چمدانش سنگین بود. اجازه خواستم کمکش کنم، عجیب سنگین بود اما خم به ابرو نیاوردم تا مبادا فکر کند بی‌عرضه هستم.

از پله‌های واگن که بالا رفتیم با خود فکر کردم سوالی بپرسم تا صدایش را بشنوم. در آن لحظه تنها سوالی که به ذهنم رسید دلیل سنگین بودن چمدانش بود، با صدایی که لبریز از هیجان شنیدن صدایش بود پرسیدم :

«خانم، مگر چه حمل می‌کنید که اینقدر سنگین است و شما را به زحمت می‌اندازد؟»

لبخندی زد اما غمگین و با صدایی گرفته از گریه بسیار گفت : «زندگی!»

سوت قطار از هپروت بیرونم آورد و متوجه خالی شدن ایستگاه شدم؛ به اتاقکم برگشتم و سرم را روی میز گذاشتم و به چشمان پرفروغش فکر کردم، فکر کردم و فکر و فکر؛ به اینکه چمدانی را به دست خود به قطار بی‌بازگشتی سپردم که زندگی‌ام درونش جا ماند؛

به این‌که کاش سوال دیگری می‌پرسیدم که جوابش طولانی‌تر بود، به اینکه آیا می‌شود با قطار فردا بازگردد؟

به اینکه ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
شعراتون قشنگ تر بود
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
لطف دارین، خوشحالم که لااقل از شعرا خوشتون اومده دوست گرامی :)
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
زندگی از دست رفت..!!ممنون
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
زندگی از دست رفت..!!ممنون
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
:( ممنون از شما ک وقت گذاشتین :)
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
جالب بود !خسته نباشين:)
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
ممنون، پاینده باشین :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
با خوندن این مطلب یک سوال تو ذهنم امد. اونم اینه که چرا باید کیفش سنگین باشه و اون آخرا چرا راوی میگه زندگی خودش تو چمدون جا مونده؟!
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
چمدان سنگین که اون خانوم حمل میکرده حاوی زندگیش بوده، ینی تموم چیزایی که برای زندگی داشته رو برداشته و راهی شده( زندگی اینجا ینی اجسام مادی )..قسمت دوم سوالتون هم اینکه راوی چون عاشق شده زندگیش رو که به اون خانوم و چمدونش گره خورده بوده رو جا گذاشته( اینجا زندگی به معنی عشق و افکار و احساس و ایناس ) و میگه زندگیمم با اون چمدون و صاحبش رفت!
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
عشق در یک نگاه...؟ دوست داشتنی بود... موفق باشید ممنون:)
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
ممنون، بعله ی چی تو همون مایه های عشق در ی نگاه..مجددا ممنون بابت وقتی ک میذارین :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
قشنگ بود :)
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
ممنون، لطف دارین :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

نام تو

٩٦/٠٥/١٩
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
آن‌ها از تپش هماهنگ قلب‌هایمان چه خبر دارند؟

نامه هایی به همسرم / نامه سوم

٩٦/٠٥/١٩
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
تا دل به بودنش خوش باشد

کاش دل هم خانه داشت

٩٦/٠٥/١٩
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

عشق و تبسم

٩٦/٠٥/١٩
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
تبلیغات