیست هیچ اتفاق بدی بیوفته و آرام طوری که کسی جز خودمان دوتا نشنود ادامه می‌دهم: ببین داداشی این ماجرا هر دو سرش برای من خوشبختیه، چه برگردم و باز بتونم پیش شماها که بیشتر از جونم دوستون دارم باشم، چه بر نگردم و برم خونه اصلیم، می‌دونی چقدر دلم می‌خواد خدا رو بغل کنم؟

چشم‌هایم از ذوق برق می‌زند. چشم‌هایش از هجوم اشک برق می‌زند. و چه تفاوت عمیقی است بین این دو شباهت.

علی نگاهم می‌کند، اشک و خشم در چشم‌هایش با هم جدال تنگا تنگی دارند. راستی مردها همه‌شان وقتی خیلی عصبی می‌شوند سکوت می‌کنند؟

می‌دانی عزیز نداشته‌ام؛ این را می‌دانم که شاید بعضی‌ها با خودشان بگویند که من حتما دیوانه‌ام اما؛ حتی تصورش هم روح را در بدن نحیفم به غلیان در می‌آورد .

پی نوشت :

برعکس می‌گردم طواف خانه‌ات را

دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند ...

(فاضل نظری)

پی نوشت‌تر :

این حقیقت ادامه دارد .. و فوتوهاشم بای می و ازین حرفاس  

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
خوب بود...:)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
خوب میخونی :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
سلآم؛ این حقیقت ادامه دارد یعنی چی ؟!! عکس هم عالی بود... دم شما گرم :)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
یعنی این حقیقت ادامه دارد دیگه :) عکس رو هم عالی میبینید دم شما گرم تر :)
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
من تا حالا مردی رو ندیدم موقع عصبانیت ساکت بشه همشون هوار می کشن
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
ولی من دیدم زیادم دیدم :)
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
خوش به حالت. من واقعا دیدن همچین مردی برام آرزو شده
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
خط اخر را ترجمه کن
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
جوابی ندارید؟
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
فکر کردم برای بد بودن کارم اینو نوشتید شرمنده .. یعنی عکس این سری از مطالب گرفته شده توسط خود شخص منه
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
جالب نیس کلمه انگلیسی را به فارسی مینویسی ://
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
من از همین تریبون از شما مراتب عذرخواهی رو دارم :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
:-(
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
بخندید غصه نداره که :)
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
همه نوشتتون که خوب بود یه طرف و اون انتخاب شعرتونه ک منو مبهوت ساخته (با کمی اغراق) خخخ
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
همه نوشته رو که خوب خوندید یه طرف لطفتون به انتخاب شعر من ، منو شرمنده ساخته :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
حس زلالی تو نوشته هات جریان داره گلابتون جان.... دو راهی سخت و شیرینیه به نظرم ... انتخاب سختی بین دو تا عشق که یکی اش رو تجربه کردی و از یکی فقط تعریف و توصیف شنیدی...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات