ارزش‌های بی‌ارزش

ارزش‌های بی‌ارزش

نویسنده : maeadeh_sh72

امروز با خودم کلی فکر کردم. به این دنیایی که دارم توش زندگی می‌کنم. به چیزهایی که توی جامعه‌ام و دنیایم شده ارزش. خوشتیپی؟ خوشگلی؟ ماشین داری؟  شهری هستی؟ تحصیلات؟  اصل و نصب عالی چی؟

«نگاش کن چقدر این چاقه... وای این چقدر لاغره» با این حرف‌هامان همدیگر را آزار می‌دهیم و نمی‌گذاریم که با خیال راحت زندگی کنند.

«اینو نگا چه دماغی؟ چقدر این زشته؟ چشاشو نگاه؟» آدم‌ها همه دوست دارند زیبا باشند این چیزی‌ست که خدا به‌شان داده، ولی همه چیز زیبایی صورت نیست. همه توانایی عمل‌های مختلف توی صورت‌شان برای زیبایی را ندارند.

«این که ماشین نداره؟» می‌شود توی اتوبوس کنار یکی بود، با شادی و می‌شود توی یک مرسدس بنز کنار یکی بود و غمگین، ماشین ارزش نیست.

هرکار ناشایستی از یکی سر می‌زند بهش می‌گوییم « بابا شهرستانی... بابا روستایی» اما این را نمی‌بینیم که درصد بیشتر آدم‌های موفق اطراف‌مان از همین جاها هستند.

«طرفو نگاه سیکله... اووه اونو نگاه دکتره» تحصیلات فرهنگ و ادب و شعور نمی‌آورد این بهم ثابت شده، توی خیلی جاها یک آدم سیکل فهمیده‌تر از یک مثلا لیسانس یا دکتر است.

«اصل و نصب عالی...» آخر یعنی چی؟ مگر قرار است همه مثل آدم‌های گذشته‌شان باشند که به اصل و نصب کار دارید.

آخر این‌ها چه ارزش‌هایی‌ست؟! آدم زشت، چاق یا بی‌پول باید سرکوفت بخورد؟ کاش همیشه برای خودمان زندگی کنیم و آدم‌های اطرافمان را با چیزهایی مثل اخلاق، خنده‌رویی، عشق و محبت بشناسیم. کاش ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
و یه چیز دیگه، چرا به بقال و میوه فروش میگیم عمو ولی به دارندگان مدرک دکترا میگیم آقای دکتر، یعنی نمیشه هر دو طیف رو به فامیلیشون صدا زد؟
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
خخخخخ واقعا
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
واقعااااااا بی ارزش...:| باهاتون موافقم کاملا...!!
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
چه خوب که یک تایید داشتم .ممنون از توجهتون
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
( کاش همیشه برای خودمان زندگی کنیم و آدم‌های اطرافمان را با چیزهایی مثل اخلاق، خنده‌رویی، عشق و محبت بشناسیم. کاش ... ) واقعا كاش...
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
اونوقت هممون با اسودگی خاطر زندگی میکردیم ممنون از توجهتون
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
سلآم؛ اوهوم... واقعـــــــن هم :/ مرسی شیک قلم زدی ودغدغه مند :)
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
سلام ممنون از توجهتون
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات