نماینده‌ بودن فاطمه حسینی فرصت است نه تهدید
#نماینده_آقا_زاده#تریببون_مجلس

نماینده‌ بودن فاطمه حسینی فرصت است نه تهدید

نویسنده : وبگردی

برخلاف نظر اغلب دوستان و آن‌ها که هنوز چیزی نشده و اصل قصه آغاز نشده، به فکر پس‌گرفتن رأی‌شان افتاده‌اند، من فکر می‌کنم حضور سرکار خانم فاطمه حسینی در مجلس و در قامت نمایندگی مردم امری بسیار ضروری و مفید برای مردم‌سالاری کشور و جامعه‌ی ایرانی است و نه‌تنها تهدید نیست، بلکه باید آن را فرصتی ناب به‌حساب آورد.

اگر واقعیت وجود پدیده‌ی مهم و مؤثر «آقازاده‌ها» و «آقازادگی»‌ را در نظام مدیریتی و سیاسی کشور بپذیریم، آیا انتظار زیادی است که این قشر همه‌جاحاضر و از دیده پنهان در مجلس شورا نماینده‌ای داشته باشند؟

(نیاز به توضیح نیست که شأن قوه‌ی مقننه‌ی نظام مقدس جمهوری اسلامی بالاتر از آن است که کارگران شلاق‌خورده یا راننده‌ اتوبوس‌های معترض یا کودکان کار و امثال این‌ها در آن نماینده داشته باشند. این بدبخت بیچاره‌ها پول یک پوستر دست‌نویس را هم ندارند، چه رسد که به تأمین مالی هزینه‌های سرسام‌آور تبلیغات از محل درآمد صرافی).

اگر حق طبیعی قشر زحمتکش آقازاده در داشتن نماینده‌ای در مجلس را بپذیریم، چه کسی بهتر از این سرکار خانم که با همین نخستین نطق آتشینش به‌خوبی نشان داد شایستگی تمام برای نمایندگی آقازاده‌های امثال خودش را دارد. استفاده از تریبون عمومی مجلس برای یک مسئله‌ی شخصی و خانوادگی، قانون‌شکنی، خودبزرگ‌بینی، حق‌به‌جانبی و طلبکاری و پررویی دقیقاً همان‌ ویژگی‌هایی است که چنین نماینده‌ای باید داشته باشد. پس دلیلی برای سرزنش خود و دیگران نیست. (تکرار می‌کنم دلیلی برای سرزنش خود و دیگران نیست).

اما سود نمایندگی ایشان فقط به قشری که نمایندگی‌شان را برعهده دارد برنمی‌گردد. می‌توان امید داشت که دیگران هم در چهار سال پیش ‌رو از این فرصت بی‌بهره نخواهند ماند. تماشای یک آقازاده، در آکواریوم شیشه‌ای مجلس، روشنگر خیلی از واقعیات است. هم برای زعمای قوم و «آقا»ها که ببینند در این قریب چهار دهه چه دسته‌گل‌هایی پرورش داده‌ و تقدیم جامعه کرده‌اند. و هم برای مردم که حساب کار دستشان بیاید.

حالا که یک آقازاده با ازخودگذشتگی به‌جای انجام مأموریت‌های مهم و حیاتی پشت‌پرده و عضویت در هیئت‌امنای شرکت‌های اقتصادی و بیزینس‌ با اسم بابا و لابی و زد و بند، آمده نماینده شده که جلوی چشم‌مان باشد، چرا این فرصت را قدر ندانیم؟

پی‌نوشت:

البته که در بین آقازاده‌ها بودند و هستند و من هم چند نفری‌شان را می‌شناسم که شریف و نجیب اند و این وصله‌ها به‌شان نمی‌چسبد. اما چه می‌شود کرد وقتی همیشه اقلیت محکوم‌اند به اینکه توسط اکثریت نمایندگی شوند.

 

محسن حسام مظاهری

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_rastegar
h_rastegar
٩٥/٠٤/١٩
٠
٠
دیدن کامل یک آقا زاده از آکواریم مجلس فقط یک مزیتش هستش بدبختی اینه که از این آکواریم استفاده می کنند دنبال یک جوی هستن برای راه یافتن به دریای بی کران بانک مرکزی
پربازدیدتریـــن ها
چند خطی برای فرزندم

من به تو خواهم آموخت که...

٩٦/٠٦/٢٣
از پدیده خوابگاه تا غذای محبوب سلف!

دانشگاه رفتن ؛ چالش یا فرصت؟

٩٦/٠٦/٢٣
مثل بلبل انگلیسی حرف می زنم

خاطرات کلاس زبان محاله یادم بره

٩٦/٠٦/٢٢
شعری سروده خودم

ابر پر باران

٩٦/٠٦/٢٢
شعری سروده خودم

عاشقی پیشه خوبیست

٩٦/٠٦/٢٦
اصلا بهتر باش جانم!

الفبا را نادیده نگیریم

٩٦/٠٦/٢٣
در سکوت مطلق

یک روز از همین امروز و فرداها

٩٦/٠٦/٢٦
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
تو چه می دانی؟

دل عاشق

٩٦/٠٦/٢٥
طعم نامردی ات را می چشی

تو رفتی...

٩٦/٠٦/٢٢
در راستای اظهارات وزیر بهداشت

روحانی؛ ضمانت خرید شماست

٩٦/٠٦/٢٦
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
ترانه ای سروده خودم

باغ بارون زده

٩٦/٠٦/٢٢
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
مگر شعر چیست؟

دل خوش به شاعر بودن

٩٦/٠٦/٢٥
ترانه ای سروده خودم

ناقوس تنهایی

٩٦/٠٦/٢٦
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

دلم پرواز می خواهد

٩٦/٠٦/٢٣
با اینکه می دانی

پایه و اساس زندگی

٩٦/٠٦/٢٥
اشک های بی ثمر

از نیامدن ها

٩٦/٠٦/٢٧
تبلیغات